در اینترچت این هفته میخواهیم سری بزنیم به دنیای اخبار نسخهی دوم وب!
«فیس بوک لایت» برای کاربران با اینترنت کم سرعت
اگر با اینترنت دایلآپ به فیسبوک سر زده باشید، حتماً اتفاق افتاده که گاهی حوصلهتان سر رفته ولی صفحات فیسبوک به طور کامل لود نشدهاند و بعد از نیم ساعت کلنجار رفتن و ریفرش کردن صفحه، باز هم نتوانستهاید یک کامنت بگذارید یا جواب مسیج دوستی را بدهید. اما نگران نباشید! خبری که چند روز پیش منتشر شده، مژدهای است برای کاربران دنیای اینترنت هندلی!
فیس بوک در حال آزمایش رابط کاربری سادهتری از این سرویس شبکه اجتماعی است که زمان بارگذاری سریعتری دارد.
به گزارش ایسنا، این نسخه که فیس بوک لایت (Facebook Lite) نام دارد، شبیه نسخه تلفن همراه سرویس فیس بوک است. لایت تنها قابلیتهای ابتدایی مانند کامنتگذاری، پذیرش درخواست دوستان، نوشتن بر روی دیوار و مشاهده عکسها را دارد.
هدف از راهاندازی فیس بوک لایت، ایجاد سرویسی برای دسترسی نسبتا سریعتر در مناطقی از جهان است که اینترنت پرسرعت موجود یا گسترده نیست.
با توجه به این که نسخه استاندارد فیس بوک دارای امکانات غنی است که حتی ممکن است اتصال اینترنتی پرسرعت نیز به کندی پاسخگوی آن باشد، راهاندازی نسخه سبکتر کار معقولانهای محسوب میشود.
فیس بوک با این نسخه ساده قصد دارد ضمن سریعتر کردن زمان بارگذاری سایت، تجربه سادهتری برای تشویق کاربران جدید بهوجود آورد.
فیس بوک نخستین سایت شبکه اجتماعی نیست که نسخه لایت عرضه میکند. پیش از این، شبکهی اجتماعی مای اسپیس (MySpace) نسخهای به نام «مای اسپیس لایت ویو» برای کاربران جهانی با سرعت اینترنت پایین راهاندازی کرده بود.
اگر تویتر نبود! 
خبر حملهی هکرها به سایت تویتر و فیسبوک هم یکی از مهمترین خبرهای هفتهی گذشتهی دنیای وب بود. در این حمله که بزرگترین شبکههای اجتماعی را هدف قرار داده بود، هکرها از طریق حملات داس به این سایتها حمله کردند و با پر کردن پهنای باند سایت مورد نظر، آن را از دسترس خارج میکنند.
اما چه کار میتوان کرد وقتی سایتهایی مانند توییتر با این حجم از کاربران معتاد به آن، از دسترس خارج میشوند؟! چه طوری میتوان کاربران خوابانده شده در آب نمک را به کار گرفت و راضی کرد؟!
فرندفید (Friendfeed) اولین سایتی است که به نظر میرسد بعد از داون شدن تویتر باید وارد آن شد. فرندفید با ویژگیهای فوقالعادهای که دارد، محل بسیار مناسبی برای جایگزین کردن تویتر است. میتوانی مطلبی را بنویسی و به اشتراک بگذاری. میتوانی مطالب دوستداشتنیات را «لایک» بزنی. میتوانی مشترک محتوای اتاقهای مختلف بشوی و لینک مطالبی که به دردت میخورند را پیدا کنی و هزارتا کار دیگر که هر کدام در جای خود مفید و دوست داشتنی اند.
فیسبوک (Facebook) هم میتواند جایگزین خوبی برای توییتر باشد چرا که هم قابلیت «توییت کردن» را دارد و هم قابلیتهای به اشتراک گذاری، لایک زدن، جواب دادن و غیره.
اما درصورتی که به دنبال سایتی شبیه به تویتر هستید، گزینههای زیادی دارید. شاید بتوان گفت بهترین آنها برای ما ایرانیها سایت وی ویو است که عملکردش دقیقاً مانند تویتر است با این تفاوت که برای ایرانیها ساخته شده و میتوانید با اساماس هم اکانتتان را آپدیت کنید.
