سه هفتهی اخیر به صحبت از وب 2.0 و ابزارها و مظاهر آن گذشت و حالا رسیدهایم به مبحث «وبلاگ» که شیرین است و جذاب و پرطرفدار! هفتهی پیش دربارهی «روز جهانی وبلاگ» و «هفتمین سالگرد تولد وبلاگستان فارسی» صحبت کردیم و نظرات برخی از وبلاگنویسان را دربارهی چیزی به نام «وبلاگ» و تاثیرش بر زندگیمان، نوشتیم. اما امروز در هشتمین قسمت ستون اینترچت میخواهم به دلیل کمبود فضا، فقط درباره دو نمونه از پرطرفدارترین انواع وبلاگها: «وبلاگهای نوشتاری» و «فتوبلاگها» بنویسم و صحبت از انواع جدیدتر و جذابتری چون «ویدئوبلاگ»، «پادکست» و همچنین پدیدهی «میکروبلاگینگ» را به هفتههای آینده موکول میکنم. لازم به ذکر است که دایرهالمعارف ویکیپدیا (که خود، از جالبترین مظاهر وب 2.0 است و در هفتههای آتی به آن خواهیم پرداخت) انواع مختلفی از وبلاگ ذکر شده است که عبارتند از: وبلاگهای نوشتاری(textual)، آرتبلاگها(artlog)، فتوبلاگها(phlog,photoblog)، اسکچبلاگها (sketchblog)، وبدئوبلاگها(vlog)، موزیکبلاگها(MP3 blog) و رادیوبلاگها((podcasting.
وبلاگ بنویسید/بخوانید!
وبلاگهای نوع اول، وبلاگهای نوشتاری(textual) هستند. پرطرفدارترین نوع وبلاگها(مخصوصاً برای کشورهای جهان سومی که سرعت اینترنتشان بیشتر به شوخی میماند)!
در ویکیپدیای فارسی در تعریف وبلاگ نوشته شده:« واژهٔ Weblog اولینبار توسط «یورن بارگر» استفاده شد که یک همآمیزی از دو واژهٔ Web و Log است. واژهٔ Log از ریشه واژه یونانی Logos به معنای «دفتر گزارش سفر کشتیها» گرفته شده و البته این واژه در زبان تخصصی رایانه به پروندههایی گفته میشود که گزارش وقایع رخداده در رایانه را ثبت میکنند. بلاگ (Blog) نیز شکل کوتاهشده وبلاگ است. وبلاگ، وب نوشت یا بلاگ یک وبگاه یا صفحاتی از یک وبگاه اینترنتی متشکل از مطالب کوتاه به نام پست(Post) با محتوای اندیشه، اطلاعات و خاطرات روزانه شخصی و پیوندهایی است که به ترتیب زمانی از جدید به قدیم قرار گرفتهاند. شایان ذکر است که نویسنده وبلاگ ممکن است یک یا چند نفر باشند. واحد مطالب در وبلاگ، «پست» است. در حالی که واحد مطالب در وبگاه، صفحه(Page) میباشد. معمولاً در انتهای هر مطلب، برچسب تاریخ و زمان، نام نویسنده و پیوند ثابت به آن یادداشت، ثبت میشود. فاصلهٔ زمانی بین مطالب وبنوشت لزوماً یکسان نیست و زمان نوشتهشدن هر مطلب به خواست نویسندهٔ وبنوشت بستگی دارد...»
حرفهایتان را در وبلاگتان مینویسید. وبلاگنویسان یا کاربران عادی اینترنت حرفهایتان را میخوانند و اگر دوست داشتند، نظرشان را زیر متن شما مینویسند یا به وسیلهی ابزارهای جدید (که در هفتههای آتی معرفیشان خواهیم کرد) مخالفت یا موافقت خودشان را به شما و دیگران اطلاع میدهند. یک تعامل ساده، سریع، جذاب و آزاد!
برای وبلاگ«نویس» شدن باید یک «فضا» در اینترنت برای خودتان ثبت کنید. میتوانید از فضاهای رایگان که «سرویسهای وبلاگنویسی» به کاربران ارائه میدهند، استفاده کنید یا خودتان یک فضا(هاست) و یک نام(دومین) بخرید.
بلاگفا، پرشینبلاگ، بلاگاسکای و پارسیبلاگ از جمله معروفترین سرویسهای ارائهدهنده وبلاگ رایگان ایرانی هستند و وردپرس و بلاگر هم از معروفترین سرویسدهندههای رایگان خارجیاند که حرفهایترند و در عین حال با زبان فارسی مشکلی ندارند و حتی امکانات ویژهای هم برای فارسیزبانان در نظر گرفتهاند.
وبلاگ ببینید/ ببینید!
عکاسها معمولاً ترجیح میدهند تصویری صحبت کنند و به همین دلیل ساده است که نوع دوم وبلاگها که «فتوبلاگ» نام گرفتهاند، متولد شدند. فتوبلاگها طرفداران زیادی دارند. مخصوصاً که در این چند سال به خاطر وجود دوربینهای دیجیتال، امکان لذت بردن از فعل عکاسی برای خیلیها به وجود آمده و از طرف دیگر، مردم نیز معمولاً با تصویر راحتترند و ارتباط بیشتری برقرار میکنند.
