هر ترم چه قدر شهریه ی دانشگاه می پردازید؟! چه قدر برای کلاس های ویندوز، فتوشاپ، برنامه نویسی، زبان انگلیسی و ... پول می دهید؟! در چهل و چهارمین قسمت ستون اینترچت میخواهیم از روند نزولی هزینههای آموزش به کمک دنیای دوست داشتنی وب اشتراکی صحبت کنیم.
جاش کتن (Josh Catone) در پستی با عنوان «در آینده، هزینه آموزش، صفر خواهد بود!» در وبلاگ ماشابل، می نویسد:«امسال میانگین شهریه سالانهی یک کالج خصوصی در آمریکا 25543 دلار و برای مدارس عمومی، به طور متوسط و بر اساس نوع مدرسه، 6585 دلار است. که این مبالغ به دلیل تورم، به ترتیب، 5.9 و 6.4 درصد نسبت به سال گذشته، افزایش داشتهاند. تمام این ها نشان میدهد که برای خیلی از مردم، تحصیل در دانشگاه به دلیل گران بودن، دور از دسترس است. اما تصور کنید که بتوان با کمک ابزارهای رسانههای اجتماعی، هزینههای آموزش را به صفر رساند!»
او البته تاکید میکند که برخی آموزشها هیچ وقت نمیتوانند رایگان باشند. مثلاً شما نمیتوانید یک جراح بشوید مگر اینکه در یک دانشگاه خوب، زیر نظر اساتید حرفهای، به طور عملی و با استفاده از ابزارها و تجهیزات گران قیمت درمانی، در اتاقهای جراحی، آموزشهای لازم را ببینید. اما برای برخی علوم و مهارتها، میتوان به طور جدی، روی دنیای اینترنت حساب کرد! با کمک رسانههای اجتماعی میتوان هزینههای ثابت، از جمله هزینههای اداری و فضای آموزشی، را کم کرد و با استفاده از منابع آزاد (Open source)، تجدیدپذیر و سازگار در اینترنت، هزینهها را تا صفر تقلیل داد.
دانشگاه مردم!
دانشگاه مردم (The university of people) یک پروژهی آنلاین آموزشی است که به وسیلهی سازمان ملل مطرح و راهاندازی شده؛ یک موسسهی غیرانتفاعی با هدف فراهم کردن امکان آموزش برای کسانی که از عهدهی هزینههای دانشگاههای معمولی برنمیآیند.
این موسسه، صد درصد آنلاین است و از منابع درسی اپنسورس و آموزش اشتراکی (peer-to-peer learning) برای انتقال اطلاعات به دانش آموزان استفاده میکند. البته دانش آموزان باید برای درس خواندن در این موسسه، شهریه بپردازند و این هزینه، بر اساس شهر محل زندگی فرد، متفاوت است. اما از 100 دلار بیشتر نمیشود.
دو شرط برای پذیرش در این موسسه، وجود دارد؛ دانستن زبان انگلیسی و داشتن مدرک دیپلم. شای رشف (Shai Reshef)، مدیر پروژه، میگوید:«این پروژه برای هر کسی، نیست! شما باید زبان انگلیسی بلد باشید. یک کامپیوتر داشته باشید و ... تصور ما این بود که دانشجویان از طبقه متوسط رو به پایین و قشر ضعیف رو به بالا بتوانند از این دورهها استفاده کنند؛ کسانی که میتوانستند به دانشگاه بروند ولی این شانس را از دست دادهاند.»
در حال حاضر، این دانشگاه فقط دو دوره دارد. دوره های «فناوری اطلاعات» و «مدیریت بازرگانی» که به گفتهی «رشف» دو تا از پرکاربردترین مدرکها برای پیدا کردن شغل در سرتاسر جهان، محسوب میشوند. البته هنوز این مدرسه، نتوانسته اعتبار کسب کند و به همین دلیل به شرکتکنندگان، گواهی نامه اعطا نمیکند. ولی درحال رایزنی برای کسب مجوز هستند.
