تبليغاتX
روزنامه نگار اصفهانی
پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387
اینترچت: اخبار آی‌تی!
روزنامه اصفهان زیبا-شماره ۴۷۸،صفحه 6،صفحه فناوری اطلاعات،ستون اینترچت3،پنجشنبه ۲۷تیر 1387

روز جهانی مدیران سیستم
25ام جولای نهمین سالی بود که آخرین جمعه‌ی جولای «System Administrator  Appreciation Day» نام گرفت. در وبسایت این روز جهانی، از مردم خواسته شده که در این روز از «مدیران سیستم»‌ به خاطر 364 روز کار سخت، تشکر کنند! اما اگر نمی‌دانید در این روز جهانی دقیقاً باید از چه کسانی تشکر کنید این نوشته‌ی وبلاگ «کیبرد آزاد» را بخوانید.
«چند روز پیش SysAdmin Day بود و من آنقدر مشغول بودم که فرصت نکردم درباره‌اش بنویسم. حالا ساعت 1.15 نصفه شب است و من یک جایی بین تهران و کرج در یک کانتینر نشسته‌ام و پشت یک سرور سان، وبلاگ می‌نویسم (: در واقع ما اینجا هستیم تا جلوی از کار افتادن سرورهای GPRS در صورت وقوع یک اتفاق در تهران را بگیریم. مدیر سیستم کسی است که ۳۶۴ روز سال مقصر شناخته می‌شود. به خاطر داون شدن‌های سیستم‌، مشکلات در دیدن نتایج کنکور از روی سایت، عدم نمایش درست تابلوهای راهنمای فرودگاه‌ها و به خاطر خیلی چیزهای دیگر! اما برای من دنیای دیجیتالی که با آی‌پی به هم وصل شده مثل دنیای ماتریکس است. یک شبکه پیچیده که کل جهان را به هم وصل کرده. اول موشک‌ها را، بعد دانشگاه‌ها، خانه‌ها، کامپیوترها، گوشی‌های موبایل و حالا کم‌کم قهوه‌سازها، اتوموبیل‌ها، دوربین‌های مدار بسته و … این شبکه ماتریکسی، سرورها را هم به هم وصل می‌کند. در طول روز بیشترین فشار روی این سرورها است، اما نصف شبها دنیای دیجیتال خلوت‌تر می‌شود و مدیران سیستم از خلوتی سیستم‌ها برای چند دقیقه قطع کردن و تنظیم مجدد استفاده می‌کنند. برای من مثل یک زندگی موازی در داستان‌های علمی تخیلی است! کسانی که شب‌ها در کانتینرها و ساختمان‌های بلند روی کیبوردها تایپ می‌کنند تا فردا صبح که آدم‌ها بیدار می‌شوند همه چیز طبیعی به نظر برسد. من در اوایل برنامه نویس بودم. بعدها به یک هکر تبدیل شدم و این روزها به یک مدیر سیستم. زمانی آرزویم دیدن اینترنت بود! بعد کار کردن با یک کامپیوتر یونیکسی. بعدش هم آرزویم این بود که با کامپیوترها و سیستم‌عامل‌های بزرگ کار کنم. الان خوشحالم که بین بیشتر از پنجاه کامپیوتر سان و اچ‌پی نشسته‌ام و آرزویم این است که فردا هم این کامپیوترهای دوست داشتنی خوب کار کنند؛ آنقدر خوب که کسی متوجه بودنشان نشود!»

آیا کول، گوگل را کنار خواهد زد؟!
گوگل شرکتی است که همیشه خبرهای جذاب زیادی پیرامونش وجود داشته و دارد. اصلاً شاید شما هم جزو میلیون‌ها کاربر اینترنت باشید که رویای کار در گوگل را در سر می‌پرورانند. نه! نمی‌خواهم در مورد محیط کاری جذاب گوگل، قوانین و مقررات بامزه‌ی آن و اخبار حاشیه‌ای‌اش بنویسم. در این قسمت فقط می‌خواهم یک خبر جالب و تامل‌برانگیز را در رابطه با این شرکت نقل کنم که شنیدنش خالی از لطف نیست!
نویسنده‌ی وبلاگ «cyberpejman» که یک کارمند ایرانی گوگل است، در پستی می‌نویسد:« در یکی از سخنرانی‌های مربوط به کارآفرینی، سخنران می‌گفت با خودتان فکر کنید که وقتی چیزی را تولید می‌کنید می‌خواهید با آن دنیا را عوض کنید. حتی اگر ایده عجیب و بلندپروازانه‌ای باشد. مثلا چه کسی گفته ما دیگر نیاز به یک شرکت تهیه کننده سیستم عامل نداریم. چه کسی گفته گوگل قراره بهترین موتور جستجوی دنیا بماند و کسی دیگر طرف ایجاد شرکتی برای موتور جستجو نرود؟!