طبق تعریف دایرهالمعارف انگلیسی ویکیپدیا «فتوبلاگینگ» نوعی از به اشتراکگذاری عکس (photo sharing) و انتشار (publishing) عکس در قالب وبلاگ است با این تفاوت که تمرکز و تاکید بیشتر بر عکاسی است تا بر نوشتار.
از یک نظر میتوان فتوبلاگها را به سه دسته تقسیم کرد. فتوبلاگهایی با دومین شخصی(فتوبلاگر، فضا و نام فتوبلاگش را خود، خریده است.)، فتوبلاگهایی روی سرویسدهندههای وبلاگی که اصولاً برای وبلاگهای نوشتاری طراحی شدهاند.(مانند سرویسهای بلاگر و بلاگفا که امکانات ویژهای برای فتوبلاگرها ندارند.) و دستهی سوم که در سرویسهای ارائهدهندهی فتوبلاگ(سرویسدهندههایی که فضاهایی را اختصاصاً برای فتوبلاگینگ طراحی کردهاند.) قرار دارند. از جمله معروفترین سرویسدهندههای فتوبلاگ میتوان به «Flickr» محصول پرطرفدار شرکت یاهو و «picasa» محصول روبه گسترش شرکت گوگل است.
برای یک فتوبلاگر خوب و پرطرفدار بودن، باید خوب ببینید، خوب تصاویر را ضبط کنید، به سلیقه مخاطبانتان توجه کنید، تیتر و اگر دوست داشتید، تفسیر جذاب و متناسبی برای عکستان بنویسید و در زمان مناسبی کار خوبتان را در وبلاگتان قرار دهید. البته میتوانید برای بیشتر دیدهشدن حرفهای تصویریتان، به تبلیغات رایگان و غیررایگانی که در فضای مجازی و غیرمجازی برای وبلاگها تدارک دیدهشده نیز، پناه ببرید.(که البته در هفتههای آتی به این مهم نیز خواهیم پرداخت.)
وبلاگها رسانههای جدید دنیای ما هستند. رسانههای جذاب، دوستداشتنی و باارزش که به مخاطبانشان حق انتخاب میدهند! «حق انتخاب»! چیزی که تا به حال کمتر وجود داشته. شما دیگر مجبور نیستید یک روزنامهی چند ده صفحهای را بخرید و بعد فقط صفحهی حوادث یا هنر یا سیاستش را بخوانید. میتوانید وبلاگهایی را بخوانید که فقط به موضوعات هنر، سیاست، حوادث و ... میپردازند. این وبلاگها هم به روزترند، هم سریعتر و هم کممحدودیتتر! دیگر مجبور نیستید رادیویتان را روشن، یک شبکه را انتخاب و بعد به هر چه که پخش میکند، گوش دهید. بلکه میتوانید در دنیای مجازی بگردید و پادکستهای موردعلاقهتان را دانلود کنید. اما مهمتر از همه این است که در دنیای مجازی، به کاربران اهمیت داده میشود. نظر «شنوندگان» و «بینندگان» برای سازنده و سرویسدهندهی وبلاگ بسیار مهم است و مهمتر اینکه این نظرات سریع، صریح و به سرعت منتشر میشوند و به واقع «حق با مشتری است»!
یادتان باشد که از این سری مطالب دو تیتر باقی مانده:« وبلاگ بگویید/بشنوید.» و «وبلاگ بازی/تماشا کنید.» هفتهی آینده را از دست ندهید!
| | لینک به این مطلب روزنامه اصفهان زیبا- شماره 519،صفحه 6، صفحه فناوری اطلاعات،ستون اینترچت(7)، پنجشنبه 21شهریور1387
سه هفتهایست که صحبت از وب 2.0 و ابزارهایش را آغاز کردهایم. نیمنگاهی به دو مقولهی «تعریف وب 2.0» و «شبکههای اجتماعی» داشتیم و سعیمان بر این بود که این نوشتهها فتح بابی باشد برای آشنایی خوانندگان این صفحه با پدیدهی مهمی به نام وب 2.0 و ابزارهای آن، با این فرض که تعداد قابل توجهی از خوانندگان این صفحه، عمده فعالیتشان در دنیای اینترنت محدود میشود به فعالیتهایی تحت عنوان «چت» که اگر چه وسیلهای مفید و کاربردی است اما استفادهی بیرویه و نادرست از آن، مشکلات و معضلات خاصی را به دنبال خواهد داشت.
اما حالا در دومین قسمت از «معرفی ابزارهای وب 2.0» به سراغ پدیدهی «وبلاگنویسی» رفتهایم؛ به دو دلیل: اول اینکه در دو هفتهی اخیر دو تاریخ مهم را در رابطه با این پدیده داشتیم؛ 31آگوست روز جهانی وبلاگ و 16 شهریور روز تولد اولین وبلاگ فارسی. دوم اینکه وبلاگنویسی یکی از محبوبترین مظاهر وب 2.0 و پدیدهای بسیار مورد توجه مردم جهان است.
روز جهانی وبلاگ مبارک باد!
