درباره یکی از مظاهر مهم وب 2.0
بفرمایید خوراک خوشمزه در سه سوت!
این یازدهمین شماره ستون اینترچت است! در ده شمارهی پیش سعی کردم مخاطب این ستون را تا حدودی با دنیای عجیب و جالب وب 2.0 آشنا کنم. در این ده هفته، از نسخ مختلف وب صحبت کردیم. شبکههای اجتماعی(فیسبوک)، فرندفید، وبلاگها و ابزارها و مظاهر نسخهی دوم وب را به شما معرفی کردم و گاهی هم در این بین اخباری از دنیای وب دو مخابره نمودم!
اما حالا در این قسمت از ستون اینترچت میخواهم یکی از مظاهر بسیار جالب دنیای وب 2.0، یعنی ابزاری به نام «فید» یا «خوراک» را به شما معرفی کنم. ابزاری بسیار مهم، مفید، جالب و متناسب با نیاز مخاطب عصر جدید، عصر اطلاعات و سرعت!
بله! در دنیای امروز به کمک اینترنت، در کسری از ثانیه، با انبوه اطلاعات تخصصی و غیرتخصصی روبهرو میشویم در حالیکه زمان، عنصر مهم عصر ماست. حال باید چه کرد؟! تصور کنید شما میخواهید هر روز صبح که از خواب بیدار میشوید، قبل از رفتن به سر کار، اخبار چند خبرگزاری و روزنامهی مطرح ایران و جهان را مطالعه کنید، مطالب چند وبلاگ مورد علاقهتان را بخوانید، وقایعی که در این روز اتفاق افتاده را چک کنید، از آب و هوا مطلع شوید، قیمت سکه و ارز را ببینید، مطالب مهم روز را بخوانید و کلاً کمی در دنیای اینترت گشت و گذار کنید و بعد روزتان را آغاز کنید. فکر میکنید با توجه به سرعت اینترنت در کشور ما، چند ساعت طول میکشد تا به همهی این منابع سر بزنید؟!
اینجاست که چیزی به نام «فیدریدر» یا «فیدخوان» که با نیروی «فید» کار میکند، به کمکتان میآید و باعث میشود بدون اینکه مدتهای مدیدی را صرف حرص خوردن و زل زدن به مانیتور برای بالا آمدن(لود شدن) صفحه بکنید، بتوانید در کمترین زمان ممکن، به منابع اطلاعاتی مورد علاقهتان دسترسی پیدا کنید و با خیال راحت به سر کارتان بروید!
فید چیست؟
بر طبق تعریفی که نسخهی فارسی دانشنامه آزاد «ویکیپدیا» ارائه میدهد، «فید (feed) یا خوراک، یک قالب داده است که به کاربران اجازه میدهد محتویاتی که مرتباً بهروز میشوند را به راحتی پیگیری نمایند.» یا اگر بخواهیم به طور تخصصی این مفهوم را تعریف کنیم، باید بگوییم که :«خوراک یک سند (اغلب بر پایهی XML) است که شامل گزینههای کوتاه درونمایه به همراه یک پیوند به نسخه بلندتر آنها است. دو نوع اصلی خوراک٬ RSS و ATOM میباشند. هماکنون وبنوشتها و تارنماهای خبری، منابع اصلی خوراکها به شمار میروند٬ همچنین خوراکها برای پیگیری وضعیت آبوهوا٬ فهرستهای برترینها و آخرین نتایج جستجو نیز کاربرد دارند.»
فید ریدر چیست؟
«دنیای وبلاگ» مینویسد:« فیدریدر، خوراک خوان، خبر خوان همه معنای واحدی دارند. کار فید ریدر، مدیریت منابع اطلاعاتی ماست. خوراک خوان در فواصل زمانی کوتاه بصورتی اتوماتیک به منابعی که خود ما به آن معرفی کردهایم یا به عبارت بهتر،آدرس فیدشان را به آن دادهایم، مراجعه، مطالب را گرفته و به ما عرضه میدارد. مشهورترین و کاراترین فید ریدر در حال حاضر «گوگل ریدر» است که وبلاگنویسان از کوتاه شده آن، «گودر» هم استفاده میکنند.» اما مهمترین عیب خبرخوان گوگل، در حال حاضر، آفلاین نبودن آن است. در حالی که خوراکخوانهای خوب زیادی هم هستند که به درد اینترنت دایلآپ با سرعت بسیار پایین ما میخورند. فید ریدرهایی مانند اسنرفر(Snarfer) که هم آنلاین و هم آفلاین هستند. یعنی بعد از آن که آدرس خوراک منابع مورد علاقهتان را به این خوراکخوان دادید، فقط کافیست چند دقیقهای به اینترنت متصل شوید و گزینهی ریفرش را انتخاب کنید تا به سرعت، جدیدترین اطلاعات منبع را گرفته، ذخیره کند و شما بتوانید بعد از قطع اینترنت، به مطالعهی اطلاعات بپردازید. حسن دیگر اسنرفر، این است که عکسها را نیز سریع و با کیفیت خوب به شما نشان میدهد. اما نکتهی جالب دیگری که خوراکخوانها را دوستداشتنیتر و کاربردیتر میکند، امکان دستهبندی مطالب است. میتوانید وبلاگهای آیتی را جدا بخوانید، روزنامهها را در یک دسته داشتهباشید و در فولدر اختصاصی دیگری چندین سایت ورزشی را طبقهبندی کرده باشید و هر بار، هر کدام را که خواستید، آپدیت کرده و بخوانید.
