تبليغاتX
روزنامه نگار اصفهانی
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
منتشر نشده: وقتی در خیابان «میر» گندم می‌کارند!
نگاهی به طبیعت اصفهانِ چند ده سال پیش
وقتی در خیابان «میر» گندم می‌کارند!
--->این مطلب برای صفحه جوان روزنامه اصفهان زیبا نوشته شده بودکه متاسفانه به دلیل خصومت شخصی مسئول صفحه با نویسنده، منتشر نشد!

 نمی‌دانم شما هم تا به حال موقع قدم‌زدن توی خیابان نظر و چهارباغ بالا و پایین یا وقتی توی یک «فست‌فود فروشی» توی یکی از این خیابانها مشغول گاززدن یک اسنک پر از سس گوجه و مایونز هستید یا حتی وقتی سوار «بی‌ام‌دبلیو»تان بارها و بارها از خیابان «میر» می‌گذرید، به این فکر کردید، که چند ده‌سال پیش، این جاها چه شکلی بوده‌اند؟!...
-    «اون موقع که ما آمدیم اینجا خانه ساختیم، دورتا دورمان گندمزار بود. از جلوی خانه هم جوی آب رد می‌شد. تک و توک، به تعداد انگشتای دست، خانه دور و اطراف بود. این خیابان «میر» هم خاکی بود. برق داشتیم ولی آب و فاضلاب نه! چاه آب داشتیم. همون که الان هم توی حیاطه! این حیاط هم پر بود از گلهای رز رونده و پیچک امین‌الدوله و یاس و انواع گلها...
  بعداً «پدر» جلوی خانه را درست کرد، روی جوی را بست تا بشه ماشین را ببریم توی خانه. بعد هم انجمن محله که پدر عضوش بود، خیلی تلاش کردند تا توانستند این خیابان میر را آسفالت کنند. این طوری شد که کم‌کم خانه‌های بیشتری توی محله ساخته‌شدند و چون مسکونی شده‌بود، شهرداری اجازه کاشت گندم به باغداران نداد و آنها هم، زمین‌ها را تقسیم کردند و فروختند.»
این‌ها را مادربزرگ می‌گوید و از همسایه‌های قدیمی که بعضی‌هایشان هنوز هستند، از فصل دروی گندم و از جوی‌های آب که از جلوی خانه‌ها می‌گذشتند صحبت می‌کند.
اصلاً از هر پدربزرگ‌ و مادربزرگ‌ یا حتی پدر و مادری که بپرسید، از باغ‌ها و بیشه‌های قدیمی اصفهان که حالا محله‌های جدید شده‌اند با آپارتمان‌های چند طبقه‌ی چند واحدی، می‌گویند و با یک حس غریب از «محله»ها‌ی قدیمی با آداب و رسوم خاصشان که همه همدیگر را می‌شناختند، حرف می‌زنند؛ حسی که نسل جدید نه تنها دوست ندارد که از آن متنفر است!...
باغ‌های زیادی بوده‌اند که حالا خیابان و بزرگراه شده‌اند. خانه‌های بزرگ باشکوهی بوده‌اند که حالا تبدیل شده‌اند به چندین آپارتمان چند طبقه‌ی چند واحدی. حالا بهار و تابستان که می‌شود، نمی‌‌توانی در کوچه پس کوچه‌ها قدم بزنی و از بوی اطلسی و یاس و شب‌بو مست شوی. این‌ها حس‌های گمشده‌ی بشر امروزند.
« از پل الهوردیخوان یا سی‌و سه چشمه، که خیابان چهارباغ را به دو قسمت تقسیم می‌کند، به سمت جنوب، خیابان چهارباغ بالا واقع شده که در دوره صفویه در هر طرف آن باغهای بزرگی قرار داشته ولی امروز کارخانه‌های صنعتی و بیمارستانها در جای آنها قرار دارد.این خیابان به اراضی وسیعی به نام هزارجریب منتهی می‌شود که در محل باغ معروف هزارجریب از آثار دوره شاه عباس اول واقع شده. اراضی هزار جریب به سمت جنوب ارتفاع می‌گیرد و به خط الراس کوه صفه منتهی می‌شود. در این کوه چشمه‌های طبیعی واقع شده که معروف‌ترین‌شان چشمه‌های: درویش(به شکل حوض طبیعی و مسقف در پایه‌ی کوه)، گل زرد( حدود دویست متر بعد از چشمه درویش با راه صعب العبور) و نُقَط (که آب از بالا در آن،قطره قطره می‌چکد.)نام دارند.»
این چند خط قسمتی از کتاب «اصفهان» نوشته دکتر «لطف‌ا.. هنرفر»  با تاریخ انتشار آذرماه 1346 بود. شبیه یک فیلم است. خیابان هزارجریب حالا و قدیم را تصور کنید. کوه صفه هم حسابی عوض شده. حالا «باغ وحش» و «آبشار» و «تله‌کابین» دارد. خیلی از راههایش هم دیگر «صعب العبور» نیست!...
وقتی صحبت از پاسداشت طبیعت می‌شود، آدم‌ها دو دسته می‌شوند برخی‌ها آه از نهادشان برمی‌خیزد و از باغ‌های پر از درختی که حالا جایشان را آپارتمان‌های بی‌قواره گرفته‌اند، صحبت می‌کنند. بعضی‌ها هم با بی‌تفاوتی سری تکان می‌دهند که یعنی برایشان فرقی ندارد که قبلاً چی‌بوده، اصلاً طبیعت و این‌حرفها یعنی چه؟!...
اما جنگ تکنولوژی و طبیعت مدتهاست آغاز شده و اوج گرفته. و مهم این است که ما در این جنگ در کدام سوی میدان‌یم؟! با طبیعت یا تکنولوژی؟! بُرد با کیست؟!...
برد با ماست فقط اگر در میانه‌ی این نزاع بایستیم. به فکر تکنولوژی باشیم در حالی که برای طبیعت ارزش قایلیم و درک کنیم که نابودی طبیعت، نابودی خودمان است.
اصلاً شما فکر می‌کنید ما برای نوه‌هایمان چه می‌توانیم تعریف کنیم؟! از همه مهمتر طبیعتی که آنها خواهند داشت چگونه است؟!...