31 اوت (10 شهریور) روز جهانی وبلاگ است. مجله الکترونیکی «زیگزاگ» در این باره مینویسد:« نیر اوفیر در سال 2005 آغازگر این حرکت نو بود و امسال چهارمین سال متوالی است که وبلاگ ها هم یک روز جهانی را به نام خود ثبت کرده اند.
روز وبلاگ بر اساس این باور ایجاد شد که بلاگرها روزی را در اختیار داشته باشند تا وبلاگهایی از کشورها و فرهنگهای مختلف را به خوانندگانشان معرفی کنند. به همین علت بلاگرها در این روز، طی یک اقدام هماهنگ، یک نوشته در وبلاگ خود قرار میدهند که در آن به معرفی 5 وبلاگ تازه که ترجیحاً از فرهنگ، گرایش و دیدگاه متفاوتی برخوردارند، میپردازند تا بازدیدکنندگان و خوانندگانشان نیز با گشت و گذار و کشف بلاگهای جدید و ناشناخته، آشنایی با افراد و بلاگهای تازه را جشن بگیرند.» همچنین وبلاگنویسان لوگویی را که سایت «روز جهانی وبلاگ» طراحی کرده، در وبلاگهایشان قرار میدهند و خلاصه این روز بهانهای است برای شناساندن وبلاگهای ناشناخته و تعامل مفیدتر وبلاگنویسان سراسر دنیا با یکدیگر.
اما اینکه چرا ۳۱ آگوست برای این مناسبت در نظر گرفته شده هم جالب است. تاریخ سی و یکم ماه هشتم میلادی (3108) با نگاهی گرافیکی بسیار شبیه کلمه انگلیسی Blog بوده و این بازی با اعداد و حروف، باعث شد تا این روز را به عنوان «روز جهانی وبلاگ» نامگذاری کنند.
وبلاگستان فارسی 7 ساله شد!
درست 7 سال پیش، شانزدهم شهریور ماه، «سلمان جریری» در صفحه وبی که نام «وبلاگ سلمان» را برایش انتخاب کردهبود، چنین نوشت:« weblog(وبنوشت) اصلا یعنی چی؟ وبنوشت بر وزن دستنوشت یک اصطلاح مندرآوردی است! خیلی جدی نگیرید! اما weblog به وب سایت یا homepageای میگن که شامل نوشتههای شخصی یک نفر راجع به چیزها و نکات جالبی که میبینه یا بهشون فکر میکنه هست. Weblogها معمولا هر روز update میشوند…» اما از آن روز تا به حال وبلاگهای بیشماری متولد شدند تا حدی که حالا مفهومی به نام «وبلاگستان فارسی» که در اصل تقریباً یعنی مجموعهی وبلاگهای فارسی زبان در کل وب بر صدها هزار (یا شاید بیشتر!) وبلاگ که پارسی نوشته میشوند یا پارسیزبان مینویسدشان، دلالت میکند. امسال نیز وبلاگهای زیادی در گرامیداشت تولد وبلاگستان فارسی دست به فعالیتهای ابتکاری جالب زدند. از جمله وبلاگ «یک فتحی» که از چند وبلاگنویس شناخته شدهتر دعوت کرده تا با چشمان بسته، مطلبی بنویسند و برایش بفرستند و اینگونه آلبومی از دستنوشتههای وبلاگنویسان را گرداوری کرده یا وبلاگ «فیسآف» که از چندین وبلاگنویس سرشناس خواسته تا به این مناسبت درباره «وبلاگ» چیزی بنویسند.
«محمدعلی ابطحی» از جمله سیاستمداران وبلاگستان در پاسخ به این دعوت، نوشته:« وبلاگ، تا وقتی سخن دل باشد و بینقاب از درون صاحبش تراوش کند، خواندنی است. وقتی جای رسانه را میگیرد دیگر وبلاگ نیست، خبرگزاری است. سعی کنیم وبلاگی بمانیم.» نیما اکبرپور هم به عنوان یکی از روزنامهنگاران وبلاگستان این طور نوشته:« وبلاگ یکی از عاشقانههای من است. خیلی وقتها فکر میکنم که وبلاگ چه چیزهایی به من داده یا شاید بهتر است بگویم من از وبلاگ چه چیزهایی را گرفتهام. واقعیتش این است که در حال حاضر هر چه که دارم از این دوستداشتنی مجازی به من رسیده. کارم، سرگرمیم و از همه مهمتر بخش مهمی از دوستانم را با وبلاگم صید کردهام. وبلاگم مجموعهای است از نوشتههای روزمره، جدی، شوخی و غرغرهایم که رهایش میکنم در کهکشان مجازی. وبلاگ من را به خیلی از آرزوهایم رسانده و هنوز هم شعبدههایی در آستینش دارد که همیشه میتواند من را متحیر کند.» اما «امین ثابتی» هم نظر قابل تاملی دارد:« میدانید، وبلاگ یک چوب دو سر طلا است! یعنی اینکه بعضیها فکر میکنند وبلاگ تأثیر شگرفی بر روی جامعه و مردم عادی دارد و بعضیها نیز فکر میکنند وبلاگ و وبلاگنویسی تأثیر آنچنانی ندارد و تنها از آن به عنوان یک تفریح یاد میکنند! به همین دلیل میتوان گفت که وبلاگ چوب دو سر طلایی است که سود و ضرر دارد. اما از همهی اینها بگذریم، وبلاگنویسی در ایران خواسته و یا ناخواسته در جامعهی روزنامهنگاری تأثیر شگرفی داشته است و همین وبلاگنویسان با نوشتههای خود باعث شدهاند که بسیاری خبرگزاریها و روزنامههای ایران صفحات خود را با تکنیک Copy and Paste پر کنند!» اما شاید جالبترین جواب متعلق باشد به وبلاگ «کوته نوشت» که میگوید:«به عوض “انبوه” ناگفتههایمان، “اندکی” وبلاگ مینویسیم.» خلاصه این که سرباز معلم جنوبی که کوچکترین مدرسه دنیا را دارد، وبلاگنویسی که طعم زندگی در غربت را میچشد، آیتی نویسان وبلاگستان و خیلیهای دیگر از زندگی وبلاگیشان و تاثیر این پدیده در زندگیشان حرفهای جالبی زدهاند که حیف با کمبود جا مواجهیم!
