تبليغاتX
روزنامه نگار اصفهانی
دوشنبه سی ام دی 1387
اینترچت:نگاهی به یکی از مهمترین اتفاقات دنیای وب 2

اسکار سرویس‌های اینترنتی

روزنامه اصفهان زیبا-شماره ۶۲۵،صفحه 6، صفحه فناوری اطلاعات، ستون اینترچت(۲۲)،پنجشنبه ۳۰دی 1387

هفته گذشته، درباره روابط متقابل وب 2 و اخبار غزه یا ابزارهای متفاوت دنیای وب دو برای نگاه به اتفاقات جنگ غزه صحبت کردیم. اما این هفته در بیست و دومین شماره ستون اینترچت می‌خواهیم از یک اتفاق مهم وبلاگستان حرفه‌ای آی‌تی، صحبت کنیم. البته این که «وبلاگستان حرفه‌ای آی‌تی» دقیقاً چه معنایی دارد، سوال بسیار خوبی است که هفته آینده در مطلب مفصل‌تری به آن خواهیم پرداخت.
اما اتفاق جالب و هیجان‌انگیزی که امروز قرار است درباره‌اش صحبت کنیم، چیزی نیست جز «اسکار سرویس‌های اینترنتی»!
وبلاگ «یک فتحی» پست خوبی درباره این اتفاق جالب دارد:« سال پیش در حرکتی فوق‌العاده مایکل ارینگتون نویسنده وبلاگ تک‌کرانچ با همکاری وبلاگهای فوق‌العاده بزرگی چون GigaOM و RWW و VentureBeat اقدام به برگزاری رویدادی فراموش نشدنی نمود که به اسکار سرویسهای اینترنتی شهره شد.
امسال هم همان گروه در حالی که RWW را از دست داده بودند و به جایش سیلیکون الی اینسایدر را جایگزین کرده بودند اقدام به برگزاری دومین دوره این رقابت خیره کننده کردند. در این رقابت مانند سال قبل اول، تا 10 دسامبر فرصت نامزد کردن سرویسهای مختلف وجود داشت. بعد از این که نامزدهای فینالیست در 15 دسامبر انتخاب شدند، کاربران تا نیمه شب 7 ژانویه فرصت رای دادن داشتند.
سپس در ساعت 7:30 بعد از ظهر روز 9 ژانویه جشن بزرگی در هربست تیاتر (Herbst Theater) سن‌ فرانسیسکو برگزار شد تا در حضور 900 نفر از بزرگان دنیای وب، برندگان امسال مشخص شوند. امسال نیز با حضور اسپانسر‌های بزرگی چون مای اسپیس میوزیک و غولهای برگزار کننده در نظمی حیرت‌‌انگیز این مراسم برگزار شد تا برندگان آن به این صورت اعلام شوند.»
در ادامه به تعدادی از این برگزیدگان می‌پردازیم. اما باید تاکید ‌کنم که اگر شما جزو طرفداران پروپاقرص سرویس‌های اینترنتی یا وبلاگستان آی‌تی نیستید، احتمالاً خیلی از نام‌های این لیست را نمی‌شناسید. از سوی دیگر به دلایل مختلف از جمله سرعت ناچیز اینترنت در ایران، خیلی از این سرویس‌ها برای ما اصلاً قابل دسترسی و استفاده نیستند. اما به هر حال شنیدن نامشان خالی از لطف نیست. درباره بعضی از این سرویس‌ها نیز در آینده، در همین ستون مطالبی خواهید خواند.

بهترین سرویس
در بخش بهترین سرویس غولی چون meebo حضور داشت که سال قبل، عنوان بهترین سرویس مشتریان را از آن خود کرده بود اما او دو رقیب قدرتمند را پیش روی خود داشت. «مای اسپیس میوزیک»، اسپانسر مسابقات هم گرچه به عنوان دوم رسید اما شرمنده نخواهد بود چون در این بخش عنوان بهترین سرویس یا اپلیکشن سال رسید به پیشتاز دنیای فیدخوان‌ها: «گوگل ریدر»!(هفته‌های گذشته درباره این فیدخوان، در اینترچت مطالبی خوانده‌اید.)

بهترین تکنولوژی ابداعی
در این بخش از بین شش نامزد، چهار ابرنامزد حضور داشتند و رقابت بسیار حساس بود ولی در آخر بالاتر از «گوگل کروم» و «گوگل فرندکانکت» و حتی «فیس بوک کانکت» که در رده دوم ایستاد این عنوان به محصول مایکروسافت، یعنی «ویندوز لایومش» رسید.

بهترین طراحی
در این زمینه در حضور «فرندفید» (که در شماره هشتم اینترچت درباره‌اش صحبت کردیم.) عنوان اول به «cooliris» رسید و «انیموتو» در رده دوم ایستاد. سال پیش عنوان نخست به «اسماگ ماگ» رسیده بود.

بهترین سرویس تولیدکننده خودکار محتوا
بعضی سرویسها هستند (مانند برنده سال قبل «Techmeme» ) که از سایتها و سرویسهای دیگر شروع به جمع‌آوری اطلاعات می‌کنند. عنوان نخست امسال در حضور سرویس فوق‌العاده محبوب «12 ثانیه» به «GitHub» رسید.

بهترین سرویس برای ساخت جهانی‌ بهتر!
برنده سال پیش «دونورز چوز» بود که امکانات اتصال بین کلاسهایی که نیاز به کمک دارند را فراهم می‌کرد. در بین برندگان از نظر من، گمنام امسال «GoodGuide» توانست عنوان اول را مال خود کند. این سرویس یک سرویس درجه بندی برای محصولات طبیعی و سالم ارائه می‌کند.

بهترین ابراستارت آپ برای سرمایه گذاری کلان
این عنوان پرطمطراق می‌خواهد بگوید کدام سرویس ارزش سرمایه‌گذاری برای رشد را دارد. در حضور مدافع این عنوان یعنی «زوهو» عنوان دوم به« Google App Engine» رسید و برنده این بخش مجموعه وب سرویسهای بسیار پرطرفدار «آمازون» بود.

بهترین سرویس بین‌المللی
این هم سرویسی که قرار است توسط افرادی از سرتاسر جهان اداره شود و محبوبیتی هم حتما در سطح جهانی داشته باشد! عنوان اول این بخش با قاطعیت به «eBuddy» رسید که یک مسنجر تحت وب و موبایلی است که از مسنجرهای معروف هم پشتیبانی می‌کند.