تفسیر عکس: اینجا خیابان «میر» فعلی‌ست و این دخترک روی این دستگاه دروی گندم مزرعه روبه‌روی خانه‌شان، نشسته و به دوربین لبخند می‌زند!

نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 8:34 | Balatarin | | لینک به این مطلب
شنبه یازدهم اسفند 1386
جوانشهر 10(ورژن جدید)-خرید سبز/ازدواج سبز
جوان‌شهر

---> مطالب داخل آکلاد، موقع انتشار در روزنامه، حذف شده اند.
{خب این هفته روز درخت‌کاری را داریم(15 اسفند) حدود یک ماه دیگر هم روز طبیعت است. به همین مناسبت می‌خواهم جوان‌شهر این هفته را سبز بنویسم!
در ضمن برای نوشتن این مطالب از اطلاعات وبلاگ «چشمهایی که فکر می‌کنند» و چند سایت مختلف استفاده شده‌است.

خرید سبز
حقیقت این است که ما به کیسه‌های پلاستیکی معتاد شده‌ایم! مدتهاست مد شده همه فروشگاههای بزرگ و کوچک، اجناس خریداری‌شده مشتریانشان را در کیسه‌های پلاستیکی به آنها تحویل می‌دهند. پلاستیک این بلای جان طبیعت! سوال اساسی اینجاست که ما با این حجم از دشمنی با نظام طبیعت به کجا خواهیم‌رفت؟!
اما ممنوعيت استفاد از كيسه هاي پلاستيك براي حمل كالا در خرده فروشي‌ها در بسياري از كشورها اجرا می‌شود. به طور نمونه در ايرلند از سال 2002 به ازاي هر كيسه پلاستيكي كه خريدار از فروشنده براي حمل كالا طلب كند چيزي معادل 33 سنت دلار بايد ماليات بدهد! پس از 4-5 سال اين رفتار بازدارنده به كاهش 94% مصرف كيسه هاي پلاستكي و جايگزيني با كيسه‌هاي كاغذي و قابل بازيافت تبديل شده است. طبق آمارها، نرخ مصرف كيسه پلاستكي در جهان بيش از نيم ميليون عدد در دقيقه تخمين زده مي‌شود. موادی که غیرقابل تجزیه و ماندگار در طبیعت هستند. اما تلاش‌هایی برای کمک برای جلوگیری از خفگی طبیعت آغاز شده مثلاً فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي بزرگ IKEA در سراسر جهان از پيشگامان حذف كيسه پلاستيك در مراكز عرضه كالاهاي خود مي‌‌‎باشند و فقط در محوطه داخلي فروشگاه از نوعي سبدهاي پلاستيكي قابل بازيافت كه مجاز به خروج نيز توسط خريداران نيست، استفاده كرده و ساير كالاهاي خريداري شده را فقط با اقلام قابل بازيافت بسته‌بندي مي‌كند.(در حاليكه در آينده نزديك به علت انرژي‌بر بودن فرايند توليد كاغذ، اين ماده نيز بايستي از چرخه مواد بسته بندي كالا حذف گردد!)
پس بیایید تا دیر نشده دست به کار شویم. از همین امروز تا حد ممکن از گرفتن کیسه پلاستیک از فروشنده خودداری کنیم. اگر فروشنده اجناس خریداری‌شده‌تان را داخل پلاستیک ریخت، پلاستیک را به خودش برگردانید و بگویید:« نه! خیلی ممنون. گفتن از پلاستیک استفاده نکنید برای طبیعت ضرر دارد.»}

ازدواج سبز
«الیزابت هرچلا» در وبلاگ «گرین یاهو» روش ابتکاری جالبی برای مراسم ازدواج پیشنهاد کرده. او به همه جوانان توصیه می‌کند که ازدواج، این بزرگترین مسئولیت زندگی‌شان را با مسئولیتی که نسبت به طبیعت دارند، پیوند بزنند و سبز ازدواج کنند! به این صورت:

الف-انتخاب حلقه:
به دنبال خريد حلقه نو و دست اول نباشيد! بسياري از بزرگترها حلقه‌هاي ازدواجشان را در اختيارتان خواهند گذاشت كه مي‌توانيد با كمي پرداخت و تميزكاري در كارگاه‌هاي طلاسازي آن را بازيافت كنيد! اگر حلقه نو و دست اول می‌خواهید می‌توانید از فروشگاههایی مثل «Green Karat» حلقه‌هایی ساخته‌شده از مواد قابل بازیافت بخرید. اما اگر به دنبال حلقه با نگين الماس هستيد كمي در مورد كشته‌شدگان جنگهاي داخلي آفريقا بر سر استخراج الماس سرچ کنید!