خب همین چند روزه ولوله‌ای در دنیای وب ایجاد شده. خبر این است که عده‌ای از زوگلرها(کارمندهای سابق گوگل) یک شرکت زده‌اند و موتور جستجوی جدیدی به نام «کول» را راه اندازی کرده‌اند. صفحه کول بر عکس گوگل پس زمینه سیاه دارد ولی بسیار ساده و عاری از هرگونه جنگولک گرافیکی است. کول 121 میلیارد صفحه را ایندکس کرده است. این در حالیست که گوگل تعداد صفحات ایندکس شده را به طور رسمی اعلام نکرده اما شایعه شده که این تعداد در حدود 1 تریلیون صفحه وب است. البته تعداد ایندکس صفحات زیاد هم مهم نیست بلکه مرتبط بودن هرچه بیشتر نتایج یک موتور جستجو با خواسته کاربر بسیار مهمتر است. «تک کرانچ»، وبلاگ بسیار معروف در زمینه کارآفرینی و استارتاپها، فیدبک خوبی از کول نداده و گفته خیلی جای کار داره ولی سایتهای دیگری هم هستند که از نتایج کول راضی بودند. خود من هم که کار کردم، نتایج قابل قبولی را دیدم. در هر صورت یادمان باشد که کول یک شرکت نوپاست هرچند توسط زوگلرهای قدرتمندی بنا شده‌است اما مدت زمان، هزینه و نیروی کار نیاز است تا بتواند با غول جوانی مثل گوگل رقابت کند. برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم و همان طور که اریک اشمیت در یکی از کنفرانسهای داخلی گوگل می‌گفت: ما در گوگل قرار نیست شرکتی را بکشیم. ما قراره رقابت کنیم؛ رقابت باعث پویایی می‌شود. ما دوست نداریم یک بازار تک قطبی داشته باشیم.»

پزشکی که وبلاگنویسی را به طبابت ترجیح داد!
شاید در کشور ما به دلایل متعدد کسب درآمد به طور مستقیم از راه وبلاگنویسی بیشتر شبیه یک شوخی باشد ولی در قریب به اتفاق کشورهای دنیا، وبلاگنویسی یک «شغل» محسوب می‌شود. به همین دلیل ساده است که خیلی از خبرهایی که از وبلاگنویسی در کشورهای پیشرفته می‌شنویم، برایمان عجیب و غیرعادی به نظر می‌رسد. خبرهایی مانند همین اتفاق که در این اپیزود به آن خواهیم پرداخت.
وبلاگ پربیننده‌ی «یک پزشک» که نویسنده‌اش پزشک ایرانی علاقمند به وبلاگنویسی است، پستی را به اقدام جالب یک پزشک وبلاگنویس خارجی اختصاص داده است.
سایت MacRumors، یکی از بهترین سایت‌هایی است که اخبار محصولات شرکت اپل را منعکس می‌کند. نویسنده و مؤسس این سایت «آرنولد کیم»، اخیراً  اعلام کرده که برای تمرکز بر وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای، کارهای دیگرش را متوقف می‌کند. بسیاری تصور ‌کردند که منظور او از کارهای دیگر، برنامه‌نویسی، طراحی سایت یا کاری مرتبط با اپل است، اما کاری که آقای کیم قصد رها کردنش را داشت، حرفه پزشکی بود!
سایت او از سال 2000 شروع به کار کرد، در این سایت جالب‌ترین و هوشمندانه‌ترین اخبار و تحلیل‌ها را می‌توان در مورد اپل خواند. او در پست اخیر وبلاگش نوشت که تا سال 2000، وقتی سال چهارم پزشکی بود، به صورت تفریحی وب‌گردی می‌کرد، در این زمان تصمیم گرفت روی علاقه‌مندی عمده خود، یعنی اپل تمرکز کند. در طی این 8 سال او در رشته‌پزشکی فارغ‌التحصیل شد، تحصیلاتش را در طب داخلی ادامه داد و فلوشیپ بیماری‌‌های کلیه را گرفت. 2 سال هم به صورت خصوصی طبابت کرد. در این 8 سال، اپل به موفقیت‌های زیادی رسید و به موازات این موفقیت‌ها، ترافیک سایت MacRumors به طور شگفت‌انگیزی افزایش یافت به طوری که هم اکنون به عدد 37 میلیون رسیده است. دکتر کیم با همین ملاحظات و با پیش‌بینی موفقیتی که می‌تواند در محیط آنلاین داشته باشد، تصمیم گرفت به طور تمام وقت بر وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای تمرکز کند. یک پزشک در وبلاگ Digital Pathology برآورد کرده‌است که دکتر کیم از محل وبلاگش، 3 برابر بیشتر از حرفه پزشکی درآمد دارد و اگر کارش را توسعه دهد این درآمد بسیار بیشتر نیز خواهدشد!