چگونه آدرس فید سایتها را بفهمیم؟
برخی از مرورگرها(مانند فایرفاکس) امکان نشان دادن آیکن فید را در باکس آدرس خود، فعال کردهاند و فقط کافیست روی آن آیکن کلیک کنیم تا به صفحهی خوراک سایت برویم و انتخاب کنیم که میخواهیم این آدرس را به کدام خوراکخوان بدهیم. آیکن فید معمولاً یک مربع نارنجی با یک نقطه سفید در گوشهی چپ و دو منحنی سفید رنگ است و یا با کلیک بر روی نشانهای XML و Atom به آدرس خوراک میرسیم. البته با محبوب شدن این ابزار، بیشتر وبلاگها و وبسایتها به طراحی آیکنهای جذاب و ابتکاری برای فیدشان پرداختهاند و هر کدام از آیکن اختصاصی خود برای جذب مخاطب بیشتر، استفاده میکنند. لازم به ذکر است که خیلی از سایتها نیز هنوز فید ندارند که البته با کمک ابزارهایی میتوانیم خودمان برایشان خوراک درست کنیم.
اما چرا باید از خوراک خوانها استفاده کنیم؟
- سرعت و دسترسی: برای ما که در منطقهی محروم از نظر دسترسی به اینترنت با سرعت مناسب، زندگی میکنیم و بیشتر هم اینترنت دایلآپ داریم، استفاده از خوراکخوان، به دلیل سرعت بالا و رفع مشکلات دسترسی به سایتها، بسیار واجب است. چون فید، فقط حاوی اصل مطلب است و حجم کمی دارد بنابرین در مدت زمان بسیار کوتاهتری امکان خواندن همان مطالب را داریم.
- صرفهی مالی: با خوراک خوان، امکان خواندن مطلب به صورت آفلاین وجود دارد. یعنی خواننده برای دقایقی به اینترنت متصل میشود، تمام مطالب را میگیرد و سپس به صورت آفلاین میخواند. با توجه به گرانی اینترنت در ایران، این امکان ایدهآلی است.
- استفاده کننده از فید به سهولت امکان توصیه و به اشتراک گذاری مطلب خوانده شده توسط فید را دارد. در نتیجه مطلب بیشتری خوانده میشود.
توضیح اینکه فیدخوانها معمولاً دکمههایی مانند «share» دارند که به این وسیله میتوانیم مطلبی که دوست داشتهایم را با دیگران به اشتراک بگذاریم. (در شمارههای بعدی، به مبحث مهم «به اشتراک گذاری» در دنیای وب 2.0، نیز بیشتر خواهیم پرداخت.)
| | لینک به این مطلب نگاهی به یک سایت محبوب وب دویی
فرندفید را دریابید!
وبلاگ «یک فتحی» در این باره مینویسد:« حتما شما هم دوستانی دارید که میخواهید بدانید آنها در دنیای وب چه کار میکنند. مثلا میخواهید بدانید دوستتان جدیدا در وبلاگش چه مطلبی را نوشته است یا میخواهید بدانید دیگر دوستتان جدیدا چه مطلبی را در دلیشس لینک کرده است و دوست دیگر چه عکسی را در فلیکر آپلود کرده است و ... این کار بینهایت زمانبر و نیازمند مهارت در همه این سیستمهاست. مشکل از جایی شدت میگیرد که هر روز بر تعداد این سیستمها افزوده میگردد و شما نمیتوانید هر روز این همه سرویس مختلف را پیمایش کنید. اگر از خیر بسیاری از دوستتانتان گذشتید صبر کنید. شاید در Friend Feed عضو باشند!»