خب! این تعاریف پایه را از پدیدهای به نام «وبلاگ» داشته باشید تا هفتهی آینده که نگاهی خواهیم داشت به انواع مختلف وبلاگها؛ از وبلاگ و فتوبلاگ و رادیو بلاگ و ویدئوبلاگ گرفته تا پدیدهی جدید میکروبلاگینگ!
| | لینک به این مطلب
بنابر قولی که در شماره اول این ستون دادهبودم، سه شماره اول به صحبت درباره چند خبر از دنیای اینترنت گذشت و در دو شماره قبلی هم به پدیدهی «وب 2.0» و یکی از ابزارها یا مظاهر آن یعنی «شبکههای اجتماعی» و به خصوص پرطرفدارترین و حرفهایترین آنها که همانا «فیس بوک» است، پرداختیم و سعیمان بر این بود که اطلاعاتی هرچند اجمالی، درباره مفاهیم پربسامد دنیای آیتی به خواننده این ستون تقدیم نماییم.
اما این هفته بهتر دیدم برای تغییر ذائقه مخاطبان این ستون، مخصوصاً حالا که کمی از دنیای دوستداشتنی، عجیب و متفاوت نسخه دوم وب صحبت کردهایم، این دو مبحث را با هم پیوند بزنم و چند خبر در اهمیت وب 2.0 و ارتباط این مفهوم با مفاهیم دیگری چون سیاست، پزشکی و مسایل اجتماعی بنویسم. البته باید تاکید کنم که در هفتههای آتی دوباره مبحث ابزارهای وب 2.0 را ادامه خواهیم داد که این رشته سر دراز دارد!
سیاستمداران از دنیای وب 2.0 چه میخواهند؟!
در اولین قدم به سراغ پیوند سیاست و وب 2.0 میرویم که مطمئناً مسایل جذاب و تاثیرگذارتری در این عرصه یافت میشود. حتماً در این مدت، بحثها و تحلیلهای مختلفی در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شنیدهاید. هر روز روزنامهها، مجلات و سایتهای خبری مختلفی در سراسر دنیا درباره این انتخابات و رقابتهای تبلیغاتی دو حذب رقیب، صحبت میکنند. اما شاید جالب باشد که بدانید «باراک اوباما» نامزد حزب دموکرات و «جان مککین» نامزد حزب جمهوریخواه، انرژی و مبالغ هنگفتی را صرف تبلیغات در دنیای اینترنت کردهاند. هر دو برای خودشان شبکههای اجتماعی راه انداختهاند، وبلاگ مینویسند و از طریق سایت یوتیوب و شبکه اجتماعی فیسبوک برای خود و حزبشان تبلیغ میکنند.
شبکه اجتماعی باراک اوباما، لینکهایی به فیسبوک، «دیگ»، «استامبل» و «دلیشز» که از معروفترین سایتهای وب دویی هستند، دارد. در شبکه اجتماعی مک کین هم به گروه طرفداران او در فیسبوک لینک داده شده است. در هر دو شبکه امکان وبلاگنویسی و انجمنهایی برای بحث و بررسی در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، وجود دارد تا طرفداران هر دو کاندیدا بتوانند بیشتر با نظرات و اهداف کانیداهایشان آشنا شوند و از سوی دیگر، دو حزب بتوانند بیشتر با نظرات مردم آشنا شده و متدهای بهتری را برای جلب آرای ایشان به کار گیرند چرا که این جامعهی مجازی نمونهی کوچکی ازجامعه واقعی است.
با وب 2.0 پزشک شویم!