بهترین سرویس بر پایه فناوری های سبز
در این بخش عنوان برتر به «Project Frog»رسید. در رده دوم هم «Better Place» قرار گرفت که جزو نامزدهای بخش سرویسی برای جهانی بهتر هم بود ولی از کسب هر دو عنوان ناکام ماند.

بهترین گجت (ابزار نوین)
در این بخش راستش آیفون 3G در رقابتی نفس‌گیر، برنده شد. جالب است که سال پیش هم این عنوان به آیفون معمولی رسیده بود!

بهترین سرویس موبایلی
در این بخش در حضور بزرگانی چون «Qik SkyFire» و موتور جستجوی جالب «ChaCha» سرویس « Evernote» توانست به عنوان نخست این بخش دست یابد.

بهترین ابزار موبایلی
در این بخش نامزدهای قدرتمندی چون «رادیو پاندورا» و «گوگل موبایل اپلیکیشن» حضور داشتند که عنوان نخست در نهایت به «imeem» رسید.

بهترین پایه‌گذار سرویس
در این بخش رقابت شدیدی بین برندگان اول و دوم وجود داشت اما در نهایت آنان که در رده دوم ایستادند پل بوشهیث، جیم نوریس، سانجیو سینگ و برت تیلور پای گذاران فرندفید بودند.
رده اول این بخش مهم هم به اوان ویلیامز، جک دورسی و بیز استون از تیم مدیریتی توییتر رسید.(حتماً یادتان هست همین 4 شماره پیش توییتر را در این ستون معرفی کردیم.)

بهترین مدیر سرویس
مسلما عنوان « Best Startup CEO» مهمترین عنوان انفرادی کرانچیز بود که در حضور اندی رابین مسئول پخش «آندروید» (سیستم‌عامل موبایلی گوگل )‌ و جیسون کیلار از «Hulu» به برنده سال قبل بخش بهترین پایه گذار سرویس رسید. «مارک زوکربرگ» از تیم فیس بوک!(درباره زوکربرگ جوان و معروف و سرویس محبوبش، فیس‌بوک هم قبلاً مطالبی در اینترچت نوشته‌ام.)

بهترین سرویس راه‌اندازی شده در سال 2008
در این بخش نامزدهای قدرتمندی بودند ولی مقام نخست به «فرندفید» رسید!

بهترین سرویس سال 2008
و برنده اصلی اسکار امسال! در این قسمت نامزدهای معتبری وجود داشتند از جمله: «آمازون وب سرویس»، «آندروید» و سرویس «hulu» ولی در آخر، عنوان مهمترین جایزه اینترنتی به برنده سال قبل، «فیس بوک» رسید که توانسته بود در پایان سال 2008 غوغایی به پا کند و با رشد خیره کننده و ترافیک زیادش همه را انگشت به دهان بگذارد! دکرانچیز می‌نویسد:« فیس‌بوک انقلابی در تعریف ما از یک شبکه اجتماعی، به وجود آورد.»

نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 22:53 | Balatarin | | لینک به این مطلب
دوشنبه سی ام دی 1387
پروژه مصاحبه با کارآفرینان- مجله قاف

نام موسسه: مجله اینترنتی قاف
آدرس: http://www.ghaaf.ir
مصاحبه‌شونده: آقای دکتر ایمان ادیبی
تاریخ مصاحبه: دی‌ماه 1387
درباره مصاحبه: ...

-    از کجا شروع کردید؟ لطفاً کمی در مورد تاریخچه تاسیس گروه و چگونگی شکل‌گیری مجله اینترنتی قاف و جلسات کافه علم و ارتباط این دو فعالیت با هم، توضیح دهید.
-    از دانشگاه شروع شد. ما یک جمعی بودیم که در دوران دانشجویی در سطوح مختلف به کار های پژوهشی مشغول بودیم.  ورود ما به دنیای پژوهش و بعد مدیریت جمع های کوچک پژوهشی ما را به مطالعه در زمینه توسعه علم و خود علم علاقمند کرده بود. جلساتی داشتیم در دانشگاه که بصورت منظم در مورد موضوعات مربوط به توسعه علم گفتگو می کردیم علاقه ای که در آن زمان در ما ایجاد شده بود ما را به این سمت برد که مطالعات خود را با دیگران به اشتراک بگذرایم و فکر می کردیم شاید اگر کسی بعد از ما خواست سراغ این موضوعات برود مسیر مطالعاتی روشن تری داشته باشد. خصوصا اینکه دریافته بودیم که اگر کسی به این موضوعات علاقمند باشد مجموعه مدونی در منابع فارسی در این زمینه در اختیار ندارد. ایده تشکیل یک جامعه مجازی یا شبکه از کسانی که به توسعه علم ایران فکر می کنند شروعش می شد یک نشریه الکترونیک باشد که شد! شاید اساسا به خاطر وجد ما بود از مطالعاتی که برایمان جذابیت داشت مثل اینکه شما یک فیلم جالب دیده باشید و بخواهید برای کسی تعریف کنید. نوشتن از مطالعات علم شاید حاصل هیجان ما از خواندن مطالبی در این زمینه بود!

-    موسس گروه خودتان بودید یا هیئت موسس داشتید؟ از چه سالی این فعالیت آغاز شد؟
-    ا از سال هشتاد و پنج شروع شد. پیدا کردن هسته اولیه برای چنین کاری با توجه به علاقمندی دوستانم و آمادگی ذهنی آنها برای پرداختن به این موضوعات چندان سخت نبود. من با دوستانم ایده را مطرح کردم و بدلیل پیش زمینه مشترک خوشبختانه ذهن آنها بسیار برای تکمیل و اجرای این ایده آماده بود. من فقط یک نظر کلی داشتم که راه اندازی چنین نشریه ای بود با ماهیت الکترونیک به منظور ایجاد شبکه بین علاقمندان به توسعه علم. کار اصلی را دوستان من کردند که کار را با جزئیات طرح ریزی کرده و بسیار خوب اجرا کردند.

-    در شروع کار چند نفر با این پروژه همکاری می‌کردند و حالا چه تعداد؟

-    ا در مدتی که مشغول طراحی موضوعات و شیوه کار بودیم اول سه نفر بودیم و طی مدت کمی چهار نفر دیگر نیز به ما اضافه شدند  و از زمان اجرا تا کنون همین هفت نفر کارهای اصلی را به عهده دارند: احسان خردمند، حسین قضاوی ، کیانوش کیهانیان ، عمار حسن زاده ، کیاندخت کیهانیان ، میلاد مهر آرام و من. طبیعی است که در نوشتن مقالات و یا برگزاری جلسات کافه علم دوستان دیگری نیز با ما همکاری می کنند که فکر می کنم حدود 15 نفر باشند.