گزینههای دیگری هم وجود دارند که امکانات جالبتری هم دارند. شاید بتوان گفت جالبترین گزینه در این زمینه سایت توییتلیتر (TweetLater ) باشد. این سایت دقیقاً برای زمانی ساخته شدهاست که تویتر اصطلاحاً داون شده است. شما با وارد شدن به این سایت، میتوانید هر چقدر که دلتان میخواهد تویت کنید. بعد از اینکه تویتر از حالت داون خارج شد، این سایت همهی توییتهای شما را به توییترتان ارسال میکند. البته میتوانید تعیین کنید که تویت مورد نظرتان درچه زمانی منتشر شود و این قابلیت هم برای زمانی که به توییتر دسترسی ندارید ولی دوست دارید خبری را اعلام کنید، خیلی به درد میخود.
سایت «وقتی تویتر داون میشود» (whentwitterisdown) و توییتویت (TwitVite) هم برای زمانهایی که توییتر در دسترس نیست ساخته شدهاند تا کاربران این رسانهی محبوب خیلی دچار دپرشن حاد نشوند!
فیسبوک، فرندفید را خرید!
یکی از خبرهای مهم هفتهی گذشته، این بود که کمپانی فیسبوک (Facebook)، سایت محبوب فرندفید (Friendfeed) را خرید. بر اساس نوشتهی وبلاگ فرندفید، این سایت به مبلغ 50 میلیون دلار به فیسبوک فروخته شده که البته 15 میلیون دلار آن نقد و بقیه به صورت سهام فیسبوک پرداخته شده است.
خبر بسيار ناگهاني بود و اين فروش بدون سر و صدا وحاشيهپردازي صورت گرفت. مديران دو سايت فیسبوک و فرندفید اعلام كردهاند که فعلا قصد ادغام دو سايت را ندارند و فرندفيد بصورت مستقل به كار خود ادامه خواهد داد هر چند در آينده امكان تغيير سياست این کمپانی، دور از ذهن نيست. بسیاری از كاربران فرندفيد از اين معامله شوكه شدند و بعضی هم ناراضي و نگران هستند که مبادا این خرید، باعث از بین رفتن سرویس محبوبی مانند فرندفید شود.
اما به هرحال مسئولان فيسبوك، یکی از محبوبترین سرویسهای اجتماعی در حال حاضر، آن قدر دور انديش و حرفهاي هست كه كاربران فرندفيد را راضي نگه دارد. از طرفي ميتوان اين گونه استنباط كرد که اين معامله كه به گفتهی مديران دو سايت، حاصل اجماع تفكرات مديران و موسسان دو سايت و نيز رسيدن به نقطه نظر مشتركي است از سويي براي فيسبوك خوب و مفيد است چرا که میتواند از خوش فكري موسسان فرندفيد، برای بسط و گسترش سایت فیسبوک استفاده کنید. و سایت فرندفید هم می تواند به کمک 250 میلیون کاربر فیسبوک، به محبوبیت بیشتری برسد.
| | لینک به این مطلب
این روزها ابزارهای کمکی وسیعی برای پیشبرد ک
روزنامه نگاری خیابانی (street journalism)، عمومی (public)، مشارکتی (participatory) یا دموکراتیک (democratic) همه، نامهای مختلفی است که به روزنامه نگاری شهروندی (Citizen journ
مارک گلسر (Mark Glaser)، خبرنگار آزاد که اغلب دربارهی رسانههای جدید مینویسد، درباره تعریف این نوع از روزنامهنگاری، میگوید:« تفکر پشت روزنامه نگاری شهروندی این است که مردم بدون داشتن علم خبرنگاری بتوانند به کمک ابزارهای تکنولوژیهای جدید اینترنت به اشتراک خبر با دیگران بپردازند. به عنوان مثال، وقتی در مورد جلسهی فرمانداری در وبلاگتان یا یک سخنگاه آنلاین مینویسید یا صحت خبر منتشر شده در یک روزنامه را در وبلاگتان بررسی میکنید و نقدی دربارهاش مینویسید یا وقتی یک عکس یا ویدئو از واقعهای دارای ارزش خبری، که در شهرتان رخ داده، بگیرید و در فلیکر یا سایتی مانند یوتیوب قرار دهید، در این صورت شما یک خبرنگار شهروند محسوب میشوید.»