اما آیا علم پزشکی هم میتواند از ابزارهای وب دویی استفاده کند؟ البته که میتواند! به این خبر جالب توجه کنید:« برای مادلین راب، اصلا آسان نبود که ایمیلی به یک مادر دیگر بفرستد و در آن بنویسد که ممکن است کودک شیرخوار او مبتلا به یک سرطان کشنده باشد. ولی هم خانم راب و هم مادر کودکی که ایمیل را دریافت کرد، از فرستاده شدن چنین ایمیلی بسیار خشنود شدند. تنها ساعتی بعد از آنکه مادر این کودک یک ساله -مگان سانتوس- اهل فلوریدا، ایمیل را دریافت کرد، با مراجعه به یک پزشک متوجه شد که کودکش واقعا به یک سرطان کشنده به نام «رتینوبلاستوما» مبتلا است.گرچه پزشکان مجبور شدند برای درمان این کودک، یکی از چشمان او را تخیله کنند، اما مادر او، خانم راب را که اهل انگلیس است، قهرمانی میداند که با تشخیص آنلاینش باعث نجات جان فرزندش شده است.» خب شاید بگویید ایمیل از مظاهر نسخه اول وب بود و ربطی به وب 2.0 ندارد. اما بهتر است بدانید که این دو مادر از طریق یک سایت اجتماعی با یکدیگر آشنا شدند. هر دو در این سایت ثبت نام کردند، صفحهای برای خودشان و جنینشان تشکیل دادند و چون هر دو در یک روز زایمان کردند و هر دو هم صاحب دختر شدند، ارتباطشان را از طریق فرستادن عکس و شرح حال بچههایشان برای یکدیگر، حفظ کردند و در همین عکسها بود که خانم انگلیسی، هاله سفیدی را در چشمان کودک آمریکایی دید، در اینترنت به دنبال بیماریای با این علائم گشت، بیماری را تشخیص و کودکی را از مرگ حتمی نجات داد! جالب است بگویم این واقعه آنقدر نمونههای مشابهی دارد که شگفتزدهتان میکند. جالبتر آنکه وبلاگها و انجمنهای مهمی وجود دارند که به وسیلهی خود بیماران و به صورت روزانه نوشته میشوند. در یک کلام، با وجود ابزارهایی که دنیای وب دو برای ما فراهم آورده، میتوانیم خودمان پزشک خودمان باشیم یا حداقل با وجود انواع مختلف و گستردهی اطلاعات در مورد بیماریها و داروهای مختلف، در تشخیص و بهبودی سریعتر بیماری خود یا اطرافیانمان به پزشکمان کمک کنیم.
خواستگاری با کمک گوگل مپ!
و حالا نوبت میرسد به صحبت از ارتباط وب 2.0 با مسایل اجتماعی.. «خواستگاری با کمک گوگل مپ!» این تیتر خبری بود که در یکی از وبلاگها خواندم. جالب است. نه؟! شاید شما هم با سرویس « Street View» گوگل آشنا باشید. داستان از این قرار است که:« معمولاً کارمندان سرویس استریت ویوی گوگل، زمان عکسبرداری ماشین از خیابانها را اعلام نمیکنند. اما یک بار این اجازه به مردم داده شده تا از این زمان مطلع شوند، در صف بایستند و عکسهایشان را بگیرند! و در این میان یک آقای بامزه، کاغذ سفید بزرگی را بالای سرش گرفت که روی آن درخواست ازدواجش را از دختر مورد علاقهاش نوشتهبود و البته به لطف این کار عجیب و بانمک، خانم مورد نظر به سرعت بله را گفت و آقای مذکور هم ضمن خوشحالی زیاد، شرح ماوقع را در وبلاگ مشترکشان نوشت.» و حالا شما هم میتوانید با یک سرچ ساده این عکس و عکسهای جالب دیگری را در سرویس محبوب گوگل مپ تماشا کنید!
اما در آخر باید تاکید کنم که در انتخاب این اخبار، از نوشتههای دو وبلاگ «یک پزشک» و «یک نویس» استفاده کردهام که لازم میدانم مراتب احترام به حق مولف را ادا نموده و از این دو وبلاگنویس تشکر نمایم. منتظر نوشتههای دیگری از دنیای وب دو باشید.
| | لینک به این مطلب
بنابر قولی که در شماره اول این ستون دادهبودم، سه شماره اول به صحبت درباره چند خبر از دنیای اینترنت گذشت و در دو شماره قبلی هم به پدیدهی «وب 2.0» و یکی از ابزارها یا مظاهر آن یعنی «شبکههای اجتماعی» و به خصوص پرطرفدارترین و حرفهایترین آنها که همانا «فیس بوک» است، پرداختیم و سعیمان بر این بود که اطلاعاتی هرچند اجمالی، درباره مفاهیم پربسامد دنیای آیتی به خواننده این ستون تقدیم نماییم.
اما این هفته بهتر دیدم برای تغییر ذائقه مخاطبان این ستون، مخصوصاً حالا که کمی از دنیای دوستداشتنی، عجیب و متفاوت نسخه دوم وب صحبت کردهایم، این دو مبحث را با هم پیوند بزنم و چند خبر در اهمیت وب 2.0 و ارتباط این مفهوم با مفاهیم دیگری چون سیاست، پزشکی و مسایل اجتماعی بنویسم. البته باید تاکید کنم که در هفتههای آتی دوباره مبحث ابزارهای وب 2.0 را ادامه خواهیم داد که این رشته سر دراز دارد!
سیاستمداران از دنیای وب 2.0 چه میخواهند؟!
