تبليغاتX
روزنامه نگار اصفهانی - جوان شهر( 18)
دوشنبه هفتم خرداد 1386
جوان شهر( 18)

« سیزده سال با کاریکاتور اصفهان »

روزنامه‌ی اصفهان زیبا، شماره ۱۵۶، دوشنبه ۷خرداد 1386، صفحه5(جوان)

------------------------------------------------------ 

                         

------------------------------------------------------

اصولاً فضاهای فرهنگی، دوست‌داشتنی، پراز انرژی و زیبا هستند. در ستون جوان‌شهر این هفته می‌خواهم درباره‌ی یکی از این فضاها بنویسم. پنجشنبه و جمعه‌ی گذشته برای کاریکاتوریستهای اصفهانی، روزهای شیرین و نابی بودند. به مناسبت سیزدهمین سال تاسیس اولین گروه کاریکاتوریستهای اصفهان، هشتمین سال تاسیس انجمن کاریکاتور و سومین سال تاسیس خانه‌کاریکاتور اصفهان، نمایشگاهی از آثار کاریکاتوریستهای جوان اصفهانی و اساتیدشان و کارگاهی با محوریت کاریکاتور چهره، برپاشد. علاقه‌ی شخصی‌ام به این "زبان گویا "باعث شد تا پنجشنبه و جمعه‌ام را به این نمایشگاه اختصاص دهم. گاهی اوقات، بعضی از  احساسات، افکار و عقایدمان را نمی‌توانیم به زبان محاوره ابراز کنیم، کاریکاتور، زبان یا بهتر است بگوییم "ابزار"یست که این جور مواقع، خیلی "به درد" می‌خورد!

اولین روز نمایشگاه، شلوغ بود و طبعاً بیشترِ بازدیدکنندگان، کاریکاتوریست بودند. نمایشگاه، شامل 57 اثر از 57 کاریکاتوریست ایرانی و 3 اثر از کاریکاتوریستهای خارجی است که البته، یک نفر از خارجی‌ها به افتتاحیه نرسید. بیشترین صدایی که در نمایشگاه شنیده می شد، صدای احوالپرسی‌های گرم دوستانی بود که بعد از مدت طولانی یکدیگر را دیده بودند! بعد از این که دو، سه دوری همه‌ی آثار را دیدم، بالاخره دوست کاریکاتوریستم رسید و چند دور دیگر هم با او نمایشگاه را دیدم و درمورد هر اثر صحبت کردیم. از کاریکاتوریستهای جوان درباره‌ی نمایشگاه و فضای کاریکاتور اصفهان سوال کردم که البته بیشتر، جوابهای طنازانه تحویل دادند! اما آقای سعید جانقربان، مثل خیلی دیگر از کاریکاتوریستهای اصفهانی، از اوضاع کاریکاتور، ناراضی بود:« ببینید! مثلاً در آلمان، یک قانون بسیار جالب و زیبا هست. دولت اعلام کرده که هرکس، می‌تواند 30 درصد از مالیاتی که باید بپردازد را صرف خرید آثار هنری کند و این گونه، فرهنگ را به جامعه تزریق می‌کنند اما ما در ایران و مخصوصاً اصفهان... یکی از کاریکاتوریستهای خارجی که در این نمایشگاه هم دعوت بود ونیامد، با تعجب از من می‌پرسید که چرا با وجود این که هنرمندم، در رشته‌ی تحصیلی‌ام، که ربطی به هنر ندارد، کار می کنم! در حالی که این تفکر در ایران برعکس است. او در استرالیا، روزها راحت در استودیویش می‌نشیند و طرح می‌زند و بعد هم آثارش را چند هزار دلار به موسسه های مختلف می‌فروشد ولی من ساعت 5 عصر که از سر کار می رسم خانه، آن قدر خسته‌ام که دیگر حوصله‌ی این کارها را ندارم. مسئولین هم برای  این هنر ارزشی قایل نیستند...» البته پدیده‌ی تاسف‌بار «ارزش قایل نشدن برای کارهای ارزشمند»، در کشور ما مصداق‌های فراوانی دارد که همین جا آرزو می‌کنیم، روزی این طرز فکرهای غلط تصحیح شوند، ان‌شاالله!

فضای پرشوریست.کاریکاتوریستهای جوان، آثارشان را دسته کرده‌اند، دور اساتید پایتخت‌نشین‌شان حلقه زده و منتظرند که نظر اساتید را درباره آثارشان بپرسند، امضا می‌گیرند، سوال می‌پرسند و عکس یادگاری می‌اندازند و اولین روز نمایشگاه، به پایان می‌رسد.