روزنامههای مطرح جهان، خبرگزاریهای مشهور و رسانههای خبری شناختهشدهی دنیا، این روزها به کاربرد مثبت ابزارهای دنیای اینترنت در پیشبرد فعالیتهای خبررسانی و جذب مخاطبان بیشتر ایمان آوردهاند. تا آنجا که برخی از روزنامههای قدیمی از خیر انتشار نسخههای چاپی گذشتهاند و بعد از چند دهه فعالیت، حالا دیگر فقط به صورت آنلاین برای خوانندگان دیجیتال منتشر میشوند.
خلاصه این که، ما روزنامه نگاران قرن بیست و یکم باید دانش زبان بینالمللی، مهارت استفاده از ابزارهای دنیای وب اشتراکی و امکان دسترسی به اینترنت با سرعت بالا را داشته باشیم. باید بتوانیم سایتهای خبری مهم دنیا را بدون محدودیت سرعت و دسترسی، بالا و پایین کنیم و مفاهیم جدید دنیای مدرن را کشف نماییم. اینترنتی که بتوان با آن «یک کتاب 50 صفحهای را دانلود کرد.» به درد خبرنگاران دنیای جدید نمیخورد و باعث میشود منزوی و دور افتاده از جریان سیال و سریع خبررسانی دنیا شوند
| | لینک به این مطلب شما هم آن تبلیغ معروف را دیدهاید؟! همان که گوشی موبایل در تصویر پیداست و دستی، روی پروفایل فیسبوک کسی کلیک می کند و همان وقت، تاکسی جلوی پایش متوقف شده، دوستی که داشتیم پروفایل فیسبوکش را میدیدیم، از تاکسی پیاده میشود.اگر فکر می کنید چنین چیزی فعلاً فقط در همین پیام های بازرگانی، وجود دارد و بس، کاملاً اشتباه میکنید! همین الان می توانید شما هم شبیه این کار را انجام بدهید!
حتماً یادتان هست که در قسمتهای قبلی این ستون، بارها دربارهی شبکههای اجتماعی مختلف، مخصوصاً فیسبوک، صحبت کردهایم. اما حالا میخواهیم دربارهی پدیدهی جدید دنیای اینترنت یا به عبارت دقیقتر، دنیای اینترنت موبایلی، صحبت کنیم. پدیدهی جالب و پرکاربردی به نام «شبکههای اجتماعی مبتنی بر موقعیت».
نوع دیگری از شبکههای اجتماعی
« مدت زیادی از آشنایی ما با شبکههای اجتماعی میگذرد، این روزها کمتر کاربر ایرانی اینترنت را میتوان پیدا کرد که نام فیسبوک، مایاسپیس، کلوب، یاهو ۳۶۰ و … به گوشش نخورده باشد، عضو این سایتها نباشد و برای مدتی کوتاهی هم که شده، از آنها استفاده نکرده باشد. شبکههای اجتماعی برای رسیدن به یک منظور بنا شدهاند؛ پیدا کردن دوستان مجازی و صحبت و تبادل اطلاعات با آنها. کاربران شبکههای اجتماعی برای خود اتاقها و انجمنهای گوناگون میسازند و بر حسب علاقه خود، کارکرد خاصی را در این شبکهها جستجو میکنند.»
وبلاگ یک پزشک با این مقدمه، به سراغ صحبت دربارهی شبکههای اجتماعی مبتنی بر موقعیت میرود؛ ابزارهایی که خیلی ساده کار میکنند. کافی است که یک برنامه کوچک در موبایل خود نصب کنید که با مجوز شما، محل شما را به دوستان نزدیکتان نشان میدهد. به این ترتیب نقشهای خواهید داشت که در روی آن محل دوستانتان مشخص است.
محبوبیت این شبکهها بسیار زیاد است، طوری که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۱۳، این سرویسها از محل قرارداد با سازندگان گوشیهای موبایل و شبکههای مخابراتی، ۳/۳ میلیارد دلار درآمد به دست بیاورند.»