کنفرانس بزرگ زنان وبلاگنویس!////حذف در نسخه چاپی////
اگر زن باشید و وبلاگنویسی برایتان چیزی بیشتر از یک تفریح ساده‌ی آنلاین باشد، حتماً سایت BlogHer را دیده‌اید. سایت زنان وبلاگنویس که طی این سالها، کاربران زیادی از سراسر جهان در آن عضو شده‌اند، از 18 تا 20 جولای همایش بزرگ و جالبی در سانفرانسیسکو برپا کرده بود.
بر اساس گزارش «یاهو نیوز» سه هزار زن وبلاگنویس از کشورهای مختلف در این همایش شرکت کردند تا درباره زندگی، حرفه و وبلاگ‌هایشان صحبت کنند. برخلاف عقیده رایج که بر اساس آن خانم‌های بلاگر عمدتاً، مادران خانه‌دار هستند، بسیاری از زنانی که در این همایش شرکت کردند، کار تمام‌وقت و کسب و کار اختصاصی خودشان را دارند، آنها از وبلاگ‌هایشان برای انتشار نظرهای شخصی، ارتباط با جامعه و به عنوان ابزاری برای پیشبرد و تقویت حرفه‌شان استفاده می‌کنند. زنانی که در کنفرانس BlogHer شرکت کرده‌اند، طیف وسیعی را شامل می‌شوند: مشهورترین کسانی که در مورد آشپزی می‌نویسند، وکلا، سیاستمداران و مؤسسان شرکت‌های فناوری که در یک چیز مشترکند: داشتن وبلاگ! در سال‌های اخیر تعداد زنان وبلاگ‌نویس به شدت افزایش یافته (امید به اینکه پدرخوانده‌های وب، هوس اعمال سهمیه‌بندی جنسیتی برای وبلاگنویسی به سرشان نزند!!) تا آنجا که یکی از سایت‌های زیرمجموعه شبکه NBC قصد دارد نوشته‌های زنان عضو سایت BlogHer را در سایت‌های خبری همچون BravoTV.com و Oxygen.com منتشر کند. بر اساس پژوهشی که به تازگی انجام شده است، در حالی که 12 درصد کل کاربران اینترنت، وبلاگ‌نویس هستند، 13 درصد کاربران زن اینترنت، به صورت مرتب وبلاگ می‌نویسند و 15 درصد مادرانی که از اینترنت استفاده می‌کنند، وبلاگ دارند. لیزا استون، یکی از برپاکنندگان کنفرانس BlogHer می‌گوید که امروزه زنان آمریکایی نه ‌تنها جزو بهترین مشتریان کالاهای تجاری هستند، بلکه آنها را می‌توان از مشتاق‌ترین کاربران وب 2.0 و رسانه‌های اجتماعی هم دانست. بسیاری از زنان شرکت‌کننده در BlogHer ترفندهای تبدیل وبلاگ‌هایشان را به یک ابزار تجاری و تجربیاتشان را با دیگر شرکت‌کنندگان به اشتراک گذاشتند.

نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 12:15 | Balatarin | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیستم تیر 1387
موج هفتم:نگاهی بر اقدام تامل‌برانگیز شبکه MBC در راه‌اندازی کانال MBC Persia!
موج هفتم
نگاهی بر اقدام تامل‌برانگیز شبکه MBC در راه‌اندازی کانال فیلم‌های روز دنیا برای فارسی‌زبانان
موجی که در راه است!
روزنامه اصفهان زیبا- شماره 471،صفحه 6، صفحه سینما و تلویزیون، پنجشنبه 20 تیرماه 1387
«این مطلب کاملاً سانسور شد!»