 روز جمعه،4 خردادماه، ساعت 10 صبح کارگاه کاریکاتور با محوریت "کاریکاتور چهره" تشکیل و با استقبال خوب کاریکاتوریستهای جوان روبه‌رو می‌شود. صندلی‌ها را دایره‌وار در وسط نمایشگاه چیده‌‌اند که کفاف جمعیت را نمی‌دهد، صندلی ها اضافه می‌شوند و مراسم آغاز می گردد. آقای "مهدی تمیزی" رئیس خانه کاریکاتور اصفهان، مراسم را با مرور تاریخچه‌ای از اوضاع 13 سال کاریکاتور اصفهان آغاز می‌کند:«13 سال پیش، که ما انجمن کاریکاتور اصفهان را راه انداختیم، برای اولین نمایشگاه با مشکلات زیادی روبه رو شدیم، قابها را شکستند، اذیت کردند و نمایشگاه از روز دوم شروع شد. سال 83، انجمن کاریکاتور را تعطیل کردند که هنوز هم تعطیل است و...».

عکس دسته جمعی اعضای خانه‌ی کاریکاتور اصفهان ئر نمایشگاه 13 سال با کاریکاتور اصفهان

آقای "حسین صافی" کاریکاتوریست چهره ‌است و دعوت شده تا از این هنر مهجور بگوید. تمیزی درباره‌ی او می‌گوید:« یادمه، با هر متریالی کار می‌کرد خیلی پرکار بود، حتی خیلی از آثارش در قطع 50×70 بود. من که تاحالا کار بد از او ندیده ام...»

حسین صافی، اهل مشهد است، چند سال پیش در رشته‌ی مرمت در دانشگاه پردیس قبول می‌شود، به اصفهان می‌آید و « کاریکاتور را با بچه‌های اینجا شروع کردم و مدیونشان هستم. حالا خیلی‌ها فکر می‌کنند، من اصفهانی‌ام. من اینجا اصلاً احساس غریبگی نمی‌کنم.  کاریکاتور چهره را از طراحی چهره شروع کردم. درمورد این هنر، سه عقیده وجود دارد: بعضی ها می گویند: کاریکاتور چهره، هنر هجو کردن است. گروه دوم اصلاً این حرف را قبول ندارند و بقیه فکر می‌کنند که این جمله درسته ولی اصولاً "هجو کردن" بدنیست. کاریکاتورچهره، یک جور نقاشی چهره است. چیزی‌که هنرمند از سوژه می بیند را خودِ سوژه نمی بیند و نمی‌توانسته که دیده باشد. البته  متاسفانه، فرهنگ پذیرش کاریکاتور چهره هنوز به وجود نیامده که شاید به این دلیل است که کاریکاتورهای چهره‌ای که در خیلی از مجلات طنز و کاریکاتور می‌بینیم، یک جور کارتون اند که در آنها، چهره های کاریکاتوری هم هست و چون کاریکاتور چهره، به این صورت به مردم شناسانده شده، این تصور غلط از این هنر به وجود آمده. ما باید این طرز طلقی را با کاریکاتور خوب کشیدن و منتشرکردنش در نشریات، تصحیح کنیم. مطبوعات هم نباید نسبت به این هنر نگاه خصمانه داشته باشند، چون این مطبوعات هستند که می توانند کاریکاتور چهره را نجات دهند. یکی از نشریاتی که من در آن کار می کنم، به من گفته که کاریکاتور چهره‌ی شخصیت های داخلی را نکشم تا یک وقت به‌شان برنخورد! این خیلی تاسف‌باره که در نخبه‌ترین مطبوعه‌ی ما هم این نگاهِ با ابهام و ترس وجود دارد.»

کاریکاتوریستهای جوان سوالات زیادی درمورد شروع  کاریکاتور چهره دارند. این که از کجا و چه گونه شروع کنیم؟...«من با طراحی چهره، شروع کردم. بعد کم‌کم در طراحی ها اغراق کردم. در خوابگاه دانشگاه که بودم، بچه های خوابگاه یکی‌یکی می‌آمدند، می‌نشستند، کاریکاتوری می‌شدند و می‌رفتند. مثل دستگاه کپی!... شما هم بهتر است اول رئال کار کنید و بگذارید کم کم دیدتان کاریکاتوری شود.»