اما این سرویس محبوب چیست و چهگونه عمل میکند؟!
فرندفید یک پروژهی بسیار شگفتانگیز است که هدف آن، اختصاص یک فید(«فید» هم از مهمترین مظاهر دنیای وب 2.0 است که در شمارههای آتی، به آن خواهیم پرداخت.) به هر کاربر اینترنت میباشد. وقتی در فرندفید عضو میشوید. لیستی از مهمترین سرویسهای وب 2.0 ظاهر میشود که میتوانید با تنظیم هر سرویس که در آن عضو هستید اجازه دهید که دوستانتان از اعمال شما در این سرویس بلافاصله مطلع شوند. فرندفید از سرویسهای زیادی پشتیبانی میکند. از مهمترین آنها که وبلاگنویسی است و توییتر(سرویس محبوب میکروبلاگینگ) تا فلیکر (سرویس فتوبلاگینگ) و گوگل ریدر(فیدخوان گوگل). اگر کسی در Friend Feed عضو بود میتوانید به ایشان درخواست دهید یا به اصطلاح Subscribe شوید تا در لیست دوستان شما قرار گیرد. بعد از این کار، تمام فعالیتهای این شخص در تمام سرویسهای مورد پشتیبانی فرندفید، به اطلاع شما خواهد رسید.در ابتدا عضویت در فرندفید منوط به دریافت دعوتنامه بود ولی چند ماهیست که عضویت در این سایت جذاب، برای عموم آزاد شده است.
اما با پیشرفت فرندفید سایتهای زیادی فقط برای اینکه امکانات بیشتری را در اختیار کاربران فرندفید قرار دهند، به وجود آمدهاند. به عنوان مثال، به کمک سایت «NoiseRiver» میتوانید به دوستانتان در فرندفید امتیاز بدهید. هم چنین میتوانید به مطالب به اشتراک گذاشته شده توسط دوستانتان یک مارک بزنید. مثل hate it! و یا love it! یا به کمک سایت «FriendFeedSpy» میتوانید دستههای مختلف آپدیت را تعین کنید. مثلاً طوری تنظیم کنید که فقط آخرین آپدیتهای یوتیوبی فرندفیدیها را مشاهده کنید و اما سایت جالب «FriendFeddLinks» که به شما امکان میدهد که لینکهای بیشتر به اشتراک گذاشتهشده و محبوب کاربران فرندفید را از سرتاسر وب مشاهده کنید و سرویس « frienderati» که لیست مطالب به اشتراک گذاشتهشدهی کاربران برتر فرندفید را به شما نشان میدهد.
از طرف دیگر با محبوبیت سایت فرندفید، سایتهای مشابهی مانند « dipity» متولد شدند که برای کاربران ایرانی حکم آلترناتیو فرندفید را دارند!
اما جالبترین بعد داستان «Friend feed» تاثیر این سایت وب دویی بر مقولهی مهم استخدام است! سایت «یک پزشک» در این باره مینویسد:« اخیرا سایت CareerBuilder.com پژوهش جالبی انجام داده است، در این پژوهش ۳۱۶۹ نفر از مسئولان استخدام شرکتها پرسشنامهای را پر کردند، با بررسی این پرسشنامهها معلوم شد که ۲۲ درصد آنها برای بررسی ویژگیهای متقاضیان استخدام، پروفایل آنها را در شبکههای اجتماعی بررسی میکنند. درحالی که در تحقیق مشابهی که دو سال پیش انجام شده بود، این عدد تنها ۱۱ درصد بود. بر اساس نتایج این تحقیق، ۳۴ درصد مسئولان استخدام، متقاضیان کار را صرفا به خاطر چیزهایی که در پروفایل آنها میبینند، رد میکنند! ۹ درصد آنها هم قصد دارند در آینده چنین کاری کنند.حتما از خودتان میپرسید که مگر در پروفایلهای کاربران چه چیزهایی پیدا میشود؟! پاسخ این است که:
- در پروفایل ۴۱ درصد متقاضیان کار، اشاره شده است که سیگاری هستند یا الکل مینوشند.
- ۴۰ درصدشان عکسها و اطلاعات حساسیتبرانگیز منتشر میکنند.
- ۲۹ درصد آنها حتی در محیط مجازی هم مهارتهای ارتباطی پایین دارند.
- ۲۸ درصدشان در مورد رؤسای سابق بدگویی میکنند.
- از اطلاعات به دست آمده از پروفایلها، مشخص میشود که ۲۷ درصد متقاضیان کار در مورد مهارتهای شغلیشان دروغ میگویند.