در اولین قدم به سراغ پیوند سیاست و وب 2.0 میرویم که مطمئناً مسایل جذاب و تاثیرگذارتری در این عرصه یافت میشود. حتماً در این مدت، بحثها و تحلیلهای مختلفی در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شنیدهاید. هر روز روزنامهها، مجلات و سایتهای خبری مختلفی در سراسر دنیا درباره این انتخابات و رقابتهای تبلیغاتی دو حذب رقیب، صحبت میکنند. اما شاید جالب باشد که بدانید «باراک اوباما» نامزد حزب دموکرات و «جان مککین» نامزد حزب جمهوریخواه، انرژی و مبالغ هنگفتی را صرف تبلیغات در دنیای اینترنت کردهاند. هر دو برای خودشان شبکههای اجتماعی راه انداختهاند، وبلاگ مینویسند و از طریق سایت یوتیوب و شبکه اجتماعی فیسبوک برای خود و حزبشان تبلیغ میکنند.
شبکه اجتماعی باراک اوباما، لینکهایی به فیسبوک، «دیگ»، «استامبل» و «دلیشز» که از معروفترین سایتهای وب دویی هستند، دارد. در شبکه اجتماعی مک کین هم به گروه طرفداران او در فیسبوک لینک داده شده است. در هر دو شبکه امکان وبلاگنویسی و انجمنهایی برای بحث و بررسی در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، وجود دارد تا طرفداران هر دو کاندیدا بتوانند بیشتر با نظرات و اهداف کانیداهایشان آشنا شوند و از سوی دیگر، دو حزب بتوانند بیشتر با نظرات مردم آشنا شده و متدهای بهتری را برای جلب آرای ایشان به کار گیرند چرا که این جامعهی مجازی نمونهی کوچکی ازجامعه واقعی است.
با وب 2.0 پزشک شویم!
اما آیا علم پزشکی هم میتواند از ابزارهای وب دویی استفاده کند؟ البته که میتواند! به این خبر جالب توجه کنید:« برای مادلین راب، اصلا آسان نبود که ایمیلی به یک مادر دیگر بفرستد و در آن بنویسد که ممکن است کودک شیرخوار او مبتلا به یک سرطان کشنده باشد. ولی هم خانم راب و هم مادر کودکی که ایمیل را دریافت کرد، از فرستاده شدن چنین ایمیلی بسیار خشنود شدند. تنها ساعتی بعد از آنکه مادر این کودک یک ساله -مگان سانتوس- اهل فلوریدا، ایمیل را دریافت کرد، با مراجعه به یک پزشک متوجه شد که کودکش واقعا به یک سرطان کشنده به نام «رتینوبلاستوما» مبتلا است.گرچه پزشکان مجبور شدند برای درمان این کودک، یکی از چشمان او را تخیله کنند، اما مادر او، خانم راب را که اهل انگلیس است، قهرمانی میداند که با تشخیص آنلاینش باعث نجات جان فرزندش شده است.» خب شاید بگویید ایمیل از مظاهر نسخه اول وب بود و ربطی به وب 2.0 ندارد. اما بهتر است بدانید که این دو مادر از طریق یک سایت اجتماعی با یکدیگر آشنا شدند. هر دو در این سایت ثبت نام کردند، صفحهای برای خودشان و جنینشان تشکیل دادند و چون هر دو در یک روز زایمان کردند و هر دو هم صاحب دختر شدند، ارتباطشان را از طریق فرستادن عکس و شرح حال بچههایشان برای یکدیگر، حفظ کردند و در همین عکسها بود که خانم انگلیسی، هاله سفیدی را در چشمان کودک آمریکایی دید، در اینترنت به دنبال بیماریای با این علائم گشت، بیماری را تشخیص و کودکی را از مرگ حتمی نجات داد! جالب است بگویم این واقعه آنقدر نمونههای مشابهی دارد که شگفتزدهتان میکند. جالبتر آنکه وبلاگها و انجمنهای مهمی وجود دارند که به وسیلهی خود بیماران و به صورت روزانه نوشته میشوند. در یک کلام، با وجود ابزارهایی که دنیای وب دو برای ما فراهم آورده، میتوانیم خودمان پزشک خودمان باشیم یا حداقل با وجود انواع مختلف و گستردهی اطلاعات در مورد بیماریها و داروهای مختلف، در تشخیص و بهبودی سریعتر بیماری خود یا اطرافیانمان به پزشکمان کمک کنیم.
خواستگاری با کمک گوگل مپ!
و حالا نوبت میرسد به صحبت از ارتباط وب 2.0 با مسایل اجتماعی.. «خواستگاری با کمک گوگل مپ!» این تیتر خبری بود که در یکی از وبلاگها خواندم. جالب است. نه؟! شاید شما هم با سرویس « Street View» گوگل آشنا باشید. داستان از این قرار است که:« معمولاً کارمندان سرویس استریت ویوی گوگل، زمان عکسبرداری ماشین از خیابانها را اعلام نمیکنند. اما یک بار این اجازه به مردم داده شده تا از این زمان مطلع شوند، در صف بایستند و عکسهایشان را بگیرند! و در این میان یک آقای بامزه، کاغذ سفید بزرگی را بالای سرش گرفت که روی آن درخواست ازدواجش را از دختر مورد علاقهاش نوشتهبود و البته به لطف این کار عجیب و بانمک، خانم مورد نظر به سرعت بله را گفت و آقای مذکور هم ضمن خوشحالی زیاد، شرح ماوقع را در وبلاگ مشترکشان نوشت.» و حالا شما هم میتوانید با یک سرچ ساده این عکس و عکسهای جالب دیگری را در سرویس محبوب گوگل مپ تماشا کنید!