هر هفته، دانشجویان به سایت آموزشگاه وارد میشنود تا در کنفرانسها شرکت کنند، مباحث درسی را با دانش آموزان دیگر دنبال کنند، محتوای آموزشی را دانلود نمایند، از دانش آموزان دیگر یا استادان داوطلب، کمک بگیرند. یا آزمون ها را برای رفتن به مراحل بعدی آموزش، انجام دهند. آزمونها نیز، به طور خودکار امتیازدهی میشوند یا به وسیلهی جمعی از دانش آموزان دیگر بررسی میگردند.
ایدهی ابتکاری امآیتی!
در آوریل 2001 دانشگاه امآیتی خبر بی سابقهای را در روزنامه نیویورک تایمز مطرح کرد. مسئولان دانشگاه خبر دادند که قرار است این دانشگاه دورههای درسی خود را به طور رایگان و آنلاین در اختیار مردم جهان قرار دهد. پس از این خبر، تا اکتبر 2002، پنجاه دورهی کامل در قسمت ویژهی سایت این دانشگاه که اپنکورسور ((ocw.mit.edu نام دارد، قرار گرفت. و حالا، تقریباً هفت سال بعد، 1900 دورهی کامل در بخش OpenCourseWare در سایت دانشگاه امآیتی قرار گرفته است و قسمتی از مفاد درسی این دورهها نیز در رسانههای اجتماعی دیگر، مانند: یوتیوب (YouTube)، فلیکر (Flickr) و آیتونزیو (iTunes U) منتشر شدهاند.
اما اتفاق مهم دیگری که افتاد، این بود که ابتکار پروژهی دانشگاه آمآیتی بین 200 موسسه تحصیلات تکمیلی در سراسر جهان، گسترش یافت. و حالا دانشگاههای کوچک و بزرگی از سراسر دنیا، مفاد آموزشی خودشان را به طور آنلاین و رایگان در اختیار علاقمندان قرار میدهند. (اگر یادتان باشد، در یکی از شمارههای قبلی همین ستون، دربارهی کانال مخصوصی که سایت یوتیوب برای دانشگاهها، راهاندازی کردهبود، صحبت کردیم.)
پروژهی اپنکورسور، نمره یا امتیازی به کاربرانش نمیدهد. ولی به هر کسی اجازه میدهد که از هر جای دنیا، از مواد آموزشی بهترین دانشگاههای جهان به رایگان استفاده کند و این خود، امتیاز بزرگی است اگر فقط به فکر «مدرک» نباشیم! البته از آنجا که مواد درسی این پروژه، تحت لیسانس کریتیو کامنز (Creative Commons license) منتشر می شود، به این معنی که هرگونه استفاده ی غیرتجاری مجاز است، میتوان تصور کرد که روزی، پروژههای غیرانتفاعی دیگر، مانند «دانشگاه مردم» از مفاد درسی ارائه شدهی این پروژه استفاده کنند و به این ترتیب، اعتبار بیشتری برای خود کسب کنند و کارآمدتر شوند.
اما اگر فکر میکنید اجرای این پروژه برای دانشگاهها، رایگان یا ارزان تمام شده، کاملاً اشتباه میکنید. دانشگاه استنفورد تخمین میزند که هزینه آنلاین کردن دورههایش، بین ده تا 15 هزار دلار برای هر دوره، است و البته دورههایی که شامل ویدئو هستند، دو برابر هزینه دارند. اما اگر سرمایهگذاری اولیه برای تشکیل دورهها و آنلاین قرار دادنشان را در نظر نگیریم، هزینهی عمومی کردن دورهها، فقط به اندازهی پهنای باند مصرفی است که آن هم تقریباً رایگان میشود.