خیلی وقتها، هنگامی که کاریکاتوری را می‌بینیم، امضای کار بیشتر جلب توجه می‌کند! بچه ها در مورد «امضا» از حسین صافی سوال می کنند:« توکا نیستانی، خیلی به من می‌گفت که این امضایت خوب نیست. امضایت یا باید اسمت باشه، جوری که همه بتوانند بخوانند یا باید نماد باشه. من هم داشتم اسمم را می نوشتم، دیدم شبیه استخوان ماهیه و این شد امضایم و خیلی هم دوستش دارم!»

بعد از صحبتهای حسین صافی، آقای امین مویدی، اولین مدرس کاریکاتور در اصفهان، تریبون را در اختیار گرفت:« من نمی توانم، ذوق زدگی خودم از این نمایشگاه را کتمان کنم! از همه، مخصوصاً آقای تمیزی متشکرم. دیروز تا صبح خوابم نبردبه خاطر دیدن دوستان خوبی که حالا در تمام ایران پراکنده شده اند. این نمایشگاه، امکانی به وجود آورد که نسل قدیم و جدید، بتوانند آثار یکدیگر را ببیند و تاریخ کاریکاتور اصفهان را مرور کنند.»

آقای مویدی، در مورد نقاط ضعف و قوت کاریکاتور اصفهان، گفت:« جریان کاریکاتور اصفهان 2 مشخصه بارز دارد:اول، سوژه‌گرایی و نگاه به محتوا، که نقطه قوت کار است. و  دوم: تشکیلاتی و منظم بودن آن، که حتی در تهران هم نیست. البته همین دو مشخصه از نقاط ضعف کاریکاتور اصفهان هم محسوب می شود. چند وقت پیش در روزنامه‌ای مقاله‌ای منتشر شد درمورد جریان کاریکاتور اصفهان، که همه‌ی ما را عصبانی کرد. گفته بودند که کاریکاتور اصفهان، ضعف طراحی‌اش را با شعار سوژه گرایی می‌پوشاند. من کاملاً با این حرف موافق نیستم ولی به بچه‌های نسل جدید توصیه می‌کنم که طراحی هایشان را قوی‌تر کنند. البته باید توجه کنند که آثارشان به تصویرگری تبدیل نشود که این هم خطرناکه و چیزیست که در تهران خیلی وجود دارد. نقطه ضعف دوم هم کار تشکیلاتی است. برنامه ریزی دقیق وجود داره، نمایشگاه و جشنواره برگزار می کنیم، ولی  ایراد بزرگ این است که توجه بیشتر روی برنامه‌ریزی است تا خروجی کار! ما داریم، از جریان کاریکاتور بعضی از شهرهای دیگر که با تبلیغات و سرو صدای زیاد وارد گود شده‌اند، عقب می‌مانیم. من از این موضوع هم حسودیم می شود و هم تاسف می‌خورم. چون کاریکاتور اصفهان، واقعاً فعال بود. ما هرسال یک نمایشگاه گروهی برگزار می‌کردیم، از بین 500،600 اثر، آثار خوب را با وسواس زیاد انتخاب می‌کردیم و با هیچ کس هم رودربایستی نداشتیم، حتی چشم در چشم هم، کارهای یکدیگر را رد می‌کردیم! مصلحت اندیشی و این حرفها نبود فقط کاری انتخاب می شد که سوژه وتکنیک خوبی داشت. اما در جاهای دیگر اصلاً این رویه وجود ندارد. مثلاً می گویند: این را باید انتخاب کنیم، درسته که خوب نیست ولی ایشان پیشکسوت است. آن زمان که ما بچه بودیم، ایشان در آن فضا کاریکاتور می کشیده و... به نظر من، این طرز تلقی اصلاً درست نیست و به کار لطمه می زند.»

کاریکاتوریستهای جوان سوالات زیادی می‌پرسند. در مورد سوژه‌یابی، تکنیکهای مختلف، نحوه‌ی شروع کاریکاتور چهره، استفاده از اغراق‌ها و... دوست ندارند، کارگاه به این زودی تمام شود!

آخر جلسه، برنامه‌ی ویژه‌ای است. حسین صافی، کاریکاتور چهره‌ی کاریکاتوریست شناخته‌شده‌ی اصفهانی، آقای وحید شریفی، را می‌کشد و بعد از آن، کاریکاتوریستهای جوان، ول‌کن ماجرا نیستند! آقای صافی اصلاً دربرابر این همه تقاضا، ابراز خستگی نمی‌کند، دو نفر دیگر هم کاریکاتوری می‌شوند و درحالی که  هنوز بقیه در صف‌اند، «پایان کارگاه» اعلام می‌شود!

 

نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 22:43 | Balatarin | | لینک به این مطلب