حتماً شما هم این خبر تامل‌برانگیز را شنیده‌اید! خبر تاسیس شبکه فارسی‌زبان MBC را عرض می‌کنم. یادتان باشد در حالی که ما مدام عرب‌ها را مورد حمله لفظی قرار می‌دهیم که دست از سر جزایر، دانشمندان و خلیج‌مان بردارند، آنها زحمت می‌کشند و برای ما شبکه 24ساعته ماهواره‌ای پخش فیلم‌های روز دنیا با زیرنویس فارسی راه‌اندازی می‌کنند! نه خیر دوست من! ما در قرن 21ام هستیم قرن سرعت، تبلیغات و رقابت. نمی‌توانی خودت را در چهاردیواری خانه‌ی کوچکت حبس کنی، پرده‌های زخیم جلوی پنجره‌ات بکشی، در را قفل کنی و برای خودت زندگی کنی! دنیا دیگر دنیای بزرگ دیروز نیست. خیلی کوچکتر از این حرفها شده‌است. جا تنگ است و اگر دیر بجنبی دیگرانی که «جا» را حق خودشان می‌دانند، تو را از صفحه روزگار محو خواهند کرد. باید کاری کرد. باید دوید. اگر در حالی که همه می‌دوند، تو بخواهی آرام در لاین دوم حرکت کنی، حتماً نابود خواهی شد.
«شبکه‌ی تلویزیون‌های MBC اولین کانال تلویزویونی 24ساعته فیلم‌های روز جهان با زیرنویس فارسی را راه‌اندازی می‌کند. پخش MBC Persia به طور رسمی از روز چهارشنبه، 19 تیرماه 1387(نهم جولای) ساعت 16 به وقت ایران، بر روی ماهواره‌های عرب‌ست و نایل‌ست آغاز خواهدشد.» خبر هیجان‌، تامل و بحث‌برانگیزی است! این روزها رسانه‌های بین‌المللی علاقه‌ی زیادی به پخش برنامه به زبان فارسی پیداکرده‌اند! راه‌اندازی شبکه‌ای فارسی زبان از جانب کانالی همانند mbc بسیار جای بحث دارد. پس از انتشار کانال ماهواره‌ای صدای آمریکا، این روزها صحبت از آغاز کانال بی‌بی‌سی فارسی، یورونیوز فارسی و حالا ام‌بی‌سی فارسی است. اما در این میان، با توجه به نوع مخاطبان و هدف‌گیری برنامه‌های شبکه‌ی mbc، اثرگذاری این شبکه را باید بسیار فراتر از تصور دانست. انتشار mbc persia بیانگر این نکته است که برنامه‌سازان تلویزیونی امروز دنیا به اهمیت اثرگذاری تبلیغات و بازاریابی برای جمعیت هشتاد میلیونی ایران پی‌برده‌اند. دقت کنید که شبکه‌ای همانند mbc persia که شبکه‌ی سرگرمی با بالاترین کیفیت پخش (HD : High Definition) و با پشتوانه مالی بسیار قوی می‌باشد را هرگز نباید با شبکه‌های ضعیف چند هزار دلاری ایرانیان لس‌آنجلسی مقایسه کرد.
مرکز پخش رسانه‌ای خاورمیانه (Middle East Center Broadcasting) که به اختصار، MBC خوانده می‌شود، فعالیت خود را از سال 1991 میلادی در لندن آغاز کرد. در سال 2002 شهرک رسانه‌ای دوبی را به عنوان مرکز جدید خود برگزید، فعالیت خود را با مديريت «وليد بن ابراهيم»، یکی از شاهزادگان آل سعود، ادامه داد و اکنون مدعی است که ۷۵ ميليون بيننده‌ی دائم دارد. گروه MBCشش کانال تخصصی تلویزیونی از جمله: کانال خانوادگی(MBC1)، کانال شبانه‌روزی سینمایی(MBC2)، کانال کودکان(MBC3)، کانال زنان مدرن عرب(MBC4)، کانال فیلم‌های اکشن و سریال‌های مختلف(MBC Action)، شبکه 24ساعته اخبار(العربیه) و دو ایستگاه رادیویی موسیقی و ترانه‌های عربی MBC Panorama)و MBC FM) را راه‌اندازی کرده و در عین حال چند شرکت تولیدکننده‌ی برنامه‌های مستند و اخبار و چندین سایت اینترنتی به زبان‌های عربی، اردو، فارسی و انگلیسی دارد.