در حال حاضر، چند نمونه از این شبکهها وجود دارند از جمله: Loopt، Whrrl و Brightkite. مثلاً شبکهب برایتکایت (Brightkite) شبیه توییتر است با این تفاوت که هنگام ارسال هر «کوتاهنوشت» هر کاربر میتواند، موقعیتش را هم مشخص کند و یا به اصطلاح، روی کوتاهنوشت یا عکسش، برچسب مکانی بزند. یک امکان جالب دیگر در این سایت این است که میتوان بر اساس همین برچسبهای مکانی، کلیه عکسها، ویدئوها یا نوشتههایی را که کاربران سایت از یک محل مشخص فرستادهاند، دید!
تعداد اعضای این شبکهها در حال حاضر اصلا قابل مقایسه با شبکههای معروف اجتماعی مثل فیسبوک یا مایاسپیس نیست. اما در آینده نزدیک همه چیز عوض خواهد شد. اولین نشانههای این تغییر را هم میتوانید در فعالیتهای گوگل ببینید؛ این کمپانی بزرگ، چند ماه پیش، سرویس گوگل لتیتود (Google Latitude) را راه انداخت. این ابزار باعث میشود که دوستان منتخب هر کس بتوانند موقعیتش را روی نقشه گوگل ببینند. در واقع این سرویس به صورت اپلیکیشنی است که روی گوشی موبایل نصب میشود، موقعیت دوستان هر نفر را روی نقشه نشان میدهد و آنها را قادر میسازد برایش پیام کوتاه و ایمیل بفرستند. لیست دوستان و موقعیتشان را در این اپلیکیشن میتوان به صورت لیستی و با نمایی شبیه فرندفید هم دید. البته هر کس هر وقت که دوست داشت میتواند خود را از دید همه یا بعضی از دوستانش مخفی کند. همچنین میتواند به صورت دستی و کاذب موقعیت خود را هم عوض کند!
آکا آکی = بلوتوث + فیسبوک + توییتر
تا اینجا، در مورد نوع جدیدی از شبکههای اجتماعی صحبت کردیم. اما حالا میخواهیم به طور مشخص به یک مورد از این شبکهها بپردازیم. آکا آکی (aka aki) چه تفاوتی با شبکههای اجتماعی دیگر دارد؟ طبق صحبتهای وبلاگ یک پزشک، بعد از نصب برنامه «آکا آکی» در گوشی موبایل، هر زمان که یک عضو دیگر این شبکه اجتماعی، نزدیکتان باشد، برنامه شما را مطلع خواهد کرد و شما میتوانید با او ارتباط برقرار کنید، مثلا اطلاعات پروفایلش را ببنید و برایش عکس و پیام بفرستید و کسی چه میداند با او آشنا شوید!
آکا آکی چگونه این کار را انجام میدهد؟! به شیوههای مختلف! از طریق بلوتوث گوشیها، مرتب اعلام میکند که شما یک کاربر آکا آکی هستید. بنابراین کافی است که دو نفر که هر دو روی موبایلهایشان این نرمافزار را دارند، در نزدیکی هم باشند، در این صورت برنامه به آنها حضور دیگری را اطلاع میدهد. البته آکا آکی بردی فراتر از این گسترهی ۲۰ متری بلوتوث هم میتواند داشته باشد و میتواند از طریق W-Lan، GPS یا Cell-ID هم با مکانیسم مشابهی، کاربران نزدیک هم را مشخص کند.
برای استفاده از این سرویس فقط کافی است یک موبایل با قابلیت اتصال به اینترنت داشته باشید. سپس باید به سایت آکا آکی بروید، ثبت نام کنید، مدل گوشی موبایلتان را مشخص نمایید و اطلاعات پروفایلتان را تکمیل کنید.
اما مرحله مهم مرحله نصب برنامه است. به روشهای مختلفی میتوانید برنامه را نصب کنید. مثلا میتوانید برنامه را ابتدا از طریق کامپیوتر خودتان دریافت کنید و بعد وارد گوشی کنید. یا خیلی سادهتر، با مرورگر گوشیتان برنامه را دانلود، نصب و اجرا کنید. نام کاربری و پسوردتان را به برنامه بدهید و در پسزمینهی گوشی، اجرایش کنید تا هر وقت لازم شد، از آن استفاده کنید.
البته به توصیهی «یک پزشک» هم عمل کنید و قبل از رفتن به سراغ آکا آکی، یک آنتی ویروس خوب روی گوشی موبایلتان نصب کنید.