- ۲۲ درصد آنها ابراز نظرهای نژادپرستانه یا حاوی توهینهای جنسیتی و مذهبی منتشر میکنند.
- ۲۲ درصد آنها از نامهای کاربری نامناسب استفاده میکنند.
- ۲۱ درصد آنها به نحوی مرتبط به اعمال غیرقانونی هستند.
- ۱۹ درصد آنها اطلاعات محرمانه شرکت قبلی را منتشر میکنند.
بنابراین پیداست که مسئولان استخدام به طرز افزایندهای، نگران نوشتهها، عکسها و ویدئوهایی هستند که جویندگان جوان کار در مورد آنها منتشر خواهند کرد، آنها همچنین از اعتیاد آنها واهمه دارند. اما همیشه فعالیتهای آنلاین اشخاص در شبکههای اجتماعی باعث دردسرش نمیشوند، چرا که با بررسی این شبکههای و با دیدن نیمه پر لیوان، میتوان به ویژگیهای مثبت متقاضیان کار هم پی برد. با بررسی پروفایلهای کاربران میتوان افراد دارای ویژگیهای مثبتی مانند مهارتهای ارتباطی، ذهنیت خلاق، علایق مثبت و آنهایی را که بیشترین تطابق با کار مورد نظر را دارند، پیدا کرد. نتیجه این که عاقلانه است که در شبکههای اجتماعی و فرندفید مطالبی را که نمیخواهید همگان مطلع شوند، فقط به صورت خصوصی برای دوستان خودتان قابل مشاهده کنید.
اما اصلاً چرا باید در فرندفید فعالیت کنیم؟ دلایل زیادی برای این حرکت وجود دارد. تعامل با کاربران حرفهای اینترنت و مشهورترین وبلاگنویسان، دیدهشدن بیشتر در دنیای مجازی و پیدا کردن دوستان همفکر بیشتر و مطلع شدن از مهمترین اتفاقات دنیای مجازی، اطلاع از بهترین مطالب به انتخاب کاربران و نظر دیگران درباره مطالب خودمان، ابراز نظر درباره مطالب دیگران و هزار و یک دلیل مهم دیگر! خلاصه اینکه لذت گشت و گذار در فرندفید را از دست ندهید!
| | لینک به این مطلب
روز تولد احساسات در ارتباطات جدید!
«اینترچت» این هفته حکم زنگ تفریحی برای سرک کشیدن به حیاط خلوت دنیای آیتی را دارد. اما از هفتههای آتی، بحث شیرین ابزارها و مظاهر وب 2.0 را ادامه خواهیم داد.
در عصر تکنولوژی، در عصر ارتباطات جدید که ایمیل و چت و اساماس جای خودشان را در میان اصلیترین وسایل ارتباطیمان باز کردهاند، احساسات چه جایگاهی دارند؟! حالا که نمیتوانیم با شنیدن صدای مخاطبمان از پشت تلفن، احساسش را در زمان بیان جملاتش بفهمیم، حالا که چیزی به نام «دست خط» معنای واقعی خود را از دست داده، چگونه و از چه طریقی میتوانیم احساسات خودمان را به مخاطبانمان منتقل کنیم؟!
حتماً همهی شما صورتکها را میشناسید. ترکیباتی از حروف و نشانهها که برای نشان دادن لبخند، غم، خندهی بلند، پوزخند، دلخوری و احساسات مختلف ازشان استفاده میکنیم. اسمایلیها همه جا کاربرد دارند. از چت و ایمیل گرفته تا اساماس و حتی گوشهی جزوهها! حتماً تا به حال برای شما هم پیش آمده که در جواب اساماس، ایمیل یا مسیج کسی، به جای نوشتن چندین جمله، علامتهایی مثل «:D، :( » و... فرستادهاید!
19 سپتامبر(29 شهریور) سالگرد تولد اسمایلیهاست. «Wired.com» مقاله جالبی به این مناسبت نوشته است. راس ساعت11:44 قبل از ظهر سال 1982، اسکات فالمن پیام الکترونیکی زیر را برای هیئت مدیره نشریه دپارتمان علوم کامپیوتر دانشگاه «Carnegie Mellon» فرستاد.
19-Sep-82 11:44 Scott E Fahlman :-)
From: Scott E Fahlman
I propose that the following character sequence for joke markers:
:-)
Read it sideways. Actually, it is probably more economical to mark things that are NOT jokes, given current trends. For this, use:
:-(
با این پیام، اسکات فالمن به عنوان مبدع احساسات مبتنی بر کدهای اسکی(ASCII-based emoticon) شناخته شد. به این صورتکها « emoticon» یا «حسآیکن»ها(این ترجمه البته پیشنهاد نویسندهی این ستون است!) میگویند که از ترکیب دو کلمهی « emotion» و « icon» ساخته شدهاست.