-    به طور کلی، چه نوآوری‌هایی داشته‌اید؟

-    ا خوب این خیلی سوال عجیبی است. نوآوری در بین چه کسانی و جه فعالیتهایی؟ پرداختن به مسایل نظری توسعه علم در بین دانشجویان پزشکی نوآوری است ولی شاید جای دیگر نباشد. همینطور انتشار یک نشریه الکترونیک با این موضوع در فضای مجازی ایران. کشاندن علاقمندان علم به کافه برای یک گفتگوی غیر رسمی که در مرکز آن یک میهمان جالب توجه (!) وجود دارد. بعضی موضوعات شماره های گذشته ما در ایران کم مورد توجه بود مثل علم کاذب ، خود کافه علم، پرداختن به انگیزه ها و پاداشهای اجتماعی در علم و موضوعات دیگر. ولی با توجه به روندی که در دنیا اتفاق می افتد من فکر نمی کنم بشود گفت ما نو آوری کردیم! شاید باید روی این قضیه بیشتر کار کنیم!

-    با توجه به اینکه شغل اصلی‌تان پزشکی است، چه قدر این کار برایتان جنبه سرگرمی دارد و چه قدر به طور جدی و به عنوان یک حرفه‌ی دوم، به این فعالیت نگاه می‌کنید؟
-    ابرای من سرگرمی نیست حرفه هم نیست. شاید بشود گفت یک فوق برنامه خیلی خیلی جدی. که شاید عملکرد حرفه ما را هم در آینده تحت الشعاع قرار دهد و امیدوارم بدهد. بهر حال ما برای ارتقای کیفیت زندگی حرفه ای خود به جایی مثل قاف نیاز داریم  ولی خوب حرفه ما از لحاظ فیزیکی جای دیگریست. مثل اینکه یک بازیگر باید فیلم ببیند تئاتر برود و مجله بخواند این کار ها نه حرفه او هستند نه سرگرمی او.

-    آیا هیچ نگاه اقتصادی هم به این پروژه داشته یا دارید؟ یا اصلاً به برنامه‌ای برای بهره‌برداری اقتصادی از این فعالیت، فکر کرده‌اید؟

-    ا به بهره برداری اقتصادی فکر نکرده ایم ولی نگاه اقتصادی برای تضمین بقای خود مجموعه لازم است که فکر می کنم در آینده کارهایی در این زمینه بکنیم. هرچند گاهی فکر می کنم اگر یکی از دوستانم بتواند بصورت حرفه ای از چنین مجموعه ای کسب درآمد کند این به پیشرفت قاف چقدر کمک خواهد کرد.

-    آیا خودتان را یک فرد موفق می‌دانید؟ چه عواملی مولد این احساس موفقیت هستند؟
-    ا اگر موفقیت را مقابل شکست تعریف کنید قاف موفق بوده است اگر در دست یابی به اهداف تعریف کنید حالا برای قضاوت زود است اما فقط می توان گفت در دستیابی به اهداف کوتاه مدت خود موفق بوده است. گروه دوستان من توانسته اند قاف را در مسیر موفقیت قرار دهند و برای حفظ آن در این مسیر برنامه ریزی کنند. من از اینکه توانسته ام در بین چنین گروهی قرار بگیرم و با آنها کار و زندگی کنم  احساس موفقیت می کنم. هر شماره قاف که منتشر می شود و بالاتر از آن هر روز که کانتر سایت را چک می کنم و می بینم کسانی حین جستجو در مورد یک موضوع علمی به سایت ما رسیده اند و یک چیزی آنجا پیدا کرده یک حس خوبی دارم که فکر می کنم موفقیت باشد! و می دانم که این حس در بین سایر قافیه بازان هم وجود دارد.

-    در زمان شروع به کار چند سال داشتید؟ و حالا چند سال است که سرگرم این پروژه هستید؟
-    ا من بیست و چهار ساله بودم و سایر دوستانم نوزده تا بیست و دو یا بیست و سه! - الان حدود سه سال است

-    چه قدر تحصیلاتتان و نوع رشته‌تان در کارتان موثر بوده است؟
-    ا دوران تحصیلات در آن موثر بوده ولی خود تحصیلات رسمی و رشته ارتباطی با این موضوع ندارد. بیشتر شاید بتوان گفت آن صورت خاص از رشته پزشکی و برنامه تحصیلی که من و دوستانم برای خود انتخاب کردیم و شاید خیلی از آن به خاطر قرار گرفتن در کنار هم و تشدید و تقویت هم بود در این کار موثر بوده. به هر حال مقالات قاف در زمینه توسعه علم و مباحثات ما در کافه علم شاید رنگ و بوی پزشکی داشته باشد اما مربوط به علوم پزشکی نیست.

-    شرایط کودکی‌تان چگونه بوده است؟ آیا ریشه‌هایی از علاقه به این گونه فعالیت‌ها را در کودکی‌تان سراغ دارید؟
-    ا آدم با این سوال هی توی کودکی اش می گردد و بعد شک می کند که چرا واقعا کودکی من چیز خاصی نبوده است! و بعد از آینده اش نگران می شود. من که چیزی به ذهنم نمی رسد!

-    قبل از شروع این کار، تجربه مرتبطی داشتید؟
-    ا تجربه کار با همبن گروه از دوستانم در کمیته پژوهشهای دانشجویان که همه ما وامدار آن هستیم بوده. تجربه جلسات غیر رسمی شبیه کافه علم در اندازه های کوچکتر با همین موضوعات در همان کمیته بوده. تجربه چنین مطالعاتی هم از همانجا شکل می گیرد.  تجربه یک نشریه الکترونیک ولی نبوده.

-    چه قدر اطرافیان (خانواده، دوستان) در پیشبرد کارتان موثر بوده‌اند؟
-    ا خوب اساسا من و بقیه دوستانم در جوی درس خواندیم و کار کردیم که صحبت از توسعه علم و موضوعات مربوط به مطالعات علم را در ما تشدید می کرد و اگر از همان جو آشنا به این امور دوستانی نداشتم نه این ایده شکل می گرفت و نه بعد توسط آنها اجرا می شد. ما در پیدا کردن نویسندگان قاف و مهمانان و حتی شرکت کنندگان کافه علم بدون استفاده از روابطی که از قبل علی الخصوص در کمیته پژوهشهای دانشجویان داشتیم خیلی دستمان بسته بود.