شبکه خبری عرب زبان «العربيه» يکی از تجارب موفق اين گروه به شمار می‌رود که از سال ۲۰۰۳ به روی آنتن رفت و رقابت تنگاتنگی با تلویزيون الجزيره قطر در زمینه پوشش مستقيم تصويری اخبار خاورميانه، به ويژه عراق دارد. راه اندازی شبکه  MBC Actionبه زبان انگليسی در سال ۲۰۰۷ نیز با استقبال مخاطبان عرب‌زبان 14 تا 25 سال روبه‌رو بوده‌است. شبکه MBC2 به واسطه پخش۲۴ ساعته فيلم‌های هاليوودی به زبان انگلیسی و با زير نويس عربی، شبکه شناخته شده‌ای در منطقه به حساب مي‌آيد. و اکنون پس از چند ماه تبلیغات گسترده، شبکه‌ی تلویزیونی «MBC Persia» را با پخش فیلم‌های روز دنیا با زیرنویس فارسی راه‌اندازی کرده‌است. صحبت‌های «تیم ریوردان» مدیر کانال‌های گروه MBC در رابطه با این شبکه‌ی تازه تاسیس بسیار جالب و حاوی پاسخ‌های بسیاری است. او می‌گوید:«فیلم‌های سینمایی در واقع دارای زبان مشترکی هستند که با گذر از مرزهای جغرافیایی و زبانی، مستقیما راه خود را به سوی قلب و مغز بینندگان می‌گشایند. لذا راه‌اندازی mbc Persia باعث افتخار ماست، بویژه که این کانال پیشگام نمایش فیلمهای ارزنده‌ای خواهدبود که مناسب نمایش برای خانواده‌های فارسی زبان است. کانال mbc Persia فیلم‌های مورد علاقه گروهای سنی مختلف و سلیقه‌های متفاوت را عرضه خواهد کرد.» علاوه بر این، «مازن حايک» مدیر کل بازاریابی و روابط عمومی و امور بازرگانی گروه MBC هم در رابطه با اهداف تجاری این کانال می‌گوید:« MBC Persia مجموعه کانال‌های پیشتاز ما را غنا خواهد بخشید و این نوآوری هماهنگ با تعهدات ما مبنی بر ارائه بهترین‌های جهانی به تماشاگران منطقه است. ما رضایت گروه‌های سنی مختلف را جلب خواهیم کرد. چنین اقدامی بعد دیگری به سرگرمی‌های خانگی مشاهده‌کنندگان برنامه‌های ما خواهد افزود.»

منابع اصلی: alarabiya.net، reporter.ir، medianews.ir، razeno.com،  mbc.net، ameinfo.com
نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 20:47 | Balatarin | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
موج هفتم: موج «تاک شو» در رسانه ملی!
موج هفتم
موج «تاک شو» در رسانه ملی!

        
این هفتمین شماره‌ی ستون موج هفتم است. شش هفته درمورد شش سریال محبوب بین‌المللی نوشتم اما حالا برای تغییر ضائقه هم که شده، اجازه دهید به یک موضوع جذاب و مد روز بپردازیم. اگر یادتان باشد در دو شماره‌ی اخیر از موجی به نام «موج کره‌ای» صحبت کردیم درحالی که موج قوی‌تری مدتهاست که نه تنها رسانه ملی ما بلکه رسانه‌های جهان را درحال درنوردیدن است! و به همین دلیل هم حالا در هفتمین شماره ستون موج هفتم به سراغ موج فراگیر و محبوب «تاک شو» می‌رویم.
طبق تعریفی که «دایره‌المعارف انگلیسی ویکی‌پدیا» ارائه می‌دهد، «talk show»(اصطلاح آمریکایی) یا «چت شو»(اصطلاح جهانی) برنامه‌ای رادیویی یا تلویزیونی است به این صورت که یک نفر یا گروهی از مردم دور هم جمع می‌شوند تا در مورد موضوعات مختلفی که میزبان برنامه تعیین کرده، بحث و تبادل نظر کنند. البته گاهی تاک‌شو چندین میهمان دارد که متخصص یا کارشناس موضوع مورد بحث برنامه هستند و در مدل دیگر، یک میهمان در مورد تخصص یا حیطه کاری‌اش با یک یا دو نفر میزبان به بحث و گفت‌و‌گو می‌پردازد.
تاک‌شوها از پرطرفدارترین برنامه‌های تلویزیونی جهان هستند. این گونه برنامه‌ها با توجه به گستردگی و امکانی که برای ارزیابی، تحلیل و برآورده‌کردن نیاز روزمره مخاطب در رشته‌های مختلف ایجاد می‌کنند، همواره از سوی مخاطب مورد استقبال قرار گرفته‌اند. مجری و توانایی‌های او حرف اول را در موفقیت یا ناکامی برنامه‌های گفتگومحور می‌زند. از طرفی باید توجه داشت که «تاک شو»ها و «هارد تاک»ها به طور مستقیم وابسته به مجری و مهمان هستند. یعنی همان قدر که مجری باید بر بیان و نحوه اجرای برنامه تسلط خوبی داشته باشد، به همان نسبت باید مهمانی را به برنامه دعوت کند که مختصات رسانه را به خوبی بشناسد و از بیان خوبی برخوردار باشد. در غیر این صورت مجری هر چقدر هم انرژی صرف کند به جایی نمی‌رسد. مهمتر اینکه، مجری باید در نگاه خود بی‌طرفی را به طور کامل رعایت کند.