اما داستان متولد شدن این شبکهی اجتماعی هم جالب است. نخستین بار این فکر بکر به سر «رومن هنزلر» و دوستانش خطور کرد. آنها نمیخواستند یک پروژه عادی را به عنوان پروژه دوره لیسانسشان انتخاب کنند. آنها آنقدر کوشا بودند که شرکتی در برلین به راه انداختند و آکا آکی را از آوریل سال ۲۰۰۸، به جهانیان معرفی کردند و حالا بیشتر از ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر، عضو این سرویس اجتماعی هستند. تا به حال از سوی نشریات و وبلاگهای معتبر بسیاری معرفی شده و همچنین یکی از برندگان جایزه «وبی» و «صدای مردم» در بخش «شبکههای اجتماعی» سیزدهمین دورهی اسکار سرویسهای اینترنتی یا Webby Award 2009 است.
نظرسنجی روزنامه خبر، نشان میدهد که بیشتر از ۸۰ درصد خوانندگان پیشبینی میکنند که کاربران ایرانی به سرعت از آکا آکی و شبکههای اجتماعی مشابه استقبال کنند.
اما در آخر، بعد از معرفی این سرویس جذاب، اجازه بدهید یک توصیهی دوستانه هم داشته باشیم؛ اگر از آن دسته آدمها هستید که به هر درخواست دوستی در فیسبوک جواب مثبت میدهید، زین پس در انتخابهایتان دقت بیشتری به کار ببندید که دنیا هر روز کوچک و کوچکتر میشود و آدمهای دور و اطرافتان هر روز به شما نزدیک و نزدیکتر میشوند.
| | لینک به این مطلب
| | لینک به این مطلب هر ترم چه قدر شهریه ی دانشگاه می پردازید؟! چه قدر برای کلاس های ویندوز، فتوشاپ، برنامه نویسی، زبان انگلیسی و ... پول می دهید؟! در چهل و چهارمین قسمت ستون اینترچت میخواهیم از روند نزولی هزینههای آموزش به کمک دنیای دوست داشتنی وب اشتراکی صحبت کنیم.
جاش کتن (Josh Catone) در پستی با عنوان «در آینده، هزینه آموزش، صفر خواهد بود!» در وبلاگ ماشابل، می نویسد:«امسال میانگین شهریه سالانهی یک کالج خصوصی در آمریکا 25543 دلار و برای مدارس عمومی، به طور متوسط و بر اساس نوع مدرسه، 6585 دلار است. که این مبالغ به دلیل تورم، به ترتیب، 5.9 و 6.4 درصد نسبت به سال گذشته، افزایش داشتهاند. تمام این ها نشان میدهد که برای خیلی از مردم، تحصیل در دانشگاه به دلیل گران بودن، دور از دسترس است. اما تصور کنید که بتوان با کمک ابزارهای رسانههای اجتماعی، هزینههای آموزش را به صفر رساند!»
او البته تاکید میکند که برخی آموزشها هیچ وقت نمیتوانند رایگان باشند. مثلاً شما نمیتوانید یک جراح بشوید مگر اینکه در یک دانشگاه خوب، زیر نظر اساتید حرفهای، به طور عملی و با استفاده از ابزارها و تجهیزات گران قیمت درمانی، در اتاقهای جراحی، آموزشهای لازم را ببینید. اما برای برخی علوم و مهارتها، میتوان به طور جدی، روی دنیای اینترنت حساب کرد! با کمک رسانههای اجتماعی میتوان هزینههای ثابت، از جمله هزینههای اداری و فضای آموزشی، را کم کرد و با استفاده از منابع آزاد (Open source)، تجدیدپذیر و سازگار در اینترنت، هزینهها را تا صفر تقلیل داد.
دانشگاه مردم!
دانشگاه مردم (The university of people) یک پروژهی آنلاین آموزشی است که به وسیلهی سازمان ملل مطرح و راهاندازی شده؛ یک موسسهی غیرانتفاعی با هدف فراهم کردن امکان آموزش برای کسانی که از عهدهی هزینههای دانشگاههای معمولی برنمیآیند.