کتابهای درسی رایگان
بر اساس آمار سایت collegeboard.com، هزینهی متوسط کتابهای درسی، منابع و تجهیزاتی که یک دانشجوی دورهی لیسانس، در آمریکا میپردازد، 1077 دلار است. حالا تصور کنید که کتابهای درسی، رایگان باشند! و منابع درسی به طور آنلاین و بدون هیچ هزینهای در اختیار دانشجویان قرار بگیرند.
پروژی ویکیکتابها (Wikibooks) که در سال 2003 و با هدف فراهم کردن منابع آزاد آموزشی، تحت مجوز کریتیو کامنز آغاز به کار کرد، کتابهای درسی نوشتهی داوطلبان را به طور آنلاین منتشر میکند. این سایت در حال حاضر، 38هزار صفحه کتاب درسی رایگان دارد که البته متاسفانه، تعداد زیادی از این کتابها، ناقص هستند. مانند «ویکی پدیا» که محصول همین شرکت است و در آن نیز، مقالات به وسیله ی داوطلبان در زمانی که وقت آزاد دارند، نوشته میشوند و به همین دلیل، کیفیت نوشتهها خیلی بالا نیستند.
اما مهمترین سری کتابهای موجود در این سایت، کتابهای Flat world knowledge هستند که به وسیلهی نویسندگان متخصص که برای این پروژه، زیر نظر موسسه کار میکردند و عموماً دارای مدارک بالایی مانند استاد تمامی هستند و یا تجارب کاربردی مفیدی در این زمینه دارند، نوشته شده اند. این سری کتابها تحت مجوز کریتیو کامنز منتشر میشوند و به همین دلیل، در حال حاضر، در تعدادی از دانشگاههای سراسر دنیا نیز تدریس میشوند.
سیبی که دو بار خورده میشود!
اگر در اینترنت به دنبال منابع آموزشی رایگان بگردید، نتایج زیاد و جالبی پیدا خواهید کرد. این روزها میتوانید به کمک رسانههای اشتراکی زبان انگلیسی یاد بگیرید. اگر میخواهید فتوشاپ کار کنید، کافی است چند کتاب را دانلود کنید و... اینترنت پر است از جزوهها، کتابها، ویدئوها، فایلهای صوتی آموزشی رایگان یا ارزان و متخصصان داوطلبی که در فورومها و سخنگاهها، آمادهی جواب دادن به سوالات فنی شما هستند.
و در آخر اجازه بدهید سخن جالب جاش کتن، را نقل کنم که با تاکید بر این که هزینهی نهایی آموزش، به کمک شبکههای اجتماعی و روشهای ابتکاری استفاده از آموزشهای آنلاین، به سمت صفر میل خواهد کرد، مینویسد:« طبیعت آموزش این گونه است که با هزینه تولید میشود ولی بدون هزینه، میتواند بارها و بارها استفاده گردد. اگر من یک سیب بخورم. شما دیگر نمیتوانی همان سیب را بخوری. اما اگر من چیزی یاد بگیرم هیچ دلیل وجود ندارد که شما نتوانید همان مطلب را یاد بگیرید! پس میتوان مطمئن بود که در آینده هزینه آموزش، صفر یا نزدیک به صفر خواهد شد و این بدین معناست که شیب زمین بازی بیش از پیش برای همه یکسان خواهد شد!»
| | لینک به این مطلب حتما مطلبی را که هفته گذشته به نقل از مایکل ارینگتون نوشتیم، به یاد دارید. این چهره معروف وب 2.0 در پستی در مورد فعالیت بیش از حد برخی کاربران سایتهای اجتماعی هشدار داده و در آخر نیز طی نظرسنجی جالبی از خوانندگان وبلاگ پرسیده بود که روزانه تقریبا چند ساعت در اینترنت وقت تلف میکنند. از 2527 نفری که در آن نظرسنجی شرکت کرده بودند، 54 درصد کاربران گفته بودند که روزانه بین 1تا 5 ساعت و 24 درصد روزانه بین 5 تا 10 ساعت در اینترنت وقت تلف میکنند. وقت تلف کردن در اینترنت البته چیز عجیبی نیست. این دنیای گسترده با ابزارهای مختلفی که دارد همانقدر که میتواند مفید و کاربردی باشد، میتواند زیانبار و بیفایده نیز باشد.