البته فالمن اولین کسی نبود که از سمبلهایی برای انتقال احساسات استفاده کرد. استفاده از این شیوه به حداقل اواسط قرن نوزدهم برمیگردد، وقتی که الفبای مورس بیشتر برای اهداف مشابه استفاده میشد. در سال 1857 عدد 73 به عنوان نشانهی عبارت «best regards» در کدهای مورس ثبت شد.
در سال 1963، هنرمندی به نام هاروی بال (Harvey Ball) اسمایلیها(smiley face) را اختراع کرد؛ یک دکمه زرد با دو نقطه مشکی به عنوان چشمها و یک منحنی باریک به سمت بالا به عنوان دهان.
امروزه لقب «اسمایلی» بیشتر در بین کاربران رواج دارد و استفاده از اسمایلیها نیز آنقدر متداول شده که علامتها کفاف منظور را نمیدهند و به همین دلیل حالا کاربران به استفاده از اسمایلیهای متنی هم روی آوردهاند. عباراتی مانند «اسمایلی ذوقزدگی»، «اسمایلی بدجنسی» و حتی «اسمایلی قلمراد»!!
آیا شما هم به بیماری دیسکامگوگلیشن مبتلا هستید؟!
«سرتان را نخارانید و به بیماریهایی که در کتابهای پزشکی فهرست شدهاند، فکر نکنید! بگذارید، برایتان توضیح دهم: دیسکامگوگلیشن(discomgoogolation) یعنی احساس تنش و اضطراب کردن هنگام عدم امکان دسترسی به اینترنت. این اصطلاح البته ساختگی است و حاصل ترکیب «discombobulate» به معنای «به هم ریختن» و «Google» است. جالب است که بر اساس نظرسنجیای که در اولین هفته ماه جولای از ۲۱۰۰ شهروند انگلیسی انجام شده است، نیمی از کسانی که در این مورد از آنها سؤال شده بود، تا حدی و کمی بیشتر از یک چهارم آنها واقعا علایم این بیماری را داشتند.»
وبلاگ «یک پزشک» در پست اخیرش دربارهی این بیماری جالب که احتمالاً در کشور عزیز ما مبتلایان بسیاری دارد، صحبت کرده است. حتماً برای شما هم پیش آمده که بخواهید به اینترنت متصل شوید. دکمه دایل را زدهاید و بعد از مدتی، با ارورهای مختلفی روبه رو شدهاید؛ یا آیاسپی محترم با مشکلات فنی دست به گریبان است، یا کارت اینترنتتان تمام شده یا سیستمتان مشکل دارد و یا اصلاً بدتر از همه اینها، برق رفته و امکان فشاردادن همان دکمه دایل را هم ندارید! و این در حالیست که برنامه ریزی کردهاید که در این ساعت خاص به کارهای زندگی مجازی/حقیقیتان برسید. در این جور وقتها چه حسی دارید؟!
دکتر دیوید لوئیس، روانپزشکی است که دیسکامگوگلیشن را بر اساس معیارهایی همچون تعداد ضربان قلب و فعالیت موجهای مغزی در هنگام محرومیت از اینترنت، تعریف کرده است. او می گوید که با اینترنت، فاصله ما از کهکشانی از اطلاعات، تنها به اندازه یک کلیک است و وقتی از آن فاصله میگیریم، دچار دیسکامگوگلیشن میشویم!
اما این تحقیق، نتایج جالب و قابل تامل دیگری هم دارد:
- بیشتر از ۷۵ درصد انگلیسیها عقیده دارند که بدون اینترنت، نمیتوانند زنده بمانند.
- ۴۷ درصد جامعه آماری این تحقیق، تأثیر اینترنت را در زندگیشان، مهمتر از مذهب میدانستند.
- یک پنجم آنها هم ارزش بیشتری برای اینترنت نسبت به همسرشان قائل بودند.
- بیشتر از نصف افراد روزانه بین یک تا ۴ ساعت با اینترنت کار میکردند.
- ۱۹ درصد افراد در طول هفته وقت بیشتری به اینترنت، نسبت به افراد خانوادهشان اختصاص میدادند.
حالا شما خودتان را عضوی از این جامعه آماری فرض و درمورد زندگی مجازیتان بیشتر فکر کنید. چند درصد از زمانتان را صرف زندگی مجازی و چند درصد را صرف زندگی حقیقیتان میکنید؟!
| | لینک به این مطلب 