اما در آخر باید تاکید کنم که در انتخاب این اخبار، از نوشتههای دو وبلاگ «یک پزشک» و «یک نویس» استفاده کردهام که لازم میدانم مراتب احترام به حق مولف را ادا نموده و از این دو وبلاگنویس تشکر نمایم. منتظر نوشتههای دیگری از دنیای وب دو باشید.
| | لینک به این مطلب هفته پیش، درباره نسخههای مختلف وب صحبت کردیم و قرار بر این شد که در این شماره و شمارههای آتی ابزارهای «وب 2.0» را معرفی کنیم تا بدین وسیله بتوانیم با این دنیای جذاب بیشتر آشنا شویم؛ بر مبنای علاقه و هدفمان در شبکههای اجتماعی عضو شویم، حرفهایمان را در وبلاگمان بنویسیم، عکسهایمان را در فتوبلاگمان آپلود کنیم، پادکستر باشیم، روزانه در عرض چند دقیقه تمام سایتها و وبلاگهای موردعلاقهمان را بخوانیم، مطالب مورد علاقهمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم و در یک کلام کاربر حرفهای وب 2.0 باشیم!
اما در اولین قدم کدام ابزار را معرفی کنیم؟! سوال سختی است! انتخاب «اولین» از میان این همه ابزار، احتیاج به بررسی روانشناسانهی کاربران اینترنت و مخصوصاً مخاطبان این صفحه دارد. خب اجازه بدهید با «شبکههای اجتماعی» شروع کنیم هرچه باشد ما به شدت به برقراری ارتباطات اجتماعی علاقمندیم! تا آنجا که «چت» شناختهشدهترین ابزار دنیای اینترنت در بین ایرانیان است و خیلیهایمان حتی «اینترنت» را مساوی «چت» میدانیم!
اورکات، گزگ، کلوب، زوکا، مایاسپیس و… حتماً تا به حال این نامها را شنیدهاید یا اصلاً شاید در بعضی از این شبکههای اجتماعی عضو بوده یا هستید. با تولد نسخه دوم وب، شبکههای اجتماعی مختلفی به وجود آمدند که خیلیهایشان شبیه هم بودند. کاربر با عضو شدن در این شبکهها صاحب یک پروفایل شخصی میشد که در واقع شناسنامهاش در آن شبکه و معرفینامهای برای پیدا کردن دوستان جدید بود. بعد از آن کاربر میتوانست ساعتها در شبکه گردش کند، پروفایل دیگران را بخواند، اگر از کسی خوشش آمد او را به لیست دوستانش اضافه کند، برای تولد دوستانش کادوهای مجازی بفرستد، درآمد مجازی کسب کند، علائقش را با دیگران به اشتراک بگذارد، آلبوم عکس درست کند و خلاصه اینکه شبکههای اجتماعی بیشتر حکم سرگرمی یا دوستیابی را داشتند.
از «اورکات» میتوانیم به عنوان اولین شبکه اجتماعی که با استقبال زیاد کاربران روبهرو شد یاد کنیم بعد از آن «مای اسپیس» غول شبکههای اجتماعی آمریکایی توجه کاربران را جلب کرد. این شبکه با دادن سرویسها و خدمات بیشتر مانند ترغیب به استفاده از موزیک، رادیو اینترنتی، پادکست، آپلود عکس و غیره باعث شد تا عده بیشتری به سمت شبکههای اجتماعی سوق پیدا کنند. در این بین سایتهای دیگری پیدا شدند که سعی کردند بر روی یک بازار و یا مخاطب خاص تمرکز کنند که مهمترینشان سایت linkedin بود؛ یک شبکه اجتماعی برای ایجاد پروفایل تخصصی زندگی شغلی کاربران. دیگر شبکه اجتماعی جالب و متفاوت، «xuqa» بود. گروه هدف این شبکه، دانشجویان سراسر جهان بودند. هنگام ثبت نام در این سایت باید در گروه دانشگاهتان یا دانشگاه مورد علاقهتان عضو میشدید و میتوانستید با دانشجویان مختلفی از دانشگاهها و کشورهای مختلف ارتباط برقرار کنید.