این موسسه، صد درصد آنلاین است و از منابع درسی اپنسورس و آموزش اشتراکی (peer-to-peer learning) برای انتقال اطلاعات به دانش آموزان استفاده میکند. البته دانش آموزان باید برای درس خواندن در این موسسه، شهریه بپردازند و این هزینه، بر اساس شهر محل زندگی فرد، متفاوت است. اما از 100 دلار بیشتر نمیشود.
دو شرط برای پذیرش در این موسسه، وجود دارد؛ دانستن زبان انگلیسی و داشتن مدرک دیپلم. شای رشف (Shai Reshef)، مدیر پروژه، میگوید:«این پروژه برای هر کسی، نیست! شما باید زبان انگلیسی بلد باشید. یک کامپیوتر داشته باشید و ... تصور ما این بود که دانشجویان از طبقه متوسط رو به پایین و قشر ضعیف رو به بالا بتوانند از این دورهها استفاده کنند؛ کسانی که میتوانستند به دانشگاه بروند ولی این شانس را از دست دادهاند.»
در حال حاضر، این دانشگاه فقط دو دوره دارد. دوره های «فناوری اطلاعات» و «مدیریت بازرگانی» که به گفتهی «رشف» دو تا از پرکاربردترین مدرکها برای پیدا کردن شغل در سرتاسر جهان، محسوب میشوند. البته هنوز این مدرسه، نتوانسته اعتبار کسب کند و به همین دلیل به شرکتکنندگان، گواهی نامه اعطا نمیکند. ولی درحال رایزنی برای کسب مجوز هستند.
هر هفته، دانشجویان به سایت آموزشگاه وارد میشنود تا در کنفرانسها شرکت کنند، مباحث درسی را با دانش آموزان دیگر دنبال کنند، محتوای آموزشی را دانلود نمایند، از دانش آموزان دیگر یا استادان داوطلب، کمک بگیرند. یا آزمون ها را برای رفتن به مراحل بعدی آموزش، انجام دهند. آزمونها نیز، به طور خودکار امتیازدهی میشوند یا به وسیلهی جمعی از دانش آموزان دیگر بررسی میگردند.
ایدهی ابتکاری امآیتی!
در آوریل 2001 دانشگاه امآیتی خبر بی سابقهای را در روزنامه نیویورک تایمز مطرح کرد. مسئولان دانشگاه خبر دادند که قرار است این دانشگاه دورههای درسی خود را به طور رایگان و آنلاین در اختیار مردم جهان قرار دهد. پس از این خبر، تا اکتبر 2002، پنجاه دورهی کامل در قسمت ویژهی سایت این دانشگاه که اپنکورسور ((ocw.mit.edu نام دارد، قرار گرفت. و حالا، تقریباً هفت سال بعد، 1900 دورهی کامل در بخش OpenCourseWare در سایت دانشگاه امآیتی قرار گرفته است و قسمتی از مفاد درسی این دورهها نیز در رسانههای اجتماعی دیگر، مانند: یوتیوب (YouTube)، فلیکر (Flickr) و آیتونزیو (iTunes U) منتشر شدهاند.
اما اتفاق مهم دیگری که افتاد، این بود که ابتکار پروژهی دانشگاه آمآیتی بین 200 موسسه تحصیلات تکمیلی در سراسر جهان، گسترش یافت. و حالا دانشگاههای کوچک و بزرگی از سراسر دنیا، مفاد آموزشی خودشان را به طور آنلاین و رایگان در اختیار علاقمندان قرار میدهند. (اگر یادتان باشد، در یکی از شمارههای قبلی همین ستون، دربارهی کانال مخصوصی که سایت یوتیوب برای دانشگاهها، راهاندازی کردهبود، صحبت کردیم.)
پروژهی اپنکورسور، نمره یا امتیازی به کاربرانش نمیدهد. ولی به هر کسی اجازه میدهد که از هر جای دنیا، از مواد آموزشی بهترین دانشگاههای جهان به رایگان استفاده کند و این خود، امتیاز بزرگی است اگر فقط به فکر «مدرک» نباشیم! البته از آنجا که مواد درسی این پروژه، تحت لیسانس کریتیو کامنز (Creative Commons license) منتشر می شود، به این معنی که هرگونه استفاده ی غیرتجاری مجاز است، میتوان تصور کرد که روزی، پروژههای غیرانتفاعی دیگر، مانند «دانشگاه مردم» از مفاد درسی ارائه شدهی این پروژه استفاده کنند و به این ترتیب، اعتبار بیشتری برای خود کسب کنند و کارآمدتر شوند.