اما قرار نیست در این شماره هم درباره وقتگیر بودن یا نبودن اینترنت صحبت کنیم. برای امروز یک مطلب خوب از لی بتانکورت (Leah Betancourt) مدیر گروه دیجیتال استار تریبون در میناپلیس، را انتخاب کردهایم.
لازم به ذکر است که درباره سایت میکروبلاگینگ توییتر در شمارههای قبل ستون اینترچت مفصل صحبت کردهایم. یادتان که هست؟! توییتر، سرویسی که از کاربرانش میخواهد به سوال «الان داری چه کار میکنی؟» در 140 کاراکتر جواب بدهند.
بتانکورت در پستی در وبلاگ ماشابل مینویسد:« روزنامهنگاران از توییتر برای جذب مخاطبین، متصل شدن به منابع خبری بیشتر و ارتقای وجهه شغلیشان استفاده میکنند. اجبار به نوشتن در فقط 140کاراکتر باعث میشود نویسندگان حواسشان را بیشتر جمع کنند و زودتر بروند سر اصل مطلب!»
این فعال دنیای وب سپس سراغ چند روزنامه نگار فعال در سایت میکروبلاگینگ توییتر رفته و نظرشان را درباره فواید و کاربردهای توییتر برای روزنامهنگاران پرسیده است.
توییتر خبررسانی را آسانتر میکند
جیسن دیراشا (Jason DeRusha) خبرنگار تلویزیونی که از هر روز از توییتر به عنوان یک ابزار شغلی استفاده میکند، معتقد است که توییتر در بهبود وجهه شغلیاش تاثیرات قابل توجهی داشته است.
وی گفت از توییتر مشخصا برای جمع آوری اطلاعات و ارتقای کارش کمک میگیرد. او برنامهای تحت عنوان «سوال خوب» را پنج شب در هفته اجرا می کند برنامه ای که توییتر نقش عمدهای در آن بازی میکند.
در ابتدای هر روز، دیراشا سوالهایش را در اکانت توییترش مطرح میکند. سپس کسانی که او را در تویییتر دنبال کردهاند (که تعدادشان به بیش از 2200 نفر میرسد) عقاید و جوابهایشان را برای او میفرستند. دیراشا این شیوه را به مصاحبه خیابانی با آدمهایی که به تصادف انتخاب میشوند، ترجیح میدهد چرا که او بدین ترتیب میتواند اظهارنظرهای دقیقتری از کسانی که تجربیات مرتبطتری به موضوعات بحث دارند، به دست آورد.
اولین موفقیت توییترانهی دیراشا در اواخر سال 2007 رخ داد. او در مورد یک نوع آلرژی نسبت به درخت کریسمس تحقیق میکرد و در این راه از توییتر برای پیداکردن کسی که به درخت کریسمس آلرژی دارد و مجبور است موقع تزیین درخت کریسمس دستکشهای خیلی زخیم محافظ بپوشد، استفاده کرد. دیراشا میگوید:«بدون توییتر نمیتوانستم چنین منبع خوبی پیدا کنم!»
از سوی دیگر جان دیکرسن (John Dickerson) خبرنگار معروف و نویسنده کتاب «On Her Trail» که استفاده از توییتر را از نوامبر 2007 تا به حال در برنامه شغلیاش گنجانده است، در مصاحبهی ایمیلی به دیراشا میگوید که به عنوان یک نویسنده، زبانی که برای نوشتن در توییتر استفاده میکند با زبانی که برای نوشتن رسمیاش دارد، کاملا متفاوت است. او میگوید:« احساس می کنم توییتر به من کمک کرده که نگاه متفاوتی نسبت به ارتباطات پیدا کنم و به ایدههای هوشمندانهتری در نوشتن دست یابم.»