اما رقابت میان شبکههای اجتماعی با ورود «Facebook» سمت و سوی متفاوتی یافت. فیسبوک یک «پلتفرم» «اپنسورس» است با «اپلیکیشنهای» مختلف که کاربرانش بر اساس نیازشان ساخته و در اختیار همگان قرار میدهند. وقتی در Facebook عضو شدید، مانند شبکههای قبلی یک پروفایل برایتان ساخته میشود که میتوانید مشخصاتتان را در آن وارد کنید. اما تفاوت فیسبوک از این جا شروع میشود. شما باید در شبکه بگردید و اپلیکیشنها (افزونهها یا همان برنامههای کوچک) دلخواهتان را پیدا کنید، با کلیک روی آنها به صفحهی پروفایلتان اضافهشان کنید و در مرحله پیشرفتهتر، اگر افزونهی مورد نیازتان را پیدا نکردید، خودتان بسازیدش! مثلاً فکر کنید دلتان میخواهد تیتر آخرین پستهای وبلاگتان در پروفایل فیسبوکتان نمایش داده شود، خب باید افزونهی «Simply RSS» را به پروفایلتان اضافه کنید. افزونههای زیادی در فیسبوک وجود دارند از جمله: «The Wall» که یک دیوار سفید است برای یادگاری نوشتن دوستان، « Persian Gift» که شامل چلو کباب و فرش و کلهپاچه است برای هدیه به دوستان، باکس «Are You interested?» برای کلیک کردن کسانی که تحت تاثیر شما قرارگرفتهاند، «Compare people» برای مقایسه شما با دوستانتان از وجههای مختلف مثل بامزگی یا هوش، «My pages» فهرست صفحاتی است که بهشان علاقه داریم مثل صفحهی اختصاصی ایران یا دانشگاه استنفورد، «طالع بینی»، «What does your birth date mean?»، «Twitter »،«Blog Networks»، «My School Friends»، «آنالیز نام»، « هدایا» و هزاران اپلیکیشن دیگر که هر روز به وسیله کاربران شبکه، ساخته میشوند و شما فقط کافیست بنابر سلیقهتان این باکسها را در هر جای پروفایلتان که دوست داشتید، نصب کنید.
در فیسبوک شما میتوانید گروه، صفحه و اپلیکیشن بسازید. فیسبوک تعامل خوبی با سرویسهای اجتماعی دیگر دارد. و خلاصه اینکه «مارک زوکر برگ» بیست و یک ساله که هماکنون جزو پولدارترین چهرههای اینترنت نیز به شمار میآید، دنیای عجیب و جالبی را برای مردم جهان ساخته؛ بزرگترین شبکه اجتماعی با بیشترین نرخ رشد که هماکنون بیش از 100 میلیون کاربر دارد و حتی بیل گیتس هم در آن عضو بوده و به دلیل 8هزار درخواست دوستی در روز، عطای نیمساعت گشت و گذار روزانه در فیسبوک را به لقایش بخشیده!
اما اجازه بدهید قسمتی از نوشته وبلاگ «عصیان» را هم که به اهمیت عضویت در فیسبوک اشاره دارد، نقل کنم:«فیسبوک جدیترین شبکه اجتماعی است که تا حالا دیدهام. دلیلش هم این است که همه آن را جدی گرفتهاند و نتیجهاش این شده که کلی آدم حسابی با هویتهای واقعی در آن عضو شدهاند و سایت کاربردی واقعی پیدا کرده. به شخصه از فیسبوک استفاده زیادی کردهام. دوستانی را که از این طریق پیدا کردهام، ارتباطهای مفیدتری برایم داشتهاند و گاهی از طریق آنها توانستهام کارهای بهتری انجام دهم یا راهنماییهای مفیدتری بگیرم. واقعاً به جز فیسبوک از چه طریقی میتوان با یک استاد تاریخ دانشگاه استرالیا که همسن پدرم است دوست شد یا مثلاً در نگارش یک کتاب درباره ایران به یک دوست نویسنده انگلیسی زبان دیگر کمک کرد؟ شبکههای اجتماعی و در کل اینترنت زندگیام را عوض کردهاند. اینترنت ابزاری بود که به واسطهاش توانستم از یک فرد بیرابطه، تبدیل بشوم به فردی با هزاران دوست در سراسر دنیا. به شما توصیه میکنم اینترنت را جدیتر بگیرید. مطمئن باشید که در صورت استفاده درست، نتیجهاش بسیار بزرگتر از تلاشی است که انجام دادهاید.»
اما دلیل دیگر عضوشدن در شبکههای اجتماعی را هم از وبلاگ «یک وجب خاک اینترنت» بخوانید:«من دوستان بسیاری دارم که در جای جای این کره خاکی زندگی میکنند. ارتباط تلفنی به دلیل هزینه و یا تفاوت ساعت مقدور نیست. من جایی را میخواستم که بدانم فلان دوستم در چه اوضاع و احوالیست(این رو از به روز رسانی موقعیتش در فیس بوک میفهمم بدون آنکه حتی با او چت کرده باشم) من میخواهم بدونم که کجا کار می کنه و یا به چه موسیقی علاقه داره و از این قبیل. شبکه اجتماعی به من کمک می کنه تا ارتباط خودم رو با دوستانم حفظ کنم و حتی اگر وقت صحبت کردن با اونها رو ندارم اما به یمن نگاه کردن به پروفایلشان متوجه بشوم که در چه وضعی هستند. اینجاست که من برای خودم این سرویس را هدفمند کردهام. روزی یک بار به مدت چندین دقیقه سرکشی میکنم و چنانچه فکر کنم عکسی و یا مطلبی برای دوستانم جالب باشد آنجا آپلود میکنم و سپس به کارهای روزانهام میرسم.»
| | لینک به این مطلب 