-    چه عواملی باعث شدند به فکر تاسیس چنین مجله‌ای با این گونه فعالیت‌ها بیفتید؟
-    ا اول علاقمندی شخصی همه ما به مطالعات علم بعد شاید همان وجدی که پیشتر گفتم و نبود منبعی قابل اعتماد در زمینه موضوعات مربوط به توسعه علم. شاید بتوان گفت که همه ما در قاف یک دیدگاه مشترک داریم و آن اینکه توسعه کشور را مبتنی بر سرایت علم در تمام جامعه و توانمندی علمی ایران می دانیم. خوب قاف ابزار خوبی برای توسعه خودمان و دوستانمان و آدم هایی است که از این طریق با ما در ارتباط خواهند بود. کما اینکه فکر نمی کنم کسی به اندازه خود من و بچه های قاف از جلسات کافه علم چیز یاد بگیرد و لذت ببرد.

-    چه قدر از نظر مالی حمایت شده‌اید؟ و به نظرتان در این قبیل فعالیت‌ها، حمایت‌های مالی چه قدر می‌توانند موثر باشند؟
-    ا هیچی! حمایت مالی حتما در افزایش کیفیت و ادامه دار بودن موثر است. بقول فقها احوط داشتن آن است! اما بهتر است سوال این باشد که چقدر حمایت مالی کسب کرده اید. اساسا حمایت خودجوش شکل نمی گیرد باید برای جلب آن برنامه ریزی کرد، نبود حمایت بیش از آنکه ضعف مجموعه های مدیریتی کلان کشور را نشان دهد نشان دهنده عدم بلوغ و توانایی ما در جلب آنهاست.

-    آیا در کارتان شکست خورده‌اید؟ به نظرتان دلایل شکست چه مواردی بوده است؟
-    اشکست هم خورده ایم گاهی ولی چون خیلی بالا نرفته بودیم پایین افتادنمان هم خیلی دردناک نبوده! اگر یک روز ما کاملا شکست خورده باشیم من فکر می کنم اهدافمان را واقعگرایانه طرح نکرده ایم ،خودمان کار را به اندازه کافی جدی نگرفته ایم. حرف از توسعه علم زده ایم اما در جمع خودمان توسعه یافته و علمی عمل نکرده ایم. بعد شاید بتوان گفت حمایت های مالی و گاهی اداری موثر باشد. مهمترین چیز توان ما در جلب همکاران بیشتر و موثر تر است.

-    با چه سختی‌ها و موانعی روبه‌رو بوده و هستید؟!
-    ا خیلی چیزها! ما اینترنت درست و حسابی نداریم! توی تیم ما کسی که از قبل تجربه طراحی سایت داشته باشد نداشتیم که احسان خردمند توانست وقت بگذارد و این مساله را در حد نیاز ما بخوبی حل کند. اماشاید مهمترین مشکل که هنوز هم هست نبود منابع درست و حسابی در این زمینه و بستر هایی است که در آن بشود از راهنمایی کسانی در زمینه توسعه علم استفاده کرد و بتوان با نویسنده های غیر حرفه ای تحت حمایت های آنها متن های با کیفیتی تولید کرد. هرچند شاید اگر آنها بودند دیگر اصلا به قاف نیازی نبود.

-    با توجه به اینکه این کار، یک پروژه‌ی علمی- فرهنگی است، به نظرتان به طور خاص، ریاضیات چه نقشی می‌تواند در این گونه فعالیت‌ها داشته باشد؟
-    ا ریاضیات ! باید بتوانیم دانشجویان و پژوهشگران ریاضی را به این ورطه وارد کنیم که تعاملشان با سایر رشته ها در قالب اجتماعات غیر رسمی چه در قاف چه در کافه تقویت شود بعد اتفاقات خوبی در این شبکه رخ می دهد. من بشدت معتقدم که پژوهشگران نباید ارتباطشان با ریاضیات و فلسفه را در زندگی علمی خود قطع کنند. تاریخ علم هم از آن جا که به درک فلسفی بهتری از سیر توسعه علم کمک می کند در همین زمره است. به زبان مسوولین : ما از همین تریبون جهت انتشار مقالاتی در باب توسعه علوم ریاضی و برگزاری کافه هایی با حضور دانشمندان این رشته اعلام آمادگی می کنیم!

-    اگر کسی بخواهد کاری مشابه فعالیت شما، در شهر دیگری (یا در اصفهان) شروع کند، چه پیشنهادها و توصیه‌هایی برای او دارید؟ به عبارت دیگر اگر خودتان با تجربه فعلی، می‌خواستید این فعالیت را آغاز کنید، چه نکاتی را در نظر می‌گرفتید؟
-    ا ما یک مسیر تکامل طی کردیم که حالا تازه اولش هستیم! این تجربه ها شاید راه را طولانی کند اما برای افزایش کیفیت قدم های بعدی لازم هستند. از چیزهای خیلی کوچک مثل اینکه چه مکانی برای کافه علم مناسب است یا چه ابزارهایی برای اطلاع رسانی داریم تا اینکه سیر موضوعات در یک مجله اینترنتی با موضوع توسعه علم باید چطور باشد و مقالات باید چطور تهیه شده و به چه موضوعاتی بپردازند. چطور شبکه خود را در جامعه مجازی و بین پژوهشگران گسترش دهید. چطور با نویسندگان غیر حرفه ای و جمع های دانشجویی کارهای طولانی مدت و با کیفیت علمی می توان انجام داد.  اینکه با امکانات و همکاران موجود حداکثر تعداد مقالاتی که در سال می شود منتشر کرد چقدر است. اینکه چطور باید گروههای هدف خوانندگان را پیدا کرد و برای سطوح مختلف آنها حرفهای مختلف زد. چه کسی برای یک کافه علم خوب مناسب است و چطور در ایران باید این جلسات را برگزار و اداره کرد. چه موضوعاتی در ایران در زمینه مطالعات علم جایگاه خوبی برای بسط و توسعه دارد. اینکه کافه های شهر هر کدام کجا قرار دارند و هات چاکلت کجا از همه بهتر است! چای کجا ارزانتر و با صرفه تر است. اینکه شبکه های علمی اصلا شاید با یک چای خوب که در زمان و مکان مناسب جلوی شما و یک آدم خوب و مناسب قرار گرفته است شکل بگیرد!

نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 6:44 | Balatarin | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و ششم دی 1387
رصد اخبار غزه از دریچه دنیای وب 2!