دیکرسون از توییتر آموخته که مردم معمولا خبر جانبدارانه را با یک واقعیت که صرفا گزارش میشود، اشتباه میگیرند. به عنوان مثال، وقتی نقل قولی از رئیس جمهور مینویسد، مردم فکر میکنند که او طرفدار رئیس جمهور است! دیکرسن در ادامه میگوید:« البته من فکر میکردم که مردم چنین تصوری داشتهباشند ولی جوابهایی که آنها به نوشتههای کوتاه من در توییتر میدهند، مرا بسیار شگفتزده میکند.»
ابزارهای توییتر
موکرک (muckrack.com) یک جمع آورنده اطلاعات به صورت آنلاین از اکانت توییتر روزنامه نگاران است. ببینید روزنامه نگاران در حال خواندن چه مطالبی هستند، چه کسانی را دنبال میکنند و در مورد چه چیزهایی صحبت میکنند. سایت قابلیت جست و جو به وسیله کمپانیهای خبری، توییتها، لینکها و عکسهایی که رونزامه نگاران منتشر کرده اند را هم دارد.وقتی کاربری، اکانت روزنامه نگاری را به سایت اضافه میکند، آنها میتوانند کمپانی ه وسازمانهای خبری که در آن کار میکنند را اضافه کنند و توضیحات اضافی بیفزایند.
مدیا در توییتر(mediaontwitter.com) یک پایگاه دادهی ترتیبی از روزنامه نگاران است که نام روزنامه نگاران، یوزرنیم توییتر آنها، موضوعاتی که بیشتر بهشان میپردازند، سازمانهای خبری که برایشان کار میکنند و کشوری که در آن زندگی میکنند رادر بر میگیرد.
از سوی دیگر، برای روزنامه نگارانی که در حیطه تجارت و رسانه ها در توییتر مینویسند، دو ویکی ساخته شده است. اولی که به نام «Media People Using Twitter» شناخته میشود، فهرستی از روزنامهنگاران بر اساس کشوری که در آن زندگی میکنند است. سپس نام و سازمان خبری و اکانت توییتر آنان را نیز لیست کردهاست. نام دومین ویکی هم «The Media Outlets Using Twitter» است که سازمانهای خبری را بر اساس کشور، نام کمپانی و یوزرنیم توییتر یا آدرس وبسایتشان طبقهبندی کردهاست.
نکته جالب این بخش این است که روزنامه دیلی تلگراف در بخش اخبارش از توییترفال (Twitterfall) برای زیر نظر داشتن اخبار و وقایع مهم استفاده میکند. ابزار توییترفال به کاربرانش اجازه میدهد که مهمترین و پربازدیدترین توییتها را دنبال کنند و حتی یک جستجوی سفارشی برای خودشان درست کنند.
ابزار دیگری هم به نام توییتبیپ (TweetBeep) وجود دارد که به شما اجازه میدهد وقایع اکانت توییترتان را از داخل ایمیلتان دنبال کنید. اما آنقدر ابزارهای مختلفی برای سرویس جذاب توییتر ساخته شده که کافیست با توجه به نیازتان ابزار مورد نظر را جست و جو کنید!
اگر به دنیال منبع میگردید، پیتر شانکمن (twitter.com/skydiver) را دنبال کنید! شانکمن در ضمن سایتی هم دارد که به خبرنگاران در پیدا کردن منابع کمک میکند.
هفتهای یک بار یعنی هر دوشنبه ساعت 7 تا 10 شب با روزنامهنگاران دیگر توییت کنید! فقط کافیست ابزار ژورنچت (journchat.info) را دریابید!
اما صحبت از دنیای عجیب و گستردهی توییتر و لیست ابزارهای آن به همین جا ختم نمیشود. باید توییتریست باشید و با توجه به علائق و کاربردهایی که از این سرویس انتظار دارید، با آن کار کنید تا معنای واقعی توییتر و به عبارتی حتی معنای واقعی وب اشتراکی را دریباید.