میهمانان تاک‌شوهای تلویزیونی معمولاً ستاره‌های سینما هستند که در مورد کار و زندگی شخصی‌شان صحبت می‌کنند. میزبان این تاک‌شوها هم معمولاً کمدین‌هایی هستند که برنامه را با یک مونولوگ کمدی آغاز می‌کنند. تاک‌شو‌های سیاسی از سخت‌ترين نمونه تاک‌شوها هستند که سابقه تلويويزني آن‌ها به اواخر دهه 50 ميلادي برمی‌گردد. اما غير از تاک‌شوهاي سياسي، تاک‌شوهاي اجتماعي و خانوادگي طرفدار بيشتري دارند. از طرفی انواع دیگری از برنامه‌های گفت‌و‌گو محور هم وجود دارند که رادیویی هستند یا موضوعات مختلفی از جمله ورزشی، هنری و... دارند.
از مشهورترين تاک شوهاي جهان مي‌توان به برنامه «Larry King Live» با اجرای «لری کینگ» که از سال 1985 از شبکه سي.ان.ان پخش می‌شود، اشاره کرد که بسياري از چهره‌هاي سياسي دنيا در این برنامه حضور یافته‌اند و با استقبال خوب بینندگان روبه‌رو بوده‌است. همچنین برنامه «شصت دقیقه» که از سال 1968 تا امروز از شبکه CBS آمریکا پخش می‌شود و « The Oprah Winfrey Show» با مجری‌گری بازيگر زن سياهپوست آمريکایی:«اپرا وینفری» که یکی از پولدارترین زنان دنیا محسوب می‌شود، نیز دو نمونه‌ی دیگر از معروف‌ترین برنامه‌های گفت‌و‌گو محور جهان هستند.
اما حالا بپردازیم به اقبال رسانه ملی‌مان به تاک‌شوها! در چند سال اخیر برنامه‌های گفت‌وگو محور زیادی در رسانه‌ی ملی متولد شدند که عموماً با استقبال مخاطبان نیز همراه بوده‌اند. با مرور کوتاه برنامه‌های گفتگو محور خارجی و تعمیم آنها به نمونه‌های وطنی، دو نکته مهم در ساختار این گونه برنامه‌ها اولویت پیدا می‌کند که اتفاقاً همین دو وجه در تلویزیون ما چندان مورد توجه نیست. تکیه بر نقاط قوت و مهارت‌های مجری در کنار جذابیت‌هایی که موضوع و مهمان می‌توانند ایجاد کنند از عوامل اولیه و مهم در ادامه استقبال مخاطب از این‌گونه برنامه‌هاست. درحالی که در تلویزیون ما تخصصی کردن مجریان مفهومی نداشته و جز گویندگان خبر که از روند کاری کاملا مشخص و تعریف شده‌ای برخوردارند، سایر مجری‌های تلویزیون در هر برنامه‌ای که به آنها پیشنهاد شود، از اجتماعی و اقتصادی گرفته تا سیاست و سرگرمی حضور پیدا می‌کنند. جالب‌تر اینکه تلاش می‌کنند علاوه بر مجری، بازیگر هم باشند. البته نحوه اجرای مجریان تا حدودی آنها را ناخواسته به سمت تخصصی شدن سوق داده است. مانند «رضا رشیدپور» که رشته کاری مشخصی را پی گرفته و سه‌گانه شیشه‌ای‌اش با استقبال خوب مخاطبان اکثراً تهرانی روبه‌رو بوده‌است.
