تبليغاتX
روزنامه نگار اصفهانی
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386
جوان شهر(19)

روزنامه‌ی اصفهان زیبا، شماره ۱۶۵، دوشنبه ۲۱خرداد 1386، صفحه5(جوان)

------------------------------------------------------ 

                         

------------------------------------------------------

پاره‌هایی از متن:

تقلب درعصر جدید!
ماههای خرداد و تیر اصولاً ماههای دوست‌داشتنی‌ای برای دانش آموزان و دانش‌جویان نیستند. پر اند از استرس، کمبود وقت، به خود لعنت فرستادن برای کم‌خوانی‌های در طول ترم و متوسل شدن به راههای "آخر"!... اما در دنیای امروز و به مدد تکنولوژی‌های جدید، این "آخرین راهها" بیشتر شده‌اند. در ستون این هفته  به این راهها خواهیم پرداخت، امید که دیر نشده باشد و مفید فایده افتد!... آن قدر راههای جالبی به ذهن این عزیزان رسیده که آدم دلش نمی‌آید همه را ننویسد! ولی خب چه می‌شود کرد! شجاع، موفق باشید و پیروز!...
اکسیر و پله های ترقی!اکسیر:Next Generation!
این نوزدهمین و آخرین ستون "جوان‌شهر"بود. اگر بی‌نمکی، زردی و خلاصه بدی‌ای از این ستون دیدید، عفو و به پاس همه‌ی خوبیهایش برای طولِ عمرِ قلمِ نگارنده دعا کنید. نه! اصلاً نگران نشوید. اکسیر، تعدیل نیرو نکرده است! ما یک پله صعود کرده‌ایم و از هفته‌های آتی، یکشنبه‌ها با ویژه نامه اکسیر چشمها را خیره خواهیم کرد! درگوشی بگویم که با وبلاگنویس‌شدن یکی دیگر از نویسندگان اکسیر که از مخالفین وبلاگنویسی بود،(این اتفاق عجیب، حدود 1هفته‌ی پیش افتاد!) و رویکرد همه‌جانبه‌ی اعضا به تکنولوژی‌های جدید، امید آن می‌رود که با آغاز به کار ویژه‌نامه جوان،« مجله الکترونیکی اکسیر جوان» هم راه‌اندازی شود و در حالی که سایت روزنامه، هنوز در حد یک شوخی است، ویژه‌نامه‌ی جوان روزنامه، بین‌المللی و فراگیر شود!... کماکان ما را بخوانید، لطفاً!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 11:32 | Balatarin | | لینک به این مطلب
سه شنبه هشتم خرداد 1386
« سیزده سال با کاریکاتور اصفهان »

 پرشین کارتون ، ۸ خرداد ۱۳۸۶،

--------------------------------------------------------

  

 -------------------------------------------------------

در دبیرستان، دوستی داشتم که هربار هنری را تجربه می‌کرد: عکاسی، تئاتر، طراحی و... یک بار هم هوس کاریکاتوریست شدن به سرش زد. من هم آن روزها عشق خبرنگاری و این حرفها بودم و به دنبال "سوژه"! و این گونه من نیز با "خانه کاریکاتور اصفهان" آشنا شدم! تصمیم گرفتم با جوان ترین عضو و رئیس خانه کاریکاتور اصفهان مصاحبه کنم، که نشد و آن پروژه، نیمه‌کاره ماند. اما علاقه‌ی من به کاریکاتور همچنان ادامه‌داشت(دارد،خواهد داشت!) به همین دلیل هم همیشه سعی می‌کنم که حداقل نمایشگاههای کاریکاتور را از دست ندهم.

 پنجشنبه، 3خرداد 86، ساعت 4 بعد از ظهر به مناسبت سیزدهمین سال تاسیس اولین گروه کاریکاتوریستهای اصفهان، هشتمین سال تاسیس انجمن کاریکاتور اصفهان و سومین سال تاسیس خانه‌کاریکاتور اصفهان، نمایشگاهی از آثار کاریکاتوریستهای جوان اصفهانی در کنار آثار اساتید کاریکاتور برپاشد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 8:40 | Balatarin | | لینک به این مطلب
دوشنبه هفتم خرداد 1386
جوان شهر( 18)

« سیزده سال با کاریکاتور اصفهان »

 روزنامه‌ی اصفهان زیبا، شماره ۱۵۶، دوشنبه ۷خرداد 1386، صفحه5(جوان)

 ------------------------------------------------------

 

------------------------------------------------------

پاره‌هایی از متن:

عکس دسته جمعی اعضای خانه‌ی کاریکاتور اصفهان ئر نمایشگاه 13 سال با کاریکاتور اصفهان

اصولاً فضاهای فرهنگی، دوست‌داشتنی، پراز انرژی و زیبا هستند. در ستون جوان‌شهر این هفته می‌خواهم درباره‌ی یکی از این فضاها بنویسم. پنجشنبه و جمعه‌ی گذشته برای کاریکاتوریستهای اصفهانی، روزهای شیرین و نابی بودند. به مناسبت سیزدهمین سال تاسیس اولین گروه کاریکاتوریستهای اصفهان، هشتمین سال تاسیس انجمن کاریکاتور و سومین سال تاسیس خانه‌کاریکاتور اصفهان، نمایشگاهی از آثار کاریکاتوریستهای جوان اصفهانی و اساتیدشان و کارگاهی با محوریت کاریکاتور چهره، برپاشد. علاقه‌ی شخصی‌ام به این "زبان گویا "باعث شد تا پنجشنبه و جمعه‌ام را به این نمایشگاه اختصاص دهم. گاهی اوقات، بعضی از  احساسات، افکار و عقایدمان را نمی‌توانیم به زبان محاوره ابراز کنیم، کاریکاتور، زبان یا بهتر است بگوییم "ابزار"یست که این جور مواقع، خیلی "به درد" می‌خورد!

اولین روز نمایشگاه، شلوغ بود و طبعاً بیشترِ بازدیدکنندگان، کاریکاتوریست بودند. نمایشگاه، شامل 57 اثر از 57 کاریکاتوریست ایرانی و 3 اثر از کاریکاتوریستهای خارجی است که البته، یک نفر از خارجی‌ها به افتتاحیه نرسید. بیشترین صدایی که در نمایشگاه شنیده می شد، صدای احوالپرسی‌های گرم دوستانی بود که بعد از مدت طولانی یکدیگر را دیده بودند! بعد از این که دو، سه دوری همه‌ی آثار را دیدم، بالاخره دوست کاریکاتوریستم رسید و چند دور دیگر هم با او نمایشگاه را دیدم و درمورد هر اثر صحبت کردیم. از کاریکاتوریستهای جوان درباره‌ی نمایشگاه و فضای کاریکاتور اصفهان سوال کردم که البته بیشتر، جوابهای طنازانه تحویل دادند! اما آقای سعید جانقربان، مثل خیلی دیگر از کاریکاتوریستهای اصفهانی، از اوضاع کاریکاتور، ناراضی بود:« ببینید! مثلاً در آلمان، یک قانون بسیار جالب و زیبا هست. دولت اعلام کرده که هرکس، می‌تواند 30 درصد از مالیاتی که باید بپردازد را صرف خرید آثار هنری کند و این گونه، فرهنگ را به جامعه تزریق می‌کنند اما ما در ایران و مخصوصاً اصفهان... یکی از کاریکاتوریستهای خارجی که در این نمایشگاه هم دعوت بود ونیامد، با تعجب از من می‌پرسید که چرا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نفیسه حاجاتی در 22:43 | Balatarin | | لینک به این مطلب