و برای حسن ختام سیهفتمین قسمت ستون اینترچت، اجازه بدهید توصیههای دیراشا را به روزنامهنگارانی که کاربر توییتر هستند، نقل کنیم.
جوابهایی که کاربران به توییتهایتان میدهند را بخوانید.
به توییتهای دیگران پاسخ بدهید.
به توییت کردن اکتفا نکنید. بحثها را از طریق ایمیل و پیام مستقیم ادامه دهید.
عکسی از خودتان در پروفایل توییترتان بگذارید.
با رئیستان در مورد عقیدهاش درباره توییتر، صحبت کنید.
اگر میخواهید در مورد مسایل داخلی سازمان خبریتان توییتی بفرستید، ابتدا از سازمانتان اجازه بگیرید.
با توییتهایتان متناسب با یک میکروپست در میکروبلاگتان رفتار کنید. به عبارت روشنتر، قبل از فرستادن هر عبارت 140 کاراکتری فکر کنید که آیا این موضوع برای مخاطبینتان اهمیت دارد یا خیر!
| | لینک به این مطلب در اینترچت این هفته میخواهیم خبرهای جالبی از دنیای وب اشتراکی را با هم مرور کنیم.
تولدت مبارک آقای فیسبوک!
پنجشنبه گذشته (14 می) یعنی درست 5 روز پیش، یکی از جوانترین و موفقترین چهرههای مشهور و محبوب دنیای وب اشتراکی بیست و پنج ساله شد! مارک زوکربرگ، خالق شبکه اجتماعی محبوب فیسبوک و تحصیلکرده دانشگاه استنفورد در حالی 25 سالگیاش را جشن گرفت که چند سالیست نامش در صدر لیست میلیونرهای زیر سیسال اینترنت قرار دارد و شبکه اجتماعیاش این روزها یکی از پرطرفدارترین و بحثبرانگیزترین سرویسهای وب اشتراکی است.
شاید یکی از مهمترین وجوه تمایز دنیای اینترنت هم همین باشد که برعکس دنیای حقیقی، تجربه حرف اول را در آن نمیزند بلکه ایدهی خوب و تازه داشتن، پرورش آن ایده و جذب مخاطبین عموماً جوان، مهمتر است.
چه قدر در اینترنت وقت تلف میکنید؟
اما برای اپیزود دوم، اجازه بدهید در مورد یک سوال جالب که مایکل ارینگتون ساعت 4:28 صبح همین جمعه از خوانندگان وبلاگ مشهور «تککرانچ» پرسیده، صحبت کنیم.
مایکل ارینگتون را خوانندگان حرفهای این ستون میشناسند، وبلاگنویس معروفی که در مورد پروِژههای موفق کارآفرینی مینویسد و چهره شناختهشدهای در دنیای اینترنت است. او در پست اخیرش مینویسد:« کاری که ما در وبلاگ تککرانچ انجام میدهیم این است که زمان زیادی را به گشت و گذار در اینترنت و سایتهای مختلف اختصاص میدهیم. ولی این شغل ماست! ما پول میگیریم که روزانه در فیسبوک، یوتیوب، توییتر، فرندفید و نزدیک به 6هزار سایت دیگر بگردیم. (نکته کنکوری: اگر خواستید یک سرویس جدید را امتحان کنید و حوصله ثبت نام در آن سایت را نداشتید، میتوانید از یوزرنیم (TechCrunch ) و پسورد (Password) برای لاگین شدن در آن سایت استفاده کنید!) اما من همین طور که در این سایتها گشت میزنم، با تعجب میبینم که خیلی از شماها به شدت در سایتهای مختلف فعال هستید.