اصولاً در چند سال اخير توجه به تاک‌شو در برنامه‌هاي تلويزيوني مختلف زياد شده‌است. مهمترين تاک‌شوي سياسي مربوط به بخش گفتگوي ويژه خبري شبکه 2 است که «مرتضي حيدري» آن را به خوبي اداره مي‌کرد(و کما بیش اداره می‌کند!) و اوج آن در زمان انتخابات نهم ریاست جمهوری بود. مرحوم «بازهم زندگی» که از معدود تاک‌شوهای عجیب، دوست‌داشتنی، متفاوت و حرفه‌ای رسانه ملی بود ولی متاسفانه جوان‌مرگ شد، «صندلي داغ» تاک شوی اجتماعي-سياسي، «90شب» با اجرای «مهران مدیری» تاک شوی کاملاً اجتماعی و مردمی، «نگاه یک» تاک‌شویی که اهمیت حضور مجری در آن نادیده گرفته شد و نزول کرد،‌ «صبح بخیر ایران» که با تغییر مداوم و فصلی مجریان روبه‌رو بود، «مردم ایران سلام»، «چراغ خاموش» با توجه خاص به معضلات اجتماعی، «اردیبهشت» با نگاه متفاوت به مسایل زنان، «دو قدم مانده به صبح» و ... از جمله معروف‌ترین برنامه‌های گفت‌وگو محور رسانه ملی هستند که جایی در خاطرات مخاطبانشان ماندگار شده‌اند.

منابع اصلی: مهرنیوز، CNN.com، Wikipedia English،Wikipedia Persian ، روزنامه اعتماد، جام جم، شریف نیوز
 
نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 16:22 | Balatarin | | لینک به این مطلب
پنجشنبه ششم تیر 1387
موج هفتم:با موج کره‌ای زلف گره زده‌ایم!
موج هفتم
با موج کره‌ای زلف گره زده‌ایم!

طی پنج هفته‌ی گذشته، نیم‌نگاهی داشتیم به پنج سریال پربیننده خارجی که هرکدام از لحاظی متفاوت و تامل‌برانگیز بودند و حالا در ششمین قسمت از ستون موج هفتم، به سراغ یک سریال بسیار معروف و پربیننده‌ی آسیایی که فصل جدیدی هم در رسانه ملی ما بود، می‌رویم به دو بهانه. اول اینکه این هفته روز زن و مادر است و داستان این سریال هم برمبنای شخصیت یک زن شکل گرفته و یکی از دلایل موفقیت این سریال نیز همین مسئله بوده‌است و اما دومین بهانه‌ چیزی نیست جز تکرار پخش این سریال از شبکه محترم استانی‌مان که مدت‌هاست بدجور با فعل محترم «تکرار» زلف گره زده‌است!
اغراق نیست اگر بگوییم سریال «جواهری در قصر» یکی از پربیننده‌ترین سریال‌های خارجی یا حتی به طور کل، سریال‌های تاریخ رسانه‌ی ملی بود. سریالی که سرآغاز ورود سریال‌های دیگری از کشور کره جنوبی به ایران شد. اگر در اینترنت به دنبال جواهری در قصر بگردید، خواهیددید که در وبلاگ‌ها و وبسایت‌های فارسی زبان، نگاه ویژه‌ای به این سریال شده از عکسهای مختلف هنرپیشگان سریال گرفته تا نکاتی در مورد زندگی خصوصی بازیگر نقش اول، ترجمه آهنگ تیتراژ پایانی و راه‌اندازی باشگاه طرفداران جواهری در قصر!
سریال اجتماعی، تاریخی «Dae Jang Geum» برای شبکه MBC کره جنوبی، در 54 قسمت 60دقیقه‌ای ساخته و از سپتامبر 2003 تا مارس 2004 از این شبکه پخش شد. «جواهری در قصر» همچنین تجربهٔ پخش در بسیاری از کشورهای جهان از جمله: ایران، تایوان، هنگ کنگ، مالزی، سنگاپور، فیلیپین، چین، تایلند، ژاپن و حتی کشورهای استرالیا، امریکا و کانادا را دارد.
داستان سریال بر کشور کره در زمان سلطنت سلسلهٔ یو سون (۱۴۹۴-۱۵۰۶) تمرکز دارد. داستان اصلی مجموعه، نشان دادن زندگی شخصیت زنی توانمند به نام «سو یانگوم» است که با استفاده از فکر و پشتکار خود به موفقیت‌های فراوانی می‌رسد و تنها زنی است که در طول تاریخ چوسان (نام سلسله) پزشک شخصی پادشاه شده و عنوان یانگوم بزرگ به او اهدا شده‌است. اما اینکه آیا واقعاً شخصیتی به نام یانگوم در تاریخ کره وجود داشته یا فقط یک افسانه است محل بحث و اختلاف نظر متفکران می‌باشد! طبق مدارک پزشکی و تاریخی آن زمان، فردی به اسم یانگوم واقعا در تاریخ وجود داشته‌‌است. اما پژوهشگران هنوز بر سر اين مسأله كه يانگوم يك شخصيت حقيقي است يا تجسمي افسانه‌اي از زنان بزرگي كه در رشد مقام اجتماعي زنان نقشي ايفا كرده‌اند و نام آن‌ها براي هميشه به فراموشي سپرده شده است، به توافق نرسيده‌اند.