روزنامه اصفهان زیبا-شماره 622،صفحه 6، صفحه فناوری اطلاعات، ستون اینترچت(21)،پنجشنبه 26دی 1387

حدود سه هفته است که اخبار غزه، در صدر اخبار جهان قرار دارد و شما حتی اگر جزو آن دسته از آدم‌ها باشید که از پیگیری اخبار خوششان نمی‌آید، حتماً چیزهایی در این مورد شنیده و دیده‌اید. دنیای اینترنت هم طی این سه هفته، پر از خبرهای غزه بود. به همین دلیل در بیست و یکمین شماره ستون اینترچت می‌خواهیم از دریچه‌ی اینترنت به ماجرای غزه نگاه کنیم. نه! قرار نیست که در این ستون کوچک آن هم در صفحه آی‌تی، به مسایل دنیای سیاست بپردازیم فقط می‌خواهیم به این وسیله، در مورد کاربردهای متفاوت و شگفت‌انگیز «دوربین‌«های مبتنی بر دنیای وب 2، صحبت کنیم. پس با ما همراه شوید و از رصد مهمترین مسئله‌ی سیاسی جهان به وسیله‌ی ابزارهای دنیای نسخه دوم وب، لذت ببرید! 

وبلاگ- غزه

در این مدت وبلاگ‌‌نویسان زیادی به نوشتن در مورد مسایل غزه پرداختند و وبلاگنویسانی هم بودند که مقالات روزنامه‌ها، مجلات، سایت‌ها و وبلاگهای خارجی را ترجمه کردند و در وبلاگشان قرار دادند. خلاصه اینکه اگر دوست دارید بفهمید که هر روز، واقعاً در غزه چه اتفاقاتی می‌افتد، بهتر و مطمئن‌تر است که به دنیای اینترنت سر بزنید و مقالات مختلف با دیدگاه‌های متفاوت را بخوانید. شاید جالب‌ترین خبر در این حیطه، این قسمت از پست اخیر یکی از وبلاگ‌های فارسی باشد:«در حالی که هرکدام از کانال‌های خبری با توجه به سیاست‌های دولت‌های گرداننده آنان در حال پخش و تحلیل مسائل مربوط به خاورمیانه مخصوصا حملات اخیر اسرائیل به غزه هستند؛ دو دوست یکی در غزه (با نام مستعارPeace man) و دیگری در اسرائیل(با نام‌ مستعارHope man) با همکاری یکدیگر مشغول نگارش و ثبت دید‌‌ه‌ها و شنیده‌هایشان از دو طرف درگیری هستند. اگر می‌خواهید بفهمید واقعا در غزه چه می‌گذرد٬ باید وبلاگ این دو را بخوانید.» وبلاگ «روزانه‌های یک مادر فلسطینی در غزه» هم خواندنی و جالب است. لیلا،نویسنده وبلاگ، یک روزنامه‌نگار زن فلسطینی است که در معرفی وبلاگش می‌نویسد:« من فلسطینی‌ام. من مادرم. من خبرنگارم. این وبلاگ رنج‌های فرزندان من در فضای غزه، آمریکا، لبنان و حیفا، جایی که به عنوان خبرنگار کار میکنم، است. شوهر من نیز فلسطینی است.تا زمانی که خانواده ما در کنار هم باشند این رنج و سختی را تحمل میکنیم. این است داستان ما!»

نوت گوگل‌ریدر- غزه

گوگل‌ریدر، فیدخوان بسیار محبوب گوگل، امکان جالب و دوست‌داشتنی‌ای به نام «به اشتراک‌گذاری همراه با متن» دارد. تصور کنید یادداشت جالبی را از یک وبلاگ یا وبسایت در خوراک‌خوانتان (یادتان که هست؟ در مورد خوراک و فید صحبت کرده‌ایم.) خوانده‌اید و می‌خواهید این یادداشت را با دوستانتان به اشتراک بگذارید، با امکان «شر ویت نوت» می‌توانید بالای آن یادداشت نظر خودتان را هم اضافه کنید. اما اصلاً شاید دوست داشته باشید که گاهی فقط نظر خودتان را درباره مسئله‌ای، با دوستانتان به اشتراک بگذارید بدون اینکه یادداشت یک وبلاگ یا وبسایت را همراهش بفرستید. بله! این کار هم امکان‌پذیر است؛ مثل این «نوت» جالب «سارا» یک ایرانی ساکن پاریس که در اکانت گوگل‌ریدرش منتشر کرده:« امروز اتفاقی میدان رپوبلیک بودم. هیچ وقت این‌همه آدم یک‌جا ندیده بودم توی این شهر. آن هم توی کشوری و شهری که مردم‌اش تا تقی به توقی می‌خورد اعتصاب و راهپیمایی راه می‌اندازند... جمعیت چند هزارنفری که یک لیست از مارکهایی که باید بایکوت‌شان کرد پخش می‌کردند. سمت چپ صفحه مارک‌ها بود با این جمله‌ که:"شما این مارک‌ها را دوست دارید؟" و سمت راست عکس‌های کشتار غزه و این جمله که: "آنهایند که این کشتار را تأمین مالی می‌کنند"می‌گفتند مرگ بر اسرائیل، زنده باد فلسطین. فکر کردم میدان فلسطین تهران‌ام.خود فرانسوی‌ها می‌گویند بزرگ‌ترین راهپیمایی بوده که تا به حال در فرانسه برای یک موضوع بین‌المللی اتفاق افتاده. گفتم بگویم که اگر خبرنگار واحد مرکزی خبر از پاریس گزارش‌اش را داد، باور کنید!»

