گفت و گو با جوآنه بروکر کاریکاتوریست استرالیایی درباره اصفهان
یکشنبه 26 شهریور 1385- سال اول - شماره 7 - صفحه 14(صفحه فرهنگ)
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
| | لینک به این مطلب وبلاگ محلی برای حرفهایی که نمی شود گفت ولی می شود نوشت
| | لینک به این مطلب - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پارههایی از متن:
با توجه به این که ساعت 8 صبح به من اطلاع داده اند که باید یک مطلب درمورد "هر موضوعی که خواستم مثلا موضوعات روز"بنویسم و تا ساعت 3 بعد از ظهر تحویل دهم، شما فکر میکنید که در مورد چه موضوعی میخواهم بنویسم؟...انرزی هستهای، بسته1+5، مسائل لبنان، معضل بیکاری برخی از جوانان و پرکاری بعضیها( !)، روز جوان، تعطیلات روبه پایان، بازگشایی دانشگاهها...نه آقاجان!
...روزهای آخر اسفند، خیابانها به پارکینگ تبدیل میشوند، درمغازه ها جایی برای نفسکشیدن نمیماند و قیافه رهگذرانی که انگار کسی مجبورشان کرده حتما چیزی بخرند، تماشایی میشود...چند ساعت مانده به سالتحویل به فکر خریدن ماهی قرمز و گل سنبل میافتیم و صبح"روز مادر" دربهدر به دنبال روسری فروشی، مغازه لوازم آرایشی و مزون لباسی که خلوت باشد و قیمت اجناسش فقط کمی کمتر از 2 برابرشده باشد، میگردیم...
| | لینک به این مطلب 