اما سریال، حواشی بسیاری دارد. در ماه اكتبر سال ۲۰۰۷ ميلادی مجموعه كاملDVD های اين سريال از سوی رييس جمهور كره جنوبی به رهبر كره شمالی طی مراسمی اهدا شد. در چین یک مدرسه پس از کمک‌های مالی خانم لی یانگ آئه، نام خود را به مدرسه ابتدایی لی یانگ آئه تغییر داد. این سریال یکی از پرطرفدارترین سریال‌های تاریخ کشور چین است. در هندوستان علاوه بر دعوت هیئت سریال شامل کارگردان و بازیگران و بعضی از دست اندرکاران آن، از سریال جواهری در قصر با عنوان برترین درام سال آسیا نام برده‌اند. البته این محبوبیت فقط در آسیا نبوده و سریال در کشورهای دیگری از جمله انگلیس و آلمان و برخی کشورهای اروپایی هم مورد تحسین قرار گرفته است. سریال «جواهری در قصر» علاوه برکسب شهرت توانسته جوایز نقدی و غیر نقدی فراوانی به دست آورد و از آن با عنوان «محبوب‌ترین درام کره‌ای تمام دوران» یاد می‌کنند.
از طرفی «لی یونگ آئه» که نقش اول و محبوبترین شخصیت سریال بود، بعد از پخش این مجموعه به شهرت بسیار زیادی رسید و سه سال پیاپی، به عنوان محبوب‌ترین بازیگر کره شناخته‌شد و مورد توجه زیاد رسانه‌های جهان قرار گرفت تا آنجا که دستمزدی که تا به حال از تبلیغات برای شرکت‌های تبلیغاتی دریافت کرده، چند برابر دستمزد بازیگری‌اش در سریال جواهری در قصر می‌باشد! لی یانگ آئه در ایران هم بسیار محبوب است و وبلاگ‌های فارسی بی‌شماری به شدت در مورد او، فعالیت‌های سینمایی‌/تبلیغاتی‌ و حتی زندگی خصوصی‌اش می‌نویسند. یکی از این وبلاگ‌ها 31 مورد جالب در مورد زندگی خصوصی لی یونگ آئه گردآوری کرده از جمله اینکه: خودش میگوید آشپز خوبی است. از رانندگی با سرعت بالا لذت می‌برد و تا به حال جرایم بسیاری برای این لذت پرداخت کرده است. بسیار مهربان آرام و خوش قلب است. یکبار موقعی که در حال بازی یک فیلم سینمایی بوده 2 ماه قهر کرده و سر صحنه نرفته چرا که بازیگر نقش مرد این فیلم عاشق لی شده بوده و هر روز برای او ایجاد مزاحمت میکرده‌است. لی تحصیلات دانشگاهی خود را در آلمان و شهر برلین سپری کرده و عاشق این شهر است. لی یونگ 36 ساله است درحالی که بیست و چند ساله به نظر می‌آید!
اما چرا این سریال این همه طرفدار پیدا کرد؟! یکی از وبلاگنویسان فارسی نظر جالبی در این مورد دارد:«این سریال می‌تواند داستان زندگی خود ما باشد. قصر در واقع می‌تواند جامعه‌ای باشد که ما در آن زندگی می‌کنیم و آدم‌های قصر و اتفاقات آن می‌توانند شبیه به آدم‌ها و اتفاقات دور و بر ما باشند. این سریال می‌تواند به ما کمک کند تا خودمان را بهتر بشناسیم، ببینیم کجا هستیم و کجا می‌توانیم باشیم. در این سریال ما یک سری افراد را می‌بینیم که تنها سرمایه‌شان تلاش و پشتکارشان است. از طرفی گروهی را می‌بینیم که به علت نفوذی که در رده‌های بالای دربار دارند از راه روابط (و نه ضوابط) سعی می‌کنند به اهداف خودشان برسند و گروهی هم در سطح پائین‌تر هستند که تلاش و کوشش کمتری دارند و مدام مشغول غیبت پشت سر این و آن هستند و سعی می کنند به یکی از دو گروه قبلی پیوند داشته‌باشند. ما جزء کدام دسته هستیم؟!»

منابع اصلی:www.imbc.com، fa.wikipedia.org، en.wikipedia.org،  daejanggeum.blogsky.com
نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 16:12 | Balatarin | | لینک به این مطلب