فیس‌بوک، یوتیوب، توییتر - غزه

«جنگ غزه در اینترنت هم در جریان است.» این تیتر مقاله‌ی سایت بی‌بی‌سی است. این مقاله می‌گوید:« در حالی که درگیری ها در نوار غزه ادامه دارد جنگی دیگر به موازات آن در جریان است: اینترنت میدان نبردی مهم برای ابراز نظر طرفداران اسرائیل و طرفداران گروه حماس شده است و آنها در تلاش بوده‌اند از این طریق بر طرف دیگر غلبه کنند.» بله! دنیای امروز دنیای رسانه‌هاست و سیاستمداران جهان به خوبی این نکته را دریافته و از آن بهره می‌برند. آن طور که در این مقاله ذکر شده، طرفداران دولت اسرائیل گروه‌های خود را در شبکه اجتماعی فیس بوک (در اینترچت، چند مرتبه درباره این سایت محبوب صحبت کرده‌ایم.) تشکیل داده‌اند و چند روز پیش هم نظامیان اسرائیلی کانال ویدیویی خود را در سایت یوتیوب که یک شبکه به اشتراک‌گذاری ویدئوهاست، راه اندازی کرده‌اند. جالب‌تر اینکه استفاده از «توییتر» سرویس محبوب میکروبلاگینگ، که همین چند هفته پیش درباره‌اش صحبت کردیم، هم در این پروژه‌ی تبلیغات سیاسی از قلم نیفتاده! یکی از مقامات سفارت اسرائیل در آمریکا، اکانتی در توییتر ثبت کرده، با مخاطبان خود ارتباط برقرار می‌کند و به سوالات آنها پاسخ می‌دهد. همچنین کنسولگری اسرائیل در نیویورک، دو اکانت توییتر ایجاد کرده و با تبلیغات زیاد، یک کنفرانس خبری در توییتر راه انداخته‌است! اما طبق مقاله بی‌بی‌سی، پرفسور ایدرین مانک، رئیس بخش خبرنگاری دانشگاه سیتی در لندن معتقد است اسرائیلی‌ها درس‌هایی را که در گذشته گرفته‌اند، خوب به یاد دارند. این استاد دانشگاه، می‌گوید:«به نظر من ارتش اسرائیل تا حدودی به خاطر شکستش در لبنان رسانه‌ها را مقصر می‌داند و به همین دلیل، به طور اساسی جنگ تبلیغاتی خود را برای درگیری‌های غزه متحول کرده‌است.» از طرف دیگر، تصاویر سانسور نشده از زنان و کودکان فلسطینی که در تبادل آتش در نوار غزه گرفتار شده‌اند در سایت‌های حامی حماس قابل دسترسی است. گفته شده است که هکرهایی که با حماس همکاری می‌کنند در سایت های اینترنتی حامی اسرائیل اخلال ایجاد کرده‌اند. سکندلایف-غزه درباره سکندلایف تا به حال چیز زیادی در این ستون ننوشته‌ام، شاید چون این قبیل امکانات وب 2، بیشتر برای کاربران اینترنت در کشورهای پیشرفته اختراع شده و اصولاً به سرعت اینترنت ما نمی‌آید که از این ابزار استفاده کنیم! اما وبلاگ «یک فتحی» یکی دیگر از تاثیرات جنگ غزه در اینترنت را به این صورت نوشته‌است:«حالا دامنه جنگ‌های خونین در نوار غزه به سکندلایف هم رسیده است و کاربران زیادی شروع به تظاهرات و اعتراضات شدید به سیاست های اسرائیل کرده‌اند! سایت اسلام آنلاین.نت گزارش می‌دهد که یک موزه هم برای این مورد درست شده است که سعی می‌کند این جریانات را پوشش بدهد و به نوعی موزه‌ای بشود برای حوادث غزه.»

فلیکر-غزه

فلیکر را حتماً می‌شناسید! محبوبترین سرویس فتوبلاگینگ که در این ستون هم قبلاً معرفی شده است. وبلاگ «آی‌تی ایران» مطلب جالبی دارد:« نورا یونس، یک دختر مصری است که در مرز رفح با موبایل خود از لیست داروهای مورد نیاز بیمارستان‌های غزه عکس‌برداری کرده و آنها را روی فلیکر گذاشته تا کسانی که می‌توانند آنها را تهیه و به آنجا ارسال کنند. فلیکر به جز این، انبوهی از عکسها و طرح‌های اعتراضی به فجایع غزه را هم در خود جای داده است.»

نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 23:13 | Balatarin | | لینک به این مطلب
سه شنبه هفدهم دی 1387
کافه علم- نخبگانی که به تجویز استامینوفن کدئین مشغولند!
پانزدهمین جلسه کافه علم با حضور «دکتر شهرام یزدانی» به بحث در موضوع «مدیریت نخبگان» اختصاص داشت.
«دکتر ایمان ادیبی» جلسه را با معرفی «دکتر یزدانی» آغاز می‌کند:« سال 79،80 وقتی بحث تربیت استعدادهای درخشان خیلی داغ بود، آقای دکتر به همراه تیمی در دانشگاه شهیدبهشتی پروژه‌ای را به اسم «پروژه رسالت مدار تربیت استعدادهای درخشان» شروع کردند و این اولین بار بود که یک نفر آمده بود گفته بود ما باید به طور ساختارمند به وظیفه تربیت استعدادهای درخشان در دانشگاه‌ها نگاه کنیم. اولین بار بود که کسی گفته بود به جای اینکه به استعدادهای درخشانمان بگوییم چون بچه‌های خوبی هستید، این پول را به عنوان جایزه به‌تان می‌دهیم، برنامه‌ای برایشان تهیه کنیم که بچه‌های بهتری شوند!...

متن کامل این مطلب را در وبلاگ کافه علم بخوانید.

نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 5:57 | Balatarin | | لینک به این مطلب
جمعه سیزدهم دی 1387
پروژه مصاحبه با کارآفرینان- گروه فرهنگی هنری مسک
نام موسسه: گروه فرهنگی هنری مسک
آدرس: اصفهان، خیابان طالقانی، کوچه مسجد رحیم خان
مصاحبه‌شونده: مهندس مجتبی شاهمرادی
تاریخ مصاحبه: دی‌ماه 1387
درباره مصاحبه: شنیدن گاه و بی گاه نام «مسک» در خلال دو سال و نیم کار مطبوعاتی‌ام و همچنین همکاری چند ماهه با آقای شاهمرادی کافی بود تا به فکر مصاحبه با «گروه فرهنگی هنری مسک» بیفتم. به نظرم این گروه را به دلایل مختلفی که خودتان در مصاحبه خواهید خواند، می‌توان یک پروژه‌ی کارآفرینی به حساب آورد.
لازم به ذکر است که این مصاحبه با کمک گرفتن از تکنولوژی دنیای جدید، ایمیل، انجام شده است! به این صورت که بعد از هماهنگی تلفنی با مصاحبه‌شونده، سوالات برای او ارسال و  چند روز بعد جواب‌ها دریافت شد. در مرحله‌ی بعد سوال‌های تکمیلی به متن ویرایش‌شده‌ی مصاحبه، اضافه و دوباره برای مصاحبه‌شونده فرستاده‌شد و در نهایت پاسخ‌های نهایی دریافت و مصاحبه تکمیل گردید.

-    «مسک» چه سالی و چه طوری تاسیس شد؟
-    گروه فرهنگی هنری مسک در سال 1381 به عنوان یک موسسه چند منظوره فرهنگی و هنری در زمینه‌های چاپ، نشر و توزیع کتاب، انتشار نشریه، طراحی و تبلیغات و فعالیت‌هایی از این دست آغاز به کار نموده است.

-    موسس گروه چه کسی بود؟ شما فقط عضو گروه هستید یا عضو تیم موسس هم بوده‌اید؟
-    موسسان این مجموعه سه نفر هستند، تاکنون کسی از آن جدا نشده است و بنده یکی از آن سه نفر هستم.