ب. محل برگزاری مراسم:
نزديكترين مكان را نسبت به منزل و اقامتگاه‌تان براي مراسم در نظر بگيريد. بدين ترتيب انرژي زيادي توسط شما و مهمانانتان براي رسيدن به مكانهاي دور، از دست نخواهد‌رفت. سعي كنيد از مكانهاي عام‌النفعه‌اي چون باغ‌ها و گردشگاه‌هايي كه هزينه پرداختي شما را صرف بازسازي و بهبود فضاي سبز مي كنند، استفاده كنيد.

پ.نحوه دعوت از میهمانان:
به جاي استفاده از كارت‌هاي مرسوم كاغذي يا پلاستيكي از دعوت‌نامه‌هاي الكترونيك استفاده كنيد. بعد از ارسال هم يك پيامك بفرستيد كه صندوق پست الكترونيك‌شان را چک كنند! اما در صورت استفاده از همان نحوه مرسوم كاغذي، از فروشنده كارت‌هاي طراحي شده بر كاغذهاي بازيافتي را بخواهید.(در بعضي از نمونه‌ها حتي تخم و دانه گياه نيز در لفافه كارت موجود است كه میهمانان می‌توانند آنها را بکارند و اگر هم دورشان انداختند، پس از افتادن به روي خاك جوانه خواهند زد!)

لباس مراسم:
به عوض خريدن لباس عروس براي پوشيدن فقط يك شب، لباس را کرایه کنید.يا لباس عروس مادرتان را بردارید و با كمي تغييرات و بهسازي استفاده كنيد. کت فراگ را نیز اجاره کنید.(در مراسم خارجي‌ها كت داماد به طور رسمي یک كت فراگ است.)
خوراك و پذيرايي:
از مواد غذایی ارگانیک استفاده کنید.(در خارج، محصولات غذايي ارگانيك،پرورش با مواد غير شيميايي، به عنوان انتخاب اول از لحاظ سلامتي و پايداري زيست محيطي قرار دارند و البته گران‌ترند. اما در ایران هنوز چنين دسته‌بندي‌هايي در كار نيست و معمولاً اكثر محصولات غذايي ما طعم و بويي از محصولات پتروشيمي دارند!)
براي ظروف از وسايل اجاره‌اي يا يك‌‎بار مصرف با جنس قابل بازيافت استفاده كنيد.

 گل:
از گلدان‌هاي زنده اجاره‌اي براي دكوراسيون استفاده كنيد و سپس به نهال‌خانه‌ها عودت دهيد.گلهاي استفاده شده در دكوراسيون و تزيينات سر ميز را بعد از اتمام مجلس، براي مراكز خيريه و آسايشگاهها ارسال داريد تا شايد كمي نيز باعث طراوت محيط آنها شوید.(گلهاي ارگانيك نيز از لحاظ بو و شادابي و كمتر بودن عارضه‌هاي زيست محيطي پرطرفدارند.)
 

خدمات نقليه مراسم:

به جاي استفاده از ماشينهاي پرسيلندر! از درشكه و اسب يا ماشينهاي هيبريدي استفاده كنيد.مهمانان را از طريق خدمات حمل و نقلیه عمومي(کرایه چند ون یا اتوبوس) به محل مراسم ببرید يا برنامه‌ريزي كنيد كه از فضاي خالي اتومبيلهايشان براي رساندن سايرين به محل بهره بگيرند!
 

ماه عسل:

براي رفتن به تعطيلات ماه عسل به ترتيب از قطار، ساير وسايل نقليه زميني يا دريايي و در انتها هواپيما استفده کنید تا محيط زيست كمتر متاثر شود! مسافرت در قالب «اكوتوريسم» نيز از انتخابهاي سبز براي ماه عسل است به دشت و كوهستان برويد و هتل‌هاي گرانقيمت و گشت و گذار در مراكز خريد را براي فرصتهاي ديگر بگذاريد.
البته مسلماً بعضی از نکات این «توصیه» با فرهنگ و برخی آداب و رسوم ما زیاد هم‌خوانی ندارد. اگر تصمیم گرفتید سبز ازدواج کنید، خودتان این مطلب را بومی‌ نمایید. لطفاً!

اما یک سوال مهم: به نظر شما در این صورت، چند نفر از مدعوین به عروسیتان خواهند آمد؟! قیافه‌ی این افراد پس از پایان مراسم چگونه می‌باشد؟!

نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 8:35 | Balatarin | | لینک به این مطلب