اما اگر فکر میکنید اجرای این پروژه برای دانشگاهها، رایگان یا ارزان تمام شده، کاملاً اشتباه میکنید. دانشگاه استنفورد تخمین میزند که هزینه آنلاین کردن دورههایش، بین ده تا 15 هزار دلار برای هر دوره، است و البته دورههایی که شامل ویدئو هستند، دو برابر هزینه دارند. اما اگر سرمایهگذاری اولیه برای تشکیل دورهها و آنلاین قرار دادنشان را در نظر نگیریم، هزینهی عمومی کردن دورهها، فقط به اندازهی پهنای باند مصرفی است که آن هم تقریباً رایگان میشود.
کتابهای درسی رایگان
بر اساس آمار سایت collegeboard.com، هزینهی متوسط کتابهای درسی، منابع و تجهیزاتی که یک دانشجوی دورهی لیسانس، در آمریکا میپردازد، 1077 دلار است. حالا تصور کنید که کتابهای درسی، رایگان باشند! و منابع درسی به طور آنلاین و بدون هیچ هزینهای در اختیار دانشجویان قرار بگیرند.
پروژی ویکیکتابها (Wikibooks) که در سال 2003 و با هدف فراهم کردن منابع آزاد آموزشی، تحت مجوز کریتیو کامنز آغاز به کار کرد، کتابهای درسی نوشتهی داوطلبان را به طور آنلاین منتشر میکند. این سایت در حال حاضر، 38هزار صفحه کتاب درسی رایگان دارد که البته متاسفانه، تعداد زیادی از این کتابها، ناقص هستند. مانند «ویکی پدیا» که محصول همین شرکت است و در آن نیز، مقالات به وسیله ی داوطلبان در زمانی که وقت آزاد دارند، نوشته میشوند و به همین دلیل، کیفیت نوشتهها خیلی بالا نیستند.
اما مهمترین سری کتابهای موجود در این سایت، کتابهای Flat world knowledge هستند که به وسیلهی نویسندگان متخصص که برای این پروژه، زیر نظر موسسه کار میکردند و عموماً دارای مدارک بالایی مانند استاد تمامی هستند و یا تجارب کاربردی مفیدی در این زمینه دارند، نوشته شده اند. این سری کتابها تحت مجوز کریتیو کامنز منتشر میشوند و به همین دلیل، در حال حاضر، در تعدادی از دانشگاههای سراسر دنیا نیز تدریس میشوند.
سیبی که دو بار خورده میشود!
اگر در اینترنت به دنبال منابع آموزشی رایگان بگردید، نتایج زیاد و جالبی پیدا خواهید کرد. این روزها میتوانید به کمک رسانههای اشتراکی زبان انگلیسی یاد بگیرید. اگر میخواهید فتوشاپ کار کنید، کافی است چند کتاب را دانلود کنید و... اینترنت پر است از جزوهها، کتابها، ویدئوها، فایلهای صوتی آموزشی رایگان یا ارزان و متخصصان داوطلبی که در فورومها و سخنگاهها، آمادهی جواب دادن به سوالات فنی شما هستند.
و در آخر اجازه بدهید سخن جالب جاش کتن، را نقل کنم که با تاکید بر این که هزینهی نهایی آموزش، به کمک شبکههای اجتماعی و روشهای ابتکاری استفاده از آموزشهای آنلاین، به سمت صفر میل خواهد کرد، مینویسد:« طبیعت آموزش این گونه است که با هزینه تولید میشود ولی بدون هزینه، میتواند بارها و بارها استفاده گردد. اگر من یک سیب بخورم. شما دیگر نمیتوانی همان سیب را بخوری. اما اگر من چیزی یاد بگیرم هیچ دلیل وجود ندارد که شما نتوانید همان مطلب را یاد بگیرید! پس میتوان مطمئن بود که در آینده هزینه آموزش، صفر یا نزدیک به صفر خواهد شد و این بدین معناست که شیب زمین بازی بیش از پیش برای همه یکسان خواهد شد!»
| | لینک به این مطلب 