-    وجه تمایز کار شما چیست؟ چه چیزی باعث می‌شود که من در نگاه به کاری، تشخیص دهم که «مسک» پشت آن است یا برای مثلاً چاپ کتابم معتقد باشم که «مسک» بهترین گزینه است؟
-    اگر شما معتقد باشید که باید کارتان را به یک متخصص بسپارید، حتما یکی از گزینه‌هایتان مسک خواهد بود، متخصص یک فن با محتوا و عمق سوژه ارتباط برقرار می‌کند(یعنی این ویژگی منحصر در متخصص یک فن است) و بهترین را به شما ارایه می‌کند. کار در حوزه فرهنگ از این جهت مشکل است که همه خود را متخصص در آن می‌دانند اما این سبک کار و نوع نگاه به پروژه اهمیت ویژه‌ای دارند که خوب قبول دارم که تعدادی آن را قبول ندارد و البته زمان در این مورد بسیار مهم است.
وجه تمایز مسک با جاهایی دیگر از این دست آن است که ما به صورت پیمانکار عمل نمی‌کنیم، برای ما محتوا اهمیت ویژه‌ای دارد و در بسیاری از کارها حتی تامین محتوا نیز بر عهده ماست.
ویژگی دیگر مسک آن است که حتما پروژه‌های سفارشی را ارزیابی و سعی می‌کنیم کارهایی را انجام دهیم که هم زمینه ظهور خلاقیت بیشتری دارد و هم تاثیرگذاری بهتر.

-    در شروع کار چند نفر در موسسه با شما همکاری می‌کردند و حالا چه تعداد؟
-    در شروع کار پنج نفر با این مجموعه همکاری می کردند و الان این تعداد به بیست نفر رسیده است.

-    چه نوآوری‌هایی در کسب و کارتان داشته‌اید؟
-    تو رو خدا این را یک چیزی از خودتون بنویسید. دیگه حالم از نوآوری به هم می خوره...

-    درک می‌کنم که جواب دادن به یک سوال کلیشه‌ای چه قدر دشوار است ولی متاسفانه این سوال، اساسی‌ترین قسمت مصاحبه است. در تعریف استاندارد مفهوم کارآفرینی، «نوآوری» مهمترین بخش ماجراست و من همانطور که گفتم چون هیچ وقت به طور جدی با مسک سرو کار نداشتم، نمی‌توانم جواب سوال را بدهم!
-    نوآوری عموما در پی نگاه تخصصی پدید می آید. یعنی شما باید در یک فن متخصص باشید تا بتوانید در مرز حرکت کنید و نوآوری داشته باشید. به نظر من سرهم بندی‌های پیش پا افتاده را باید از نوآوری جدا کنید. ببینید شما می‌توانید بروید و خیلی راحت ثبت اختراع کنید اما مهم آن است که اختراع شما تاییدیه علمی داشته باشد. ملاک پیشرفت مقالات isi است نه تعداد اختراعات و در مورد نوآوری هم همینطور است. پس نگاه تخصصی در یک فن مقدمه لازم نوآوری است. مسک از نادر مجموعه‌هایی است که به مقوله‌های کاری خود در حوزه فرهنگ تخصصی نگاه کرده است. ببینید یک زمانی مثلا پیش از ظهور رایانه هنرمند بودن و طراح بودن یک کار تخصصی بود اما بعد از ظهور رایانه همه به ناگاه احساس هنرمند بودن کردند. الان کمی بهتر شده است.
در طراحی اگر شما رنگ را نشناسید، عکس را نشناسید، فرم را نشناسید، لی اوت را نشناسید و... و در نهایت تمامی قابلیت‌های رایانه را خوب نشناسید اگر به طور حسی یک طرح خوب بزنید مطمئن باشید برای بار دوم تکرارپذیر نیست. این یک بخش است.
در کار مطبوعاتی هم همینطور است در یک برهه ناگهان همه خبرنگار می‌شوند و یا در کار توزیع کتاب که شاید کار ساده‌ای به نظر برسد، در دفتر توسعه فرهنگ کتابخوانی ما به مخاطب یک سیر مطالعاتی می‌دهیم و مخاطب مطمئن است که در بین این کتابها کتابی که بیهوده و یا در حوزه علاقه‌اش نباشد را در دست نمی‌گیرد. پرداختن جدی به محتوا و خروج از حالت پیمانکاری خودش یک نقطه عطف است.

-    آیا خودتان را یک فرد موفق می‌دانید؟ رمز موفقیتتان چیست؟
-    بله، بعد از لطف الهی، تلاش و پشتکار ، علاقه زیاد به شنیدن نظرات دیگران ، دوستان و همکاران صمیمی و مصمم در کار و داشتن مدیریت منابع مناسب را رمز موفقیت این مجموعه می دانم.

-    آیا در شروع کار، تجربه مرتبطی داشتید؟
-    تقریبا خیر

-    تقریباً یعنی چه؟ بالاخره باید پای یک تجربه‌ی هرچند کوتاه در میان باشد؟! اصلاً شغل قبلی نداشته‌اید؟
-    دبیر سرویس فرهنگ و ادب نشریه طراوت
مسوول دفتر نظارت و ارزیابی جشنواره هجدهم فیلم کودک و نوجوان
دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه اصفهان زیبا
مدیر مسوول و صاحب امتیاز دوماهنامه هابیل
و....
اینهایی بخشی از کارهایی است که من تا حالا درگیر آنها بوده‌ام( به غیر از آخری مابقی را دیگر نیستم) البته هیچکدام برای من شغل حساب نمی‌شده است.
به نظر من بی عرضه ترین و محافظه کار ترین افراد همواره به سمت کارهای دولتی می روند و من هیچگاه به کار دولتی به عنوان یک شغل نگاه نکرده ام.
من درست از بعد از دانشگاه تا حالا در مسک بوده‌ام، البته کارهایی را پروژه‌ای اینطرف و آن طرف قبول کرده‌ام، اما مسک را هیچگاه رها نکرده‌ام. در حقیقت با مسک شروع کرده‌ام و با مسک...

-    چه قدر اطرافیان (خانواده، دوستان) در پیشبرد کارتان موثر بوده‌اند؟
-    خیلی زیاد، حمایت های همسرم در این زمینه بسیار موثر بود. البته پدرم نیز کمک های معنوی زیادی نمودند.