و این درحالی است که بیشترتان شغل حقیقی دارید که لازمه آن این است که وظایف شغلیتان را که هیچ ربطی به آپلود عکس در فیسبوک، آپ دیت کردن میکروبلاگ توییترتان یا گوش دادن به موزیک در سایت iMeem ندارند، انجام دهید. این طور که به نظر میرسد، بعضی از شماها چیزی بیشتر از یک ماشین پردازشگر نت هستید! »
ارینگتون در انتهای این پست معترضه از خوانندگان تک کرانچ میخواهد که در نظرسنجی این مطلب شرکت کنند و بگویند کدام یک از گزینههای زیر در مورد آنها صدق میکند؟ و چند ساعت در روز وقتشان را در اینترنت تلف میکنند؟
- وقتی پای اینترنت نشستهام مخلوطی از احساس خوشی و احساس گناه دارم.
- وقتی آنلاین میشوم، کنترل زمان را از دست میدهم. به راحتی نمیتوانم کامپیوتر را خاموش کنم و دست از کار بکشم.
- دوستان، خانواده و مسئولیتهایم را به خاطر آنلاین بودن، از یاد میبرم.
- به رئیس و خانوادهام در مورد مدت زمان آنلاین بودنم و کارهایی که انجام دادهام دروغ میگویم.
- وقتی ساعات آن لاین بودنم کم یا قطع میشوند، احساس نگرانی، افسردگی و رنجش میکنم.
- وقتی غمگین و افسرده هستم، به اینترنت به عنوان یک روزنه امید پناه میبرم.
- مشکلات کاری یا تحصیلیام نتایج وقت گذرانیها و کارهایی است که در زمان آنلاین بودن میکنم.
- به دلیل خریدهای اینترنتی، دچار مشکلات مالی شدهام.
- ارتباطات اینترنتی امنیت من را تهدید کرده یا روابط دوستانه با غریبه های آنلاین باعث گمراهی من شده است.
جالب است بدانید که تا زمان نوشته شدن این مطلب، دو هزار و پانصد و بیست و هفت نفر در این نظرسنجی شرکت کردهاند که از این میان، 54 درصد کاربران گفتهاند که روزانه بین یک تا پنج ساعت وقتشان را در اینترنت تلف میکنند. 24 درصد شرکتکنندگان هر روز پنج تا ده ساعت به صورت غیر ضروری آنلاین هستند، 14درصد گفتهاند که هر روز بین ده تا پانزده ساعت بیجهت در اینترنت میگردند و در آخر 8 درصد معتقد بودهاند که کمتر از یک ساعت روزانه در اینترنت وقت تلف میکنند!
اما این پست وبلاگ ارینگتون را وقتی درک میکنید که آدم های زیادی را سراغ داشته باشید که تمام اعمال روزانهشان، از بیدار شدن، صبحانه خوردن، تاکسی گرفت و دانشگاه رفتن گرفته تا شرکت در میهمانی، در ترافیک ماندن و خوابیدن، را در توییتر مخابره میکنند. صفحه فیسبوکشان پر است از نتایج تستهای مختلفی که در آنها شرکت کردهاند و باکس لینکهای خوشمزهی کنار وبلاگشان هر چند دقیقه یک بار آپدیت میشود؛ آدمهایی با گوشیها و لپتاپهای با قابلیت اتصال به اینترنت که تحصیل و شغلشان ربط زیادی به کارهای آنلاینشان ندارد و فعالیتهای آنلاینشان بیشتر تفننی است تا جدی!
البته باید تاکید کنیم که ابزارهای مختلف وب اشتراکی از جمله توییتر، سایتهای لینکپراکنی و ... کاربردهای بسیار گستردهای برای مشاغل مختلف از جمله خبرنگاری، نویسندگی، عکاسی و... دارند و شاید تنها کاری که ما باید انجام دهیم این است که کاربردهای متفاوت این ابزارها را با توجه به شغل و علایقمان، کشف کنیم.
در هفتههای آتی به کاربردهای مختلف ابزارهای وب اشتراکی برای حرفههایی از جمله روزنامهنگاری اشاره خواهیم کرد.
| | لینک به این مطلب 