-    شرایط کودکی‌تان چگونه بوده است؟ آیا ریشه‌هایی از علاقه به این شغل را در کودکی‌تان سراغ دارید؟
-    من در کودکی بسیار شلوغ و شیطون بودم و البته بسیار اهل مطالعه. کافی بود کتابی را به من می‌دادند تا حداکثر سه روزه تمامش می‌کردم. خیر

-    کار شما در مسک طراحی است یا بیشتر کار مطبوعاتی انجام می‌دهید؟ آخر برایم جالب است که می‌گویید ریشه‌های این علاقه را در کودکی‌تان سراغ ندارید! اولین نفری هستید که جواب منفی و کوتاه به این سوال داده‌اید!
-    ببینید! مسک بیشتر یک مجموعه آچار فرانسه و همه کاره فرهنگی است.
از کار تبلیغاتی و طراحی و مشاوره و چاپ و به تعبیری یک کارگاه جامع طراحی گرفته تا یک مجموعه چاپ و نشر کتاب تا یک تیم مطبوعاتی تا ...
خلاصه در حوزه فرهنگ به صورت عام  آن هر کاری که فکرش را بکنید در این مجموعه صورت می‌گیرد.
مسک در حقیقت از دو بخش شکل یافته است. یک بخش مسوولیت تامین اقتصادی و درآمدزایی را برعهده دارد و بخش دیگر صرفا به ارایه خدمات می پردازد.
البته در بخش درآمد زایی باز هم وجه غالب انجام یک پروژه فرهنگی است تا یک فعالیت اقتصادی صرف.
از طرف دیگر بخش های خدماتی(مانند نشریه هابیل یا دفتر گسترش فرهنگ کتابخوانی) نیز سعی در کسب استقلال مالی دارند.
حقیقتش این است که من نه نقاشی خوبی داشتم و دارم و نه خط خوبی. البته همانطور که عرض کردم به مطالعه(کتاب و مجله) بسیار علاقمند بودم. تا سال آخر دانشگاه تمامی فیلم‌های سینمایی را می‌دیدم، تئاتر و شعر از دوست‌داشتنی‌ترین تفریحات من بود و البته مانند بسیاری از موسیقی لذت می‌بردم. فکر می‌کنم آنچه شما دنبالش هستید در اینها نهفته است. من به حوزه فرهنگ علاقه داشتم و شاید فعالیت‌های امروز من مربوط به این روح کلی باشد.

-    آیا تحصیلاتتان در کارتان موثر بوده؟
-    خیر – به هیچ وجه

-    اگر اشتباه نکنم در یکی از رشته‌های مهندسی دانشگاه صنعتی تحصیل کرده‌اید؟ چه طور کارتان ربطی به تحصیلاتتان ندارد؟ اصلاً آیا به صورت تمام وقت با مسک همکاری می‌کنید یا این کار، شغل دوم‌تان محسوب می‌شود؟
-    من لیسانس مهندسی معدن از دانشگاه صنعتی اصفهان دارم. در دوران دانشجویی و بهتر بگویم از دوران دبیرستان به کارهایی که به طور عام در حوزه فرهنگ قرار می‌گرفت(اصرار دارم که نگویم کار فرهنگی) علاقه داشتم. البته تجلی بیشتر و عمده آن مربوط به دوره دانش جویی است. فعالیت‌های دوران دانشجویی من بیشتر حول محور این‌گونه  فعالیت ها بود و خوب ایده‌ها و آرمان‌هایی هم در این حوزه داشتم که فکر می‌کنم محقق کردن این ایده‌ها را هم باید یکی از انگیزه‌های شروع این کار دانست.
البته بنده به صورت محدود و البته صرفا به جهت عدم دوری از رشته تحصیلی گه‌گاه در پروژه های معدنی هم کار می کنم.

-    در زمان شروع به کار چند سال داشتید؟ و حالا چند سال است که به این شغل مشغولید؟
-    بیست و سه سال- بیست و نه سال

-    آیا نیاز به موفقیت شما را به این کار سوق داده است؟ در کل چه عواملی باعث شد به این کار جذب شوید؟
-    یکی از عوامل مهم شاید همین نیاز به موفقیت بود، گاهی اوقات انسان نیاز دارد که توانایی‌هایش را به هر صورت بروز دهد. از سوی دیگر تامین معاش و البته دغدغه کار تیمی و استفاده از تجربیات دانشجویی در کار تیمی در این کار بی تاثیر نبود.

-    چه قدر از نظر مالی حمایت شده‌اید؟ و به نظرتان در کار شما، حمایت‌های مالی چه قدر می‌توانند موثر باشند؟
-    به هیچ عنوان حمایت مالی نشدیم. این کار را با سرمایه صفر شروع کردیم و البته حمایت‌های مالی می‌توانست ما را کلی جلو بیاندازد.

-    آیا در کارتان شکست خورده‌اید؟ به نظرتان دلایل شکست چه مواردی بوده است؟
-    شکست ها ی مقطعی و پروژه ای داشتیم که دو عامل کم تجربگی و عدم سیستم مند بودن نظام اقتصادی از عوامل آن است.

-    چه مشکلات و موانعی در حرفه‌ی شما وجود دارد؟
-    شاید خنده دار باشد اما بزرگترین سد در مقابل کارآفرینی، دولت ، قوانین و قواعد کهنه و بسیار بوروکراتیک دولتی و اداری و عدم ایجاد حاشیه امن برای ریسک پدیری منطقی در نظام اقتصادی ماست.

-    ریاضیات در حرفه‌ی شما چه نقشی دارد؟
-    نکته مهم داشتن تفکر ریاضیاتی است. من فارغ التصیل رشته ریاضی فیزیک از دبیرستان تیزهوشان هستم و این نکته را از روی تجربه می گویم. آنهایی که نگاه ریاضیاتی، یعنی محاسبه، پیش‌بینی و قاعده‌مند کردن را در تفکرشان دارند بسیار موفق ترند.

-    به نظر شما به طور کلی جایگاه ریاضیات در بازار کار چیست؟
-    شاید نگاه بازار کار سنتی به ریاضیات صرفا نگاه دخل و خرج باشد اما امروزه آنهایی که اهل مدل سازی، پارامتر بندی و به طور کلی تفکر ریاضی هستند موفقند.

-    چه پیشنهادهایی برای افراد تازه‌کاری که دوست دارند به عنوان یک کارآفرین مطرح شوند، دارید؟
-    نکته مهم بعد از توکل به خدا داشتن اعتماد به نفس، قدرت ریسک پذیری البته با محاسبه دقیق خطر،  رعایت اصول کار تیمی و مهمتر از همه نداشتن هیچ گونه انتظاری از سیستم دولتی است.
نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 8:55 | Balatarin | | لینک به این